نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۱۰۲

رهنمود‌های تربیتی داستان لقمان حکیم علیه‌السلام
رهنمود چهاردهم: پیوند عقیده بر رابطۀ پدر و اولاد مقدم است؛ اما نیکی به پدر و مادر در هیچ حالتی ساقط نمی‌شود
الله متعال می‌فرماید: «وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»[1]؛ ترجمه: و اگر آن دو (پدر و مادر) تلاش کردند که چیزی را شریک من قرار دهی که نسبت به آن هیچ دانشی نداری، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آنان به شیوه‌ای شایسته و نیکو رفتار کن.
براساس هدایت این آیه، نیکی به پدر و مادر در همه حالات واجب و مطلوب است؛ خواه نسبت به اولاد خطا کرده باشند یا به او نیکی نموده باشند، خواه با محبت با او رفتار کنند یا با سخت‌گیری و خشونت.
این نیکی از اولاد ساقط نمی‌شود، حتی اگر پدر و مادر مرتکب گناه و نافرمانی شوند؛ بلکه این حق حتی در صورتی که آن دو کافر و مشرک باشند نیز ساقط نمی‌گردد؛ زیرا خداوندمتعال فرموده است: «وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»؛ ترجمه: و در دنیا با آنان به نیکی و شایستگی معاشرت کن.
اما اطاعت اولاد از پدر و مادر باید آگاهانه و مبتنی بر بصیرت باشد؛ به این معنا که در اموری که موجب خشنودی خداوندمتعال است از آنان اطاعت کند و در اموری که سبب خشم الهی می‌شود از آنان پیروی نکند؛ هنگامی که به فرمانبرداری از خدا امر می‌کنند، از آنان اطاعت نماید و زمانی که به گناه فرمان می‌دهند، از آنان پیروی نکند. همچنین اگر از او بخواهند که به خداوندمتعال کفر ورزد یا برای او شریک قرار دهد، نباید از آنان اطاعت کند؛ زیرا در نافرمانی خالق، هیچ اطاعتی از مخلوق جایز نیست.
این آیه میان دو مفهوم تفاوت قائل شده است: نیکی (بِرّ) و اطاعت.
نیکی به پدر و مادر در هر شرایطی لازم است، حتی اگر آن دو کافر باشند؛ اما اطاعت از آنان مقید به اطاعت خداوندمتعال است؛ بنابراین، هرگاه دستور آنان با فرمان خداوندمتعال در تعارض قرار گیرد، اطاعت از آنان جایز نیست.[2]
با این حال، اختلاف در عقیده و ممنوعیت اطاعت در امور مخالف دین، هرگز حق پدر و مادر را در برخورد نیکو و هم‌نشینی کریمانه از بین نمی‌برد. الله متعال می‌فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»؛ زیرا زندگی دنیا سفری کوتاه و گذراست و این اختلاف، حقیقت بنیادین را تغییر نمی‌دهد؛ آن‌گونه که خداوندمتعال می‌فرماید: «وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[3]؛ ترجمه: و از راه کسانی پیروی کن که به سوی من بازگشته‌اند؛ سپس بازگشت همۀ شما به سوی من است و آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهم ساخت.
پس هر کس نتیجۀ اعمال خود را خواهد دید؛ خواه کفران کرده باشد یا شکرگزاری، و خواه شرک ورزیده باشد یا به توحید پایبند بوده باشد.
سبب نزول آیه
نقل شده است که این بخش از آیۀ: «وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا»؛ دربارۀ سعد بن ابی وقاص رضی‌الله‌عنه نازل شده است.
سعد بن ابی وقاص رضی‌الله‌عنه روایت می‌کند که مادرش سوگند یاد کرد تا زمانی که او از دین اسلام بازنگردد، با وی سخن نگوید و از خوردن و آشامیدن خودداری کند. او گفت: «تو گمان می‌کنی خداوند تو را به نیکی با پدر و مادرت سفارش کرده است، درحالی که من مادرت هستم و به تو دستور می‌دهم که این دین را ترک کنی.»
سعد رضی‌الله‌عنه می‌گوید: سه روز گذشت تا مادرش از شدت ضعف از حال رفت. یکی از پسرانش به نام عماره به او آب داد و او شروع به نفرین کردن سعد رضی‌الله‌عنه کرد. در پی این ماجرا، خداوندمتعال این آیات را نازل فرمود: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي… وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»[4]؛[5]
در روایت دیگری، سعد رضی‌الله‌عنه می‌گوید: «من نسبت به مادرم بسیار نیکوکار بودم. هنگامی که مسلمان شدم، مادرم گفت: ای سعد! این چه دینی است که اختیار کرده‌ای؟ یا از این دین دست برمی‌داری یا آن‌قدر از خوردن و نوشیدن خودداری می‌کنم تا بمیرم و مردم تو را سرزنش کنند و بگویند: قاتل مادرش! به او گفتم: ای مادر! چنین کاری نکن؛ زیرا به خدا سوگند، من به خاطر هیچ چیز این دین را رها نخواهم کرد. او یک شبانه‌روز غذا نخورد و بسیار ناتوان شد؛ سپس روز دوم و سوم نیز به همین حالت ادامه داد تا ضعف او شدت گرفت. هنگامی که این وضعیت را دیدم، گفتم: ای مادر! به خدا سوگند، اگر صد جان هم می‌داشتی و آن‌ها یکی پس از دیگری از بدنت خارج می‌شدند، من هرگز این دین را ترک نمی‌کردم. اکنون اگر می‌خواهی غذا بخور و اگر نمی‌خواهی، نخور. پس از آن، مادرم غذا خورد.»[6]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. لقمان: ۱۵.
[2]. الخالدی، صلاح عبدالفتاح، مع قصص السابقین فی القرآن الکریم دراسات فی الإیمان والدعوة والجهاد، ج۳، ص۱۷۶-۱۷۵،
[3]. لقمان: ۱۵.
[4]. لقمان: ۱۵.
[5]. أخرجه مسلم، کتاب فضائل الصحابه، شماره حدیث: ۶۱۸۸.
[6]. ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۵۵.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version