نویسنده: رحمت­‌الله رحمانی

آفات و گناهان زبان (بخش هشتم)

آفت هشتم: ترانه­‌ها و اشعار مبتذل
یکی دیگر از آفات زبان که امروزه بسیار شیوع پیدا کرده است ترانه‌­ها و اشعار مبتذل هستند که به نوعی محرک شهوت می­‌باشند، و منظور از ترانه‌­ها و اشعار مبتذل اشعاری هستند که انسان را به طرف کفر و فسق بکشانند و مسلماً دین مبین اسلام ترانه‌سرایی و شعرگویی که با ابتذال و ترویج فحشا همراه باشد را نمی‌­پسندد و آن­را رد می‌­کند. اما در رابطه با اشعاری که مضامین اسلامی دارند بحث جداست برخی تصور می­‌کنند که اسلام با شعر و شاعری سر ناسازگاری دارد؛ در حالی­که این توهمی بیش نیست. بدون شک ذوق شعر، و هنر شاعری؛ مانند همه سرمایه­‌های وجودی انسان در صورتی ارزشمند است که در یک مسیر صحیح به کار افتد و از آن بهره­‌گیری مثبت و سازنده شود، اما اگر به­‌عنوان یک وسیله‌ی مخرب برای ویران کردن بنیان اعتقاد و اخلاق جامعه و تشویق به فساد و بی‌­بند­و­باری مورد استفاده واقع شود، و یا انسان‌­ها را به پوچی و بی‌هودگی و خیال­‌پروری سوق دهد، یا تنها یک سرگرمی بی‌­محتوا تلقی گردد، بی­‌ارزش و حتی زیانبار است. شعر وسیله‌‌ است و معیار ارزیابی آن هدفی است که شعر در راه آن به کار گرفته می­‌شود. متأسفانه در طول تاریخ ادبیات اقوام و ملل جهان، از شعر سوء استفاده فراوان شده است، و این ذوق لطیف در محیط­‌های آلوده آن چنان به ننگ کشیده شده است که گاه از مؤثرترین عوامل فساد و تخریب بوده است، مخصوصاً در عصر جاهلیت که دوران انحطاط فکری و اخلاقی قوم عرب بود، «شعر» و «شراب» و «غارت» همواره در کنار هم قرار داشتند! ولی چه کسی می­تواند این حقیقت را انکار کند که اشعار سازنده و هدف‌دار در طول تاریخ حماسه‌­های فراوان آفریده است، و گاه قوم و ملتی را در برابر دشمنان خون‌خوار و ستم­گر آن چنان بسیج کرده که بی­‌پروا از همه چیز بر صف دشمن زده و قلب او را شکافته‌­ است.
تصور برخی که فکر می­‌کنند اسلام با شعر و شاعری سر ناسازگاری دارد از آیه شریفه: «وَالشُّعَرَاءُ يتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ»؛ (و شاعران­اند که گمراهان از آنان پیروی می­نمایند)[1] ناشی شده است. در حالی­که چنین تصوری چیزی جز یک توهم نیست؛ زیرا آیه در صدد نکوهش تمام انواع شعر نیست، بلکه نوع خاصی از شعر را مورد مذمت قرار می­دهد، چرا که در تاریخ از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) اشعاری نقل کرده­اند؛ از آن جمله این که فرمودند: «أللَّهُمَّ لَاعَيْشَ إِلَّا عَيْشَ الآخِرَةِ   فَاغْفِرْ لِلْأَنْصَارِ وَ الْمُهَاجِرَةِ»؛ (خدایا زندگی همان زندگی آخرت هست (و تنها آن کامل و دایمی می­‌باشد) پس انصار و مهاجر را بیامرز.)
حضرت ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) هنگامی که تب گرفت چنین گفت: «كُلَّ امْرِي مُصَبَّحْ فِى أَهْلِهِ   وَالْمَوْتُ أَدْنَى مِنْ شِرَاكِ نَعْلِهِ»؛ (هر فردی در میان خانواده­‌اش صبح می­‌کند در حالی­که مرگ به او از بند کفشش نزدیک‌­تر می‌­باشد.)
