نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۱۱۵

الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام
نکتۀ چهارم: فاصلۀ عظیم میان علم بی‌کران الهی و دانش محدود انسان
قرآن کریم پس از پایان همراهی حضرت موسی و حضرت خضر علیهماالسلام، حکمت سه حادثۀ شگفت‌انگیز را چنین بیان می‌کند:
«أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا * وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا * فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا * وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا»[1]؛
این بخش، آخرین صحنه از داستان حضرت موسی و حضرت خضر علیهماالسلام است. در طول این سفر، حضرت موسی علیه‌السلام و نیز خوانندۀ قرآن با سه حادثۀ شگفت‌انگیز روبه‌رو شدند که در ظاهر، با معیارهای معمول عقل و عدالت ناسازگار به نظر می‌رسید. قرآن کریم نیز تا این مرحله، نام «خضر» را ذکر نمی‌کند تا فضای رازآلود داستان حفظ شود و توجه مخاطب بیش از شخصیت‌ها، به پیام و حکمت الهی معطوف گردد.
در پایان، حضرت خضر علیه‌السلام پرده از راز این حوادث برمی‌دارد و روشن می‌سازد که همۀ این اقدامات نه بر پایۀ رأی و اجتهاد شخصی، بلکه بر اساس علم الهی، وحی و حکمت خداوندمتعال انجام شده است.
۱. حکمت سوراخ کردن کشتی
حضرت خضر علیه‌السلام فرمود: «أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا»؛ ترجمه: کشتی متعلق به گروهی از افراد مستمند بود که از راه دریا کسب روزی می‌کردند. در مسیر آنان، پادشاهی ستمگر قرار داشت که هر کشتی سالم را به زور مصادره می‌کرد. ازاین‌رو، کشتی را اندکی معیوب ساختم تا از چشم آن پادشاه بیفتد و صاحبانش بتوانند پس از تعمیر آن، همچنان وسیلۀ معاش خود را حفظ کنند.
بنابراین، آنچه در ظاهر زیان به نظر می‌رسید، در حقیقت وسیلۀ حفظ مال و زندگی صاحبان کشتی بود. این حقیقتی بود که حضرت موسی علیه‌السلام از آن آگاه نبود، اما خداوندمتعال آن را به حضرت خضر علیه‌السلام تعلیم داده بود.[2]
۲. حکمت کشتن نوجوان
حضرت خضر علیه‌السلام سپس فرمود: «وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا * فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا»؛ ترجمه: آن نوجوان دارای سرشتی بود که اگر زنده می‌ماند، در آینده با طغیان و کفر خود، پدر و مادر مؤمنش را به سختی، گمراهی و رنج می‌کشاند. خداوندمتعال اراده فرمود او را از دنیا ببرد و در مقابل، فرزندی پاک‌تر، باتقواتر و مهربان‌تر به آنان عطا کند.
از دیدگاه ظاهری، این حادثه بسیار تلخ و غیرقابل پذیرش بود؛ اما از منظر علم الهی، این اقدام برای حفظ ایمان والدین و تأمین خیر آیندۀ آنان صورت گرفت. این آیات به انسان می‌آموزد که گاهی آنچه در ظاهر مصیبت به نظر می‌رسد، در حقیقت مقدمۀ خیری بزرگ‌تر است که تنها خداوندمتعال از آن آگاه است.
۳. حکمت برپا کردن دیوار
دربارۀ سومین حادثه، حضرت خضر علیه‌السلام فرمود: «وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ»؛
در این آیه، حضرت خضر علیه‌السلام پنج علت اصلی تعمیر دیوار را بیان می‌کند:
۱. دیوار متعلق به دو کودک یتیم بود.
۲. در زیر آن، گنجی برای این دو یتیم پنهان شده بود.
۳. پدر آنان مردی صالح و پرهیزگار بود و خداوندمتعال به سبب صلاح او، از فرزندانش حمایت کرد.
۴. ارادۀ الهی بر آن بود که این دو کودک پس از رسیدن به بلوغ و توانایی، خود گنج خویش را استخراج کنند و از دستبرد دیگران محفوظ بماند.
۵. تمام این اقدامات به فرمان خداوندمتعال انجام شد، نه بر اساس نظر شخصی حضرت خضر علیه‌السلام.
به همین دلیل، حضرت خضر علیه‌السلام تصریح کرد: «وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي»؛ ترجمه: من این کارها را از پیش خود انجام ندادم.
در پایان نیز فرمود: «ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا»؛ ترجمه: این حقیقت و تفسیر کارهایی بود که نتوانستی بر آن‌ها شکیبایی کنی.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الکهف: ۸۲-۷۹.
[2]. الصابونی، محمد علی، قبس من نور القرآن الکریم، ج۷، ص۵۰-۴۹.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version