در حکومت اسلامی، وضعیت مانند تئوکراسی نیست. حاکم اسلامی باید در یک چارچوب مشخص حکومت کند. او حق ندارد خواستههای شخصی خود را بر مردم تحمیل کند و آن را به نام خدا قرار دهد. بلکه تنها باید قوانین و فرمانهایی را اجرا کند که از سوی خداوند نازل شده است، نه اینکه مانند تئوکراسی، حلال خدا را حرام و حرام را حلال کند.
حاکم اسلامی هیچ حقی ندارد که به دلخواه خود عمل کند. او نه حق تغییر احکام الهی را دارد و نه میتواند بدون اجازهٔ خدا قانونگذاری کند. در عمل نیز باید فقط در چارچوب اصول اسلامی حرکت کند.
۵. ویژگیهای تئوکراسی و دیدگاه اسلامی
در قرون وسطی، بر اساس نظریهٔ تئوکراسی، حاکم تنها در برابر خداوند مسئول دانسته میشد، نه در برابر مردم. در چنین نظامی، نه برای پادشاه شرایط مشخصی تعیین میشد و نه برای شیوهٔ حکومتداری او برنامه و چارچوب معینی ارائه میگردید.
این اندیشه سبب میشد که قدرت نه از سوی نهادهای دینی و نه از سوی نهادهای مدنی و اجتماعی محدود گردد. در نتیجه، حکومت به فساد و سوءاستفاده از قدرت گرفتار میشد.
اما در حکومت اسلامی، وضعیت کاملاً متفاوت است. حاکم اسلامی هم در برابر خداوند و هم در برابر مردم مسئول است. از سوی دیگر، قرآن کریم مردم را فرمان میدهد که از رهبران و زمامداران ستمگر پیروی نکنند؛ همان کسانی که فساد را در جامعه گسترش میدهند و امور مردم را اصلاح نمیکنند.[1]
۶. رابطهٔ دولت و ملت
در اسلام، رابطهٔ دولت و ملت بر حقوق و وظایف متقابل استوار است؛ اما در تئوکراسی غربی، پادشاه تنها دارای حقوق است و مردم فقط مکلفاند.
ترجمه: «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.»
امامان و رهبران امت خود را خدمتگزار مردم میدانند، نه حاکم بر مردم. ولایت در اسلام بر اساس دلها و ایمانها است، نه سلطهٔ صرف سیاسی؛ و این با پاپسالاری، کلیساها و حتی دموکراسی تفاوت بنیادی دارد.
ویژگیهای حاکمیت الهی
در نظام اسلامی، حاکمیت از آنِ الله تعالی است و قانون تنها از سوی او تعیین میشود، نه بر اساس سلیقه، خواست یا تمایلات شخصی حاکم. چنانکه الله تعالی در قرآن کریم میفرماید:
ترجمه: «این (قرآن) چیزی جز وحیای که بر او نازل میشود، نیست.»
این آیات به روشنی بیان میکنند که منشأ قانون در اسلام، وحی الهی است، نه اراده و خواست انسان. در مقابل، در قرون وسطی، قوانین کلیسا عمدتاً بر اساس خواست و سلیقه زمامداران دینی وضع میشد و همین امر زمینه نارضایتی و اعتراض گسترده مردم را فراهم ساخته بود.