پس بنابراین نتیجه می‌گیریم که تنها اشعاری که به کفر و فسق منجر می‌شوند، از آفات زبان به شمار می‌آیند. حتی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در مورد شعر فرموده‌اند: «إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةٌ»، یعنی «در برخی از اشعار، البته پند و حکمت نهفته است.»[2] بنابراین، اشعاری که در آن‌ها سخن ناپسند و مطالب زشت و ممنوع و نامشروع نباشد، نقل و نظم آن‌ها اشکالی ندارد. اما اشعاری که مطالب زشت و ممنوع در آن‌ها وجود دارد، سرودن آن‌ها حرام و ناجایز است.
پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در مورد سرودن این‌گونه اشعار فرموده‌اند: «لَأَنْ يَمْتَلِىَ جَوْفُ الرَّجُل قَيحًا خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَمْتَلِئَ شِعْرًا»، به معنای «اگر شکم یکی از شما پر از چرک باشد تا حدی که او را از بین ببرد، بهتر است تا اینکه پر از شعر زشت باشد.»[3] منظور از ترانه‌ها، ترانه‌هایی است که شرک‌آمیز و کفرآمیز هستند و شنیدن آن‌ها از نظر شرع ممنوع است و حتی از نظر پزشکی نیز مضر شناخته شده‌اند. به اعتقاد یکی از روان‌پزشکان آمریکایی، گوش دادن به ترانه‌های همراه با آهنگ می‌تواند فشار خون بدن انسان را به شدت بالا ببرد و حتی به خاطر این نظریه روان‌پزشکی، برای چندین سال در آمریکا اجرای کنسرت‌ها ممنوع اعلام شد.
آفت نهم: تمسخر و استهزاء
یکی دیگر از انحرافات زبان، تمسخر و استهزاء است. قطعاً تمسخر و استهزاء دیگران حرام می‌باشد؛ زیرا این کار سبب آزار دیگران خواهد شد.
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِن نِسَاءٍ عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ»؛ (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نباید گروهی از مردم گروه دیگری را مورد تمسخر قرار دهند؛ شاید که آن‌ها بهتر از گروه مسخره‌کننده باشند. همچنین زنان نباید زنان دیگری را مورد تمسخر قرار دهند؛ شاید که آن‌ها بهتر از آن‌ها باشند.)[4]
پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نیز در این باره فرموده‌اند: «إِنّ الْمُسْتَهْزِئِينَ بِالنّاسِ يُفْتَحُ لِأَحَدِهِمْ بَابٌ مِنَ الْجَنّةِ فَيُقَالُ لَهُ: هَلُمَّ هَلُمَّ، فَيَأْتِي بِكَرْبِهِ وَغَمِّهِ، فَإِذَا أَتَى إِلَيْهِ أُغْلِقَ دُونَهُ. ثُمّ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ آخَرُ فَيُقَالُ لَهُ: هَلُمَّ هَلُمَّ، فَيَأْتِي بِكَرْبِهِ وَغَمِّهِ، فَإِذَا أَتَى إِلَيْهِ أُغْلِقَ دُونَهُ. فَمَا يَزَالُ كَذَلِكَ حَتّى إِنّ الرّجُلَ لَيُؤْمَرُ بِالدّخُولِ فَلَا يَأْتِيهِ»؛ (برای مسخره‌کنندگان مردم، دری از درهای بهشت باز می‌شود و به آن‌ها گفته می‌شود: بشتابید، بشتابید! آن فرد با غم و اندوه به سوی آن در می‌رود و هنگامی که نزدیک می‌شود، در بسته می‌شود. سپس در دیگری باز می‌شود و به او گفته می‌شود: بشتابید، بشتابید! ولی وقتی به آن در نزدیک می‌شود، باز هم بسته می‌شود. این عمل تا جایی ادامه دارد که آن شخص دیگر نمی‌آید.)[5]
سبحان الله! یک تمسخر ساده در این دنیا که به بندگان خدا روا داشته می‌شود، اگرچه در نظر ما چیز اندکی به نظر می‌رسد، ولی در واقع، عملی است که موجب از دست دادن چیزی بزرگ (بهشت) می‌شود و در آن دنیا نیز فرد مورد تمسخر و استهزاء قرار خواهد گرفت. تمسخر و استهزاء به معنی ریشخند زدن، دیگران را پست شمردن و عیب‌جویی به گونه‌ای است که دیگران را به خنده وا دارد، چه این عیب‌جویی با کردار باشد یا با اشاره.
