نویسنده: محمدعاصم اسماعیلزهی
کاپیتالیزم
بخش ششم
ویژگیهای نظام اقتصاد اسلامی
۱ـ به منظور اجرای کامل یک نظام اقتصادی در جامعه، باید تمامی اصول و قوانین مربوط به آن نظام نیز در آن جامعه پیاده و اجرا شود تا نتایج پیادهسازی یک نظام اقتصادی در جامعه، مطلوب باشد. به طوری که به منظور اجرای نظام اقتصادی اسلام، بایستی قوانین و مقررات اسلامی در آن جامعه حاکم باشد.
برای مثال اسلام خواهان تحریم ربا است. ربا باید از طریق دستورات شرعی و قانونی حرام اعلام شود. همچنین اسلام خواهان جمع زکات و توزیع آن به وسیلۀ دولت است و دولت برای این کار باید مقررات ویژهای را وضع کند؛ به همین دلیل، اجرای نظام اقتصادی اسلام مستلزم وجود هماهنگی بین روند کار کرد همۀ اجزای داخل در بنیان اجتماعی و سیاسی برای تحقق اهداف نظام است.
۲. نظام اقتصادی اسلام سرشار از ارزشها است و این ارزشها نشأت گرفته از قوانین و مقررات اسلامی است؛ زیرا مبنا و اساس نظام اقتصاد اسلامی، قوانین اسلامی است و از آن جا که این قوانین و مقررات از قرآن و سنت نشأت گرفته است و قرآن و سنت نیز سرشار از ارزشهای اخلاقی همچون صداقت، برادری، درستکاری، عدالت، احسان و هزارها ارزشهای اخلاقی دیگر است و در نتیجه نظام اقتصاد اسلامی نیز سرشار از ارزشهای اخلاقی منتج از منابع اسلامی است.
۳. اینکه نظام اقتصادی اسلام، تحت تأثیر میزان عمل مردم به اخلاق و تعصب دینی آنان است، در عملکرد خود، بر افعال اختیاری تکیه نمیکند؛ برای نمونه، با وجود این حقیقت که نظام اقتصادی اسلام، گاه سطح بالایی از اتفاقات اختیاری، یعنی صدقه را دارد چیزی که بهصورت پرداختهای انتقالی اختیاری شناخته میشود؛ ولی ساختار و عملکرد آن بر صدقات متوقف نیست؛ بلکه بر اصول اساسی و قواعدی مبتنی است که در تنظیم فعالیتهای اقتصادی به روشنی پدیدار میشود؛ به همین دلیل، رفتاری که نظام اقتصادی اسلام به آن دعوت میکند، رفتار دینی محض نیست؛ بلکه رفتاری دنیایی و مادی است که نهادهای قانونی و اجتماعی آن را سامان میدهند و قواعد و روش نظام به آن رفتار منتهی میشوند.
۴ـ نظام اقتصادی اسلام، نظامی پویا است؛ زیرا اسلام دارای قوانین ثابت و متغیر است، به نحوی که قوانین ثابت قبلا توسط شارع وضع شده است اما وضع قوانین متغیر به عالمان دینی واگذار شده است تا بر اساس شرایط حاکم بر جامعه این قوانین را وضع نمایند و از آن جا که نظام اقتصاد اسلامی از قوانین اسلامی اخذ شده است، بنابراین نظام اقتصاد اسلامی نیز این پویایی و انعطافپذیری را دارد.[1]
عناصر اصلی تشکیلدهندۀ نظام اقتصاد اسلامی
۱. این جهان ملک خداوند متعال است: و خداوند مالک همه چیز در هستی است؛ بنابراین هر مالکیتی به نحوی در سایۀ مالکیت خداوند است در نتیجه، مالکیت انسانها به امانت از خداوند است و انسانها با مالکیتی که دارند در برابر خداوند مسئول و پاسخگو هستند و چنین نگرشی تفاوت زیادی با نگرش مالکیت در نظام سرمایهداری و سوسیالیستی دارد؛ زیرا در سرمایهداری، مالکان حقیقی افراد و در سوسیالستی، طبقۀ کارگر و در اقتصاد اسلامی خداوند است.
۲ـ همه چیز در جهان، مخلوق خداوند یکتاست. بر این اساس، بین انسانها هیچ تفاوتی وجود ندارد. و خداوند هیچ طبقهای از انسانها را بالاتر از سایر انسانها نیافریده است، چنانچه خداوند میفرمایند: “إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَاللَّهِ أَتْقَاكُمْ” ترجمه: «بیتردید گرامیترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.»[2] همۀ انسانها با هم برابرند و تنها نشانۀ برتری، تقواست.
۳. عنصر سوم تشکیلدهندۀ نظام اقتصاد اسلامی، ایمان به روز حساب است. ایمان به روز حساب، تأثیر مهم و مستقیمی بر رفتار اقتصادی دارد؛ زیرا در این صورت فرد صرفا به منافع دنیوی فعالیتهای اقتصادی توجه ندارد و با در نظر گرفتن منافع اخروی، ارزشهای اخلاقی همچون عدالت، انصاف، با حق رفتار کردن را معیار کارهای خود قرار میدهد تا علاوه بر ارزش فعلی به نتایج بهتری در آینده