نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۹۹

رهنمود‌های تربیتی داستان لقمان حکیم علیه‌السلام
رهنمود نهم: شرک؛ بزرگ‌ترین ستم و تاریک‌ترین ظلم
چرا شرک بزرگ‌ترین ظلم است؟
ظلم در لغت به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاه شایستۀ آن، تجاوز از حد، یاری دادن باطل، دور شدن از حق و پنهان ساختن حقیقت است. ازاین‌رو شرک بزرگ‌ترین ظلم به شمار می‌آید؛ زیرا مشرک در چندین جهت مرتکب ستم می‌شود:
۱. ظلم به حق خداوند متعال؛
بزرگ‌ترین حق، حق خداوندمتعال بر بندگان است؛ یعنی اینکه تنها او عبادت شود و هیچ شریکی برای او قرار داده نشود. مشرک این حق را پایمال می‌کند و عبادت را که مخصوص خداست به غیر او اختصاص می‌دهد.
۲. ظلم به خود؛
انسان برای بندگی خداوند متعال آفریده شده است. هنگامی که به جای پروردگار یکتا در برابر مخلوقات، بت‌ها، انسان‌ها یا سایر موجودات سر تعظیم فرود می‌آورد، خود را از جایگاه والای بندگی خدا به پست‌ترین مراتب بندگی مخلوق تنزل می‌دهد.
۳. ظلم به اهل ایمان؛
تاریخ نشان داده است که شرک و کفر غالباً زمینۀ آزار، اذیت و دشمنی با مؤمنان را فراهم کرده است. از این جهت نیز نوعی ستم به اهل ایمان محسوب می‌شود.
۴. ظلم به حقیقت هستی؛
مشرک نظام واقعی عالم را برعکس می‌بیند؛ مخلوق را در جایگاه خالق قرار می‌دهد و حقیقت اشیا را دگرگون می‌سازد.
۵. ظلم به دیگر انسان‌ها.
کسی‌که با کردار یا گفتار خود دیگران را به سوی شرک و گمراهی دعوت کند، در گمراهی آنان نیز سهم خواهد داشت و از این جهت به دیگران ستم کرده است.
انواع ظلم در روز قیامت
امام ابن قیم رحمه‌الله بیان می‌کند که ظلم‌ها در روز قیامت در سه دفتر ثبت می‌شوند:
۱. ظلمی که خداوند متعال آن را بدون توبه نمی‌بخشد.
این ظلم، شرک است. «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ»[1]؛ ترجمه: بی‌گمان خداوند شرک ورزیدن به خود را نمی‌بخشد.
۲. ظلمی که خداوند متعال هیچ بخشی از آن را رها نمی‌کند.
این ظلم، ستم بندگان به یکدیگر است. حقوق مردم در قیامت به طور کامل بازپس گرفته خواهد شد.
۳. ظلمی که میان بنده و پروردگار اوست.
این ظلم شامل بسیاری از گناهان فردی است که با توبه، استغفار، اعمال صالح و مصیبت‌های کفاره‌دهنده بخشوده می‌شود.[2]
بنابراین لقمان حکیم علیه‌السلام خواست فرزندش را از بزرگ‌ترین ظلم، یعنی شرک، دور سازد و در عین حال او را نسبت به همۀ انواع ظلم و تجاوز هشدار دهد تا زمینۀ پذیرش سایر آموزه‌های اخلاقی و تربیتی فراهم گردد.
تفسیر نبوی از «ظلم» در سورۀ انعام
خداوند متعال می‌فرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُهْتَدُونَ»[3]؛ ترجمه: کسانی‌که ایمان آورده‌اند و ایمان خود را با ظلم نیامیخته‌اند، امنیت برای آنان است و آنان هدایت‌یافتگان‌اند.
هنگامی که این آیه نازل شد، صحابه رضی‌الله‌عنهم‌‌اجمعین نگران شدند و گفتند: «کدام یک از ماست که به خود ستم نکرده باشد؟ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: مراد از ظلم در این آیه آن چیزی نیست که شما گمان کرده‌اید؛ بلکه همان است که لقمان علیه‌السلام به فرزندش گفت: «إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ»؛ یعنی شرک، ظلم بزرگ است.[4]
بدین ترتیب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم توضیح دادند که منظور از ظلم در این آیه، شرک است، نه مطلق گناهان و معاصی. این حدیث همچنین دلالت دارد که هر گناهی موجب کفر نمی‌شود و میان معصیت و شرک تفاوت وجود دارد.
انواع شرک
الف. شرک اکبر «شرک بزرگ»؛
شرک اکبر آن است که انسان برای الله شریک قرار دهد و چیزی را همراه او عبادت کند؛ مانند پرستش بت‌ها، سنگ‌ها، درختان، خورشید، ماه، ستارگان، فرشتگان، پیامبران یا اولیاء الهی.
دربارۀ این نوع شرک، الله متعال می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ»[5]؛ ترجمه: خداوند شرک را نمی‌بخشد.
ب. شرک اصغر «ریا».
نوع دوم شرک، ریا است؛ یعنی انسان عبادت یا عمل صالح را برای جلب توجه و ستایش مردم انجام دهد.
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: بیش از هر چیز برای شما از شرک اصغر می‌ترسم.
گفتند: ای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم! شرک اصغر چیست؟ فرمودند: «ریا». سپس فرمودند که خداوند در روز قیامت به ریاکاران خواهد گفت: «به سوی کسانی بروید که در دنیا برای آنان عمل می‌کردید و ببینید آیا نزد آنان پاداشی می‌یابید یا نه».[6]
بنابراین، از دیدگاه قرآن و سنت، شرک بزرگ‌ترین ظلم است؛ زیرا هم حق خداوندمتعال را ضایع می‌کند، هم به انسان و جامعه آسیب می‌رساند و هم حقیقت هستی را برعکس جلوه می‌دهد. به همین دلیل لقمان حکیم علیه‌السلام نخستین و مهم‌ترین سفارش خود را با نهی از شرک آغاز کرد تا بنیاد ایمان و توحید در دل فرزندش استوار گردد و زمینه برای پذیرش سایر فضایل اخلاقی و تربیتی فراهم شود.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. النساء: ۴۸.
[2]. ابن القیم الجوزیه، الوابل الصیب فی الکلم الطیب، ص۴۷.
[3]. الأنعام: ۸۲.
[4]. أخرجه مسلم، کتاب الإیمان، شماره حدیث: ۱۹۸.
[5]. النساء: ۴۸.
[6]. أخرجه البخاری، کتاب الشهادات، شماره حدیث: ۲۶۵۴؛ و مسلم، کتاب الإیمان، شماره حدیث:۸۷.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version