حضرت معاذ بن جبل (رضی الله عنه) نقل می‌کنند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) فرموده‌اند: «مَنْ عَيرَ أَخَاهُ بِذَنْبٍ، لَمْ يَمُتْ حتى يعْمَلَهُ»؛ (هر کس برادر دینی خود را به گناهی که از آن توبه کرده است ملامت کند، قبل از مرگ خودش به آن گناه دچار خواهد شد.)[6]
در جای دیگری، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده‌اند: «كلُّ المسلم على المسلم حرام، ماله، و عِرضُه، و دمُه»؛ (مال، آبرو و جان هر مسلمانی بر مسلمان دیگر حرام است.) [7]
امروزه برخی افراد وجود دارند که وقتی به آن‌ها گفته می‌شود چرا مسخره می‌کنید، پاسخ می‌دهند که ما فقط شوخی می‌کنیم، بی‌توجه به اینکه در پشت پرده شوخی، آبروی شخصی را می‌ریزند. در حالی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) لطمه زدن به آبروی شخص را حرام اعلام کرده‌اند و یکی از شایع‌ترین نقص‌های زبان، همین تمسخر و طعنه زدن است. برخی افراد به مسائلی چون قد، لاغری، رنگ پوست، تنگدستی، نوع پوشش و حتی نحوه نماز خواندن دیگران در حالت تضرع و خشوع، طعنه می‌زنند و با این کار خود را بالاتر نشان می‌دهند.
دلیل این رفتار، بی‌اهمیت شمردن دین و قرآن توسط این افراد است. آن‌ها با انجام گناهان کبیره و نسبت دادن لقب‌های ناپسند به یکدیگر، قلب انسان‌ها را می‌شکنند. خداوند متعال در قرآن کریم فرموده‌اند: «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»؛ (وای بر هر کسی که دیگران را عیب‌جویی و مسخره کند.)[8] «هُمَزَةٍ» به معنای عیب‌جویی با چشم و آبرو و «لُمَزَةٍ» به معنای عیب‌جویی با زبان است.
ادامه دارد…
[1] ـ سوره شعراء/ آیه:۲۲۴.
[2] ـ صحیح بخاری.
[3] ـ بنگرید صحیح بخاری حدیث رقم : (۶۱۵۵) ، صحیح مسلم حدیث رقم : (۲۲۵۷)، سنن أبو داود حديث رقم (۵۰۰۹)، سنن ترمذي حديث رقم : (۲۸۵۱)، سنن ابن ماجه حدیث رقم (۳۷۵۹) مسند امام أحمد بن حنبل حدیث رقم (۸۶۵۵).
[4] ـ سوره حجرات/ آیه:۱۱.
[5] ـ بنگرید: الترغیب و الترهيب اثر امام منذری حدیث رقم:۱۷۶۲.
[6] ـ بنگرید سنن ترمذی حدیث رقم: ٢٥٠٥. و كتاب «الصمت» ابن أبي الدنيا حديث رقم: ۲۸۸.
[7] ـ بنگرید سنن ابوداود حدیث رقم: ۴۸۸۲. و سنن ابن ماجه حدیث رقم: ۴۲۱۳.
[8] ـ سوره همزه/ آیه:۱.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version