…
نویسنده: شیخ محمد یونس خالد
الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام
بخش: ۱۳۹
الگوهای تربیتی زندگی رسول‌الله حضرت محمد مصطفی صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ
اوضاع و احوال جهان قبل از تولد و بعثت سردار دو جهان رسول اکرم صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ
اوضاع و احوال کشورها و ملل جهان قبل از اسلام (ادامه)
۱- امپراطوری روم
امپراطور روم شرقی، معروف به امپراطور بیزانس که قلمرو آن در آن زمان شامل سرزمین یونان، بالکان، آسیا، سوریه و فلسطین، تمام حوزه‌های مدیترانه، مصر و کلیۀ سرزمین‌های شمال آفریقا می‌گردید و مرکز آن قسطنطنیه بود، حکومتی ستمگر داشت که ظلم و ستم را بر ملت‌های یاد شده تحمیل می‌کرد و آشفتگی، هرج و مرج همه‌جا را فراگرفته بود درحالی که خودشان با عیش و عشرت زندگی می‌کردند، با این وجود مصر، عرصۀ ظلم مذهبی و بدترین نوع استبداد سیاسی شده بوده و برای رومی‌ها به مثابۀ گوسفندی بود که از شیر آن استفاده می نمودند، اما به آن علوفۀ کافی نمی‌دادند.
در سوریه نیز انواع ظلم و بیگاری و بردگی رواج یافته بود و رومی‌ها برای رهبری و فرمانروایی آنان، فقط از زور و قدرت کمک می‌گرفتند و علاوه بر آنکه مورد تاخت و تاز قرار داده بودند، مانند بیگانگانی بر آن فرمانروایی می‌کردند که جز منطقِ زور چیزی را نمی‌شناشند و هیچ نوع نرمشی با آن‌ها نشان نمی‌دادند تا جایی که مردم سوریه برای پرداخت وام‌های خود، فرزندان‌شان را می فروختند.[1]
امپراطور روم شرقی چنان زیر بار مالیات‌های کمرشکن بی‌رمق شده بود که ملت آن هر حکومت بیگانه‌ای را بر حکومت خود ترجیح می‌دادند. شورش‌ها و انقلاب‌های مکرری صورت می‌گرفت. تنها در غایلۀ قسطنطنیه سی هزار نفر جان خود را از دست دادند.
بزرگترین مشغلۀ مردم جمع‌آوری مال و ثروت، به هر طریق ممکن و خرج آن در خوشگذرانی و عیش و عشرت‌ها بود. خوشگذرانی و تفریح و سرگرمی به حدی رسیده بود که با وحشیگری تفاوتی نداشت.
نویسندگان کتاب «تمدن گذشته و حال آن» اوضاع اجتماع بیزانس و تناقض و فساد اخلاقی و علاقۀ آن را به عیش و عشرت و تفریح این چنین به تصویر کشیده‌اند:
«تناقض وحشتناکی بر زندگی اجتماعی بیزانسی‌ها حاکم بود. گرایش به مذهب در اذهان‌شان رسوخ کرده بود. ترک دنیا و رهبانیت در گوشه و کنار کشور رواج داشت. افراد عادی در مباحث عمیق مذهبی دخالت می‌کردند. زندگی عمومی مرموز و دارای رنگ مذهب باطنی بود. اما از سوی دیگر همین مردم، فوق‌العاده علاقه‌مند انواع بازی‌ها و لهو و لعب بودند. میدان‌های ورزشیِ بزرگی وجود داشت که 80 هزار نفر تماشاچی را در خود جای می‌داد. تماشاچیان در آن نشسته و کشتی‌گیری مردان با مردان و احیاناً نبردِ مردان با درندگان را تماشا می‌کردند.
