نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی

قرآن؛ معجزه‌ای فراتر از زمان

بخش هشتادونُهم

جلوه‌های اعجاز در حکمت تحریم و تدبیر الهی در آفرینش
بخش سوم: احکام الهی و واقعیت‌های علمی دربارۀ سگ‌ها
۱. احاىیث نبوی
سه حدیث صحیح نبوی صلى‌الله‌علیه‌وسلم، اساس نگاه شریعت به نگه‌داری سگ را بیان کرده‌اند؛ از جمله:
«عن أبی الحكم قال: سمعت ابن عمر یحدث عن النبی صلى‌الله‌علیه‌وسلم قال: «من اتخذ كلبا إلا ‌كلب ‌زرع ‌أو ‌غنم أو صید، ینقص من أجره كل یوم قیراط »[1]؛ ترجمه: «از ابوالحکم روایت شده است که گفت: شنیدم ابن عمر رضی‌الله‌عنه از پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وسلم نقل می‌کند که فرمودند: هر کس سگی نگهدارد، مگر سگی برای نگهبانی مزرعه، رمه یا شکار، در هر روز از ثواب او یک قیراط کاسته می‌شود.»
«عن عبد الله بن مغفل، قال: قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وسلم : «لولا أن ‌الكلاب ‌أمة ‌من ‌الأمم لأمرت بقتلها، الحدیث.»[2]؛ ترجمه: از عبدالله بن مغفل رضی‌الله‌عنه روایت شده است که گفت: پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «اگر سگ‌ها یک امت مستقل از امت‌ها نمیبود، دستور می‌دادم همۀ آن‌ها را بکشند.»
این احادیث نشان می‌دهد که نگه‌داری سگ تنها در سه مورد مجاز است: «شکار، زراعت و نگهبانی».
۲. بیماری‌های منتقل‌شونده از سگ
تحقیقات طبی نشان داده‌اند که سگ می‌تواند «۳۶ نوع بیماری» را به انسان منتقل کند. برخی از این بیماری‌ها بسیار خطرناک و مرگ‌آورند، مهم‌ترین آن‌ها هاری که چند روز پس از بروز علائم، تقریباً همیشه کشنده است؛ انواع انگل‌ها، باکتری‌ها و بیماری‌های پوستی.
میزان انتقال بیماری از سگ‌ها تا «۹۲ فیصد» گزارش شده است، در حالی‌که نسبت مشابه در گربه‌ها تنها «۷ فیصد» است.
۳. ابعاد اجتماعی و فرهنگی
در برخی کشورهای غربی، تعداد سگ‌ها به حدی افزایش یافته که گویی جایگزین فرزند شده‌اند. آمار سال ۱۹۷۶ فرانسه نشان می‌دهد که با ۵۲ میلیون جمعیت، «۷ میلیون» سگ وجود داشته است. در نتیجه، مسائل اجتماعی ناشی از وابستگی افراطی به سگ و حتی انحرافات اخلاقی، از پیامدهای این وابستگی گزارش شده است.
۴. نگاه اسلام
اسلام در عین آنکه سگ را موجودی با توانایی‌های مفید (به‌خصوص در شکار، نگهبانی و تشخیص مواد) می‌داند، بر نگه‌داری ناموجه آن شدیداً نهی کرده است؛ زیرا آثار زیستی، روانی و صحی آن برای محیط زندگی انسان شناخته‌شده است.
بخش چهارم: اعجاز حاسۀ بویایی سگ
۱. مقایسۀ ساختاری با انسان
آفرینش سگ دارای معجزاتی خاص است. مهم‌ترین آن‌ها «حس بویایی خارق‌العادۀ» آن است: شعاع عملکرد حس بویایی آن «یک میلیون برابر» قوی‌تر از انسان است؛ منطقۀ بویایی انسان حدود ۵ سانتی‌متر مربع، اما در سگ «۱۵۰ سانتی‌متر مربع» است؛ تعداد گیرنده‌های بویایی انسان حدود ۵ میلیون، اما در سگ «۱۵۰ میلیون» گیرنده است.
۲. توانایی‌های اعجاب‌انگیز
اگر مقدار اندکی مادۀ مخدّر در چند لایۀ بسته‌بندی محصور باشد، سگ قادر است آن را از میان صد بسته مشابه تشخیص دهد.
هر انسان بویی مخصوص به خود دارد؛ حتی دو انسانی که از یک پدر و مادر و در یک حمل پیدا می‌شوند (جملی یا جوره‌ای/دوقلو) نیز بوی متفاوت دارند. سگ می‌تواند در میان صد هزار نفر، صاحب بوی خاص را بیابد.
می‌تواند «یک قاشق کوچک نمک یا سرکه» را در هزاران لیتر آب تشخیص دهد.
در برخی کشورها از سگ برای یافتن «نشتی گاز»[3] در لوله‌های مدفون زیر خاک استفاده می‌شود.
۳. جلوۀ تسخیر الهی
توانایی‌های عظیم ادراکی، حافظۀ بویایی و قدرت تشخیص این حیوان، همگی مطابق آیۀ: «هُوَ ٱلَّذِی خَلَقَ لَكُم مَّا فِی ٱلأَرضِ جَمِیعا»[4]؛ ترجمه: «و آن ذات است که بیافرید برای شما آنچه در زمین است همه را.»
دلیل دیگری است بر اینکه خداوند متعال این موجود را در خدمت انسان قرار داده است تا از آن به‌طور سنجیده و مشروع بهره گیرد؛ نه اینکه آن را جایگزین روابط انسانی سازد.
جمعبندی: آنچه در این دو بخش بررسی شد، تنها نمونه‌ای کوچک از نظام حکیمانۀ الهی در آفرینش و تشریع است. تحریم گوشت خوک، ساختار شگفت‌آور حیوانات صحرایی، و احکام مرتبط با سگ‌ها همگی نشان می‌دهد که:
شریعت، مطابق با طبیعت و موافق با صحت و سلامت بشر است؛ آفرینش، لبریز از تدابیر علمی و هدفمند است؛ هر فرمان الهی، پیش از هر چیز، تجلّی حکمت و رحمت خداوند است. تفکر در این نمونه‌ها انسان را به این حقیقت می‌رساند که در این جهان هر آیه‌ای، از کوچک‌ترین اندامۀ یک حیوان تا بزرگ‌ترین کهکشان، نشانی از اعجاز و قدرت الهی است.[5]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. صحيح مسلم، ‌‌كتاب البيوع، ‌‌باب الأمر بقتل الكلاب، رقم الحدیث: ۱۵۷۴، ج ۵، ص ۳۷.
[2]. السنن الكبرى- النسائي، كتاب الصيد، ‌‌صفة الكلاب التي أمر بقتلها، رقم الحدیث: ۴۷۷۳، ج ۴، ص ۴۶۵، – ط الرسالة.
[3]. «نشت گاز» یعنی جریان یا خروج ناخواستۀ گاز از یک لوله، مخزن یا وسیله.
[4]. البقرة: ۲۹.
[5]. فشردۀ مطلب از: موسوعة الإعجاز العلمي في القرآن والسنة، ج ۲، ص ۱۷۰-۱۶۶.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version