الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۲۳
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ دوازدهم: یاری خواستن از خداوندﷻ در همۀ کارها و پیوند همیشگی ارادۀ انسان با مشیت الهی
بر جویندۀ علم، بهویژه، و بر مسلمان، بهطور کلی، لازم است که در انجام امور از الله متعال یاری بخواهد و مشیت الهی را پیشاپیش یاد کند و وعدههای خود را به مشیت خداوندﷻ وابسته سازد؛ این امر برای تبرک و نیز در راستای تحقق فرمان الهی است که میفرماید:
“وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا * إِلَّا أَن يَشَاءَ اللهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا”[1]؛ ترجمه: و مگو هیچ چیزی را که من البته کنندهام آن را فردا، مگر این را بگو که خواهد خدای. و یاد کن پروردگار خود را وقتی که فراموش کنی و بگو توقع است که دلالت کند مرا پروردگار من نزدیکتر از این به راه صواب.[2]
همچنان حضرت موسی علیهالسلام نیز هنگام پاسخ دادن به خضر علیهالسلام، مشیت الهی را در سخن خود آورد و گفت: “سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا”[3]؛ ترجمه: خواهی یافت مرا اگر خواهد خدا صبر کننده و نافرمانی نکنم تو را در هیچ امر.[4]
حضرت موسی علیهالسلام وعدۀ خود را به مشیت الهی وابسته ساخت؛ یا به این دلیل که از خداوندﷻ توفیق و یاری برای شکیبایی میخواست، یا از باب تبرک به ذکر مشیت الهی، و یا از آن جهت که از دشواری و سنگینی این امر آگاهی داشت؛ زیرا شکیبایی شخصی مانند او هنگام مشاهدۀ اموری که در ظاهر نادرست و فسادآمیز به نظر میرسید، کاری بسیار دشوار و طاقتفرسا بود.[5]
فایدۀ دیگری نیز در استثنا کردن به مشیت الهی وجود دارد و آن این است که این نوع استثنا، برای رفع اثر و حکم قطعیِ سخن به کار میرود؛ به گونهای که تحقق و عدم تحقق آن، از جهت الزام، یکسان باشد. خداوند متعال مسلمانان را به پیوند دادن سخن خود با مشیت الهی فراخوانده است تا انسان در صورت عملی نشدن وعدهاش، دروغگو محسوب نشود.
ازهمینرو، هنگامی که حضرت موسی علیهالسلام برخلاف وعدهای که داده بود نتوانست شکیبایی کند، دروغگو محسوب نشد؛ زیرا در سخن خود «إن شاء الله» را آورده بود. بنابراین، این امر نشان میدهد که استثنا به مشیت الهی در سخن، اثر و حکم الزامآور آن را برمیدارد. بر همین اساس، حکم آن نباید در موارد گوناگون متفاوت باشد؛ خواه در سوگند باشد، خواه در طلاق یا آزاد کردن برده.
آموزۀ سیزدهم: انسان مسلمان سرشتاً به انجام کارهای خیر گرایش دارد؛ بنابراین، هرگاه زمینهای برای کار خیر ببیند، بدون انتظار اجازه یا پاداش به آن اقدام میکند.
در اقدام خضر علیهالسلام به ساختن دیوار، بدون آنکه کسی از او درخواست کرده باشد، و بدون آنکه با کسی دربارۀ ساختن آن توافقی کرده باشد و نیز بدون آنکه در برابر این کار، اجرتی تعیین کرده باشد، دلیلی وجود دارد بر اینکه مسلمان همواره به انجام کارهای خیر رغبت دارد و برای یاری رساندن به دیگران، حتی اگر از او درخواست کمک نکرده باشند، اهتمام میورزد. مسلمان، نیکوکار، بخشنده، فعال و دارای روحیۀ اجتماعی است.
این اقدام بیانگر آن است که انجام داوطلبانۀ کار خیر، نیازمند اجازه، توافق یا انتظار پاداش نیست؛ بلکه هرگاه فرصتی برای انجام کار خیر و یاری رساندن به دیگران در برابر مسلمان قرار گیرد، شایسته است از آن فرصت بهره ببرد و به انجام آن مبادرت ورزد.
همچنین در اقدام خضر علیهالسلام به ساختن دیوار، دلیلی بر این امر وجود دارد که مسلمان نباید بدی را با بدی پاسخ دهد؛ بلکه باید عفو و گذشت پیشه کند، بزرگواری نشان دهد و نیکی کند. خداوند متعال میفرماید: “ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ”[6]؛ ترجمه: دفع کن (بدی را) به آنچه که آن بهتر است. پس ناگهان آنکس که میان تو و میان آن دشمنی است گویا که او دوست قریب است.[7]
ابن عباس رضیاللهعنهما در تفسیر این آیه گفته است: «خداوندﷻ مؤمنان را فرمان داده است که هنگام خشم، صبر و هنگام نادانی و رفتار جاهلانۀ دیگران، بردباری پیشه کنند و در برابر بدی، عفو و گذشت داشته باشند. هرگاه آنان چنین رفتار کنند، خداوند ایشان را از شرّ شیطان حفظ میکند و دشمنشان در برابر آنان فروتن میشود، به گونهای که گویی دوستی صمیمی و نزدیک است.»[8]
شایان ذکر است که عفو و گذشت از شخص ستمگر، زمانی برای صاحب آن ستوده و پسندیده است که توانایی مقابله و جلوگیری از ظلم او را داشته باشد.