نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۹۶

رهنمود های تربیتی داستان لقمان حکیم علیه‌السلام
رهنمود چهارم: توصیه به فروتنی و نرم‌خویی با مردم
پس از آن‌که لقمان حکیم علیه‌السلام فرزند خود را به اموری که موجب کمال شخصیت او و اصلاح جامعه می‌شود سفارش کرد، او را به رعایت آداب معاشرت با مردم نیز راهنمایی نمود و فرمود: «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»[1]؛ ترجمه: و از روی تکبر، رخسار خود را از مردم برمگردان و با غرور و سرمستی بر روی زمین راه مرو؛ زیرا خداوند هیچ متکبرِ فخر فروش را دوست ندارد.
كلمه «صَعَر» به بیماری‌ای گفته می‌شود که شتر را مبتلا ساخته و گردن او را کج می‌کند. بر این اساس، مقصود از جملۀ «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ» آن است که انسان با روی گشاده و از سر تواضع با مردم برخورد کند و همچون متکبران، صورت خود را از آنان برنگرداند.[2]
همچنین معنای آن این است که انسان از روی خودپسندی، تحقیر دیگران و احساس برتری، چهرۀ خود را از مردم منحرف نسازد.[3]
سپس لقمان علیه‌السلام می‌فرماید: «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا»؛ ترجمه: و با تکبر و سرمستی در زمین راه مرو.
یعنی در راه رفتن دچار خودنمایی، غرور، بی‌اعتنایی به مردم و فخرفروش نشو. کسانی که چنین خصلتی دارند، معمولاً گرفتار تکبر و خودبزرگ‌بینی‌اند و این روحیه در شیوۀ راه رفتن آنان نیز آشکار می‌شود.[4]
به همین دلیل خداوند متعال در جای دیگری می‌فرماید: «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا»[5]؛ ترجمه: و با غرور در زمین راه مرو؛ زیرا نه می‌توانی زمین را بشکافی و نه در بلندی به کوه‌ها برسی.
لقمان علیه‌السلام در ادامه فرزند خود را از گرفتار شدن به نفرت الهی برحذر داشته و می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»؛ ترجمه: بی‌گمان خداوند هیچ متکبرِ فخرفروشی را دوست ندارد.
این جمله علت نهی از تکبر و فخرفروشی را بیان می‌کند.
«مختال» کسی است که با غرور و خودپسندی رفتار می‌کند و «فخور» به کسی گفته می‌شود که به مال، مقام، نسب، قدرت یا سایر امتیازات خود بر دیگران فخر می‌فروشد. البته بیان نعمت‌های الهی از روی شکرگزاری، داخل در این نهی نیست؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»[6]؛ ترجمه: و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن.
در کل، هدف از این نهی‌ها دور ساختن انسان‌ها از صفات ناپسندی است که هم برای فرد و هم برای جامعه زیان‌بار و ویرانگر است.
رهنمود پنجم: رعایت ادب در راه رفتن و سخن گفتن
پس از آن‌که لقمان حکیم علیه‌السلام فرزند خود را از اخلاق ناپسند بازداشت، او را به اخلاق پسندیده راهنمایی کرد و فرمود: «وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»[7]؛ ترجمه: و در راه رفتنت میانه‌رو باش و از صدایت بکاه؛ زیرا زشت‌ترین صداها، صدای خران است.
مقصود از «وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ» آن است که انسان در راه رفتن اعتدال را رعایت کند؛ نه آن‌چنان آهسته و سست حرکت نماید که نشانۀ ضعف و تنبلی باشد و نه چنان تند و متکبرانه راه برود که بیانگر غرور و خودنمایی باشد. راه رفتن مؤمن باید همراه با وقار، آرامش و اعتدال باشد.
همچنین خداوند می‌فرماید: «وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ»؛ ترجمه: از صدای خود بکاه. یعنی هنگام سخن گفتن صدای خود را بیش از حد بلند نکن؛ زیرا فریاد زدن و بلند کردن بی‌مورد صدا، با وقار و خردمندی سازگار نیست. انسان مؤمن باید در گفتار خود ادب، آرامش و متانت را رعایت کند.
برای عیب گیری بلند کردن بی‌دلیل صدا، خداوند متعال آن را به صدای مَرکب تشبیه کرده و فرموده است: «إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»؛ ترجمه: بی‌گمان زشت‌ترین و ناپسندترین صداها، صدای خران است.
این تشبیه بیان كننده آن است که فریاد زدن و بلند کردن نابجای صدا، نشانۀ بی‌ادبی و دوری از اخلاق پسندیده است و انسان خردمند باید از آن پرهیز کند.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. لقمان: ۱۸.
[2]. الزمخشری، جار الله محمود، الکشاف، ص۸۳۷.
[3]. الأندلسی، أبو محمد عبدالحق إبن عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ص۱۴۸۷.
[4]. محمد طاهر، ابن عاشور، التحرير والتنوير؛ ج۲۱، ص۱۶۲؛ سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۵، ص۲۷۹۰؛ الأندلسی، أبومحمد عبدالحق إبن عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ص۱۴۸۷.
[5]. الأسراء: ۳۷.
[6]. الضحی: ۱۱.
[7]. لقمان: ۱۹.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version