مردم به دو گروه آبی و سبز تقسیم شده بودند. بیزانسی‌ها زیبایی را خیلی دوست داشتند و به خشونت و ظلم نیز علاقه‌مند بودند. بازی‌های‌شان بیشتر منجر به اذیت و آزار و خونریزی می‌گردید و شکنجه‌های‌شان خیلی سخت و هولناک بود. زندگی رؤسا و بزرگان‌شان آمیخته با عیش و خوشگذرانی و توطئه‌ها و تکلفات بی‌جا و عادت‌های زشت و قبیح بود.[2]
در برخی از ملت‌ها، سیاست بر اساس تقدیس و تعظیم ملت و وطن بود؛ مانند دولت روم که بزرگداشت میهن و ملت روم را ملاک قرار داده بود و کشورها و ملت‌های دیگر، جز خدمت‌گزار مصالح وی و شریان‌هایی که خون را به مرکز انتقال می‌دهند، جایگاه دیگری نداشتند. در این راستا دولت به هیچ مبدأ و اصلی احترام قایل نبود؛ هر شرف و ارزشی را پایمال می‌کرد؛ هر ظلم و ستمی را روا می‌داشت؛ هیچ کشوری را هم‌کیشی و اشتراک در عقیده یا اخلاص و وفاداری به دولت، از این ستم و حق‌کشی نجات نمی‌داد. در هیچ شرایطی حاضر نبودند بپذیرند که آن‌ها حق حاکمیت بر خویش را داشته باشند. و در سرزمین خود از حقوق خویش بهره‌مند شوند. آن‌ها به مثابۀ شتری بودند که گاه برای سواری مورد استفاده قرار می‌گیرد، گاه نیز شیرش را می‌دوشند و صرفاً به اندازۀ زنده ماندن و شیر دادن، جلویش علف گذاشته می‌شود.[3]
حکومت روم در مصر و شام
دکتر آلفرد. ج . بتلر در مورد حکومت رومیان در مصر می‌گوید:
«حکومت رومیان در مصر جز یک هدف، چیزی دیگر دنبال نمی‌کرد و آن قاپیدن اموال رعیت و در اختیار زمامداران قرار دادن بود؛ هیچ‌گاه نیندیشید که هدف از حاکمیت را رفاه رعیت و بهبود وضعیت مردم، پیشرفت در زندگی، تهذیب اخلاق و سامان‌دهی وضعیت اقتصادی مردم، قرار دهد. با این توضیح حاکمیتی که وجود داشت حاکمیت بیگانگان بود که صرفاً متکی بر زور و قدرت بود و هیچ نوع شفقت و ترحمی بر ملت تحت سلطه‌اش نداشت.»
یک مؤرخ عرب شامی در مورد حکومت روم در شام می گوید:
«برخورد رومیان حاکم بر شام، با وجود مشکلات و بحران‌های داخلی که داشتند، با شامیان عادلانه و نیکو بود. زمانی که دولت‌شان پیر و فرسوده شد، به بدترین وضعیت از بردگی و زبونی دچار شدند. مردم شام به عنوان شهروندان رومی و سرزمین‌شان به عنوان سرزمین رومی تلقی نمی‌شد. بلکه آن‌ها رعیتی غریب و بیگانه بودند. بسا اوقات فرزندان‌شان را جهت پرداخت مالیاتی که بر دوش‌شان سنگینی می‌نمود، می‌فروختند. برده‌گیری و ظلم و ستم بیداد می‌نمود. با همان بازوهای ناتوان و ضعیف، دولت روم مراکز و کارگاه‌های بزرگی را در شام احداث نمود.»
رومیان هفتصد سال بر شام حکومت کردند. با آغاز حکومت‌شان، جنگ و درگیری، استبداد و خودخواهی و قتل و کشتار نیز شروع شد.[4]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الصلابی، علی محمد، الگوی هدایت، ناشر: انتشارات حرمین، چاپ اول دیجیتال، ۱۳۹۴، ج ۱، ص ۳۴.
[2]. ندوی، علامه سید ابوالحسن، نبی رحمت، مترجم: محمد قاسم قاسمی، مکتبۀ حقانیه، بی‌تا، ص۲۶-۲۷.
[3].  الندوی، ابوالحسن علی الحسنی، کندوکاوی در اوضاع جهان، مترجم: عبدالحکیم عثمانی، نشر احسان، چاپ دوم، سال ۱۳۸۸، ص۱۱۳-۱۱۴.
[4]. الندوی، ابوالحسن علی الحسنی، کندوکاوی در اوضاع جهان، مترجم: عبدالحکیم عثمانی، نشر احسان، چاپ دوم، سال ۱۳۸۸، ص۱۱۴-۱۱۵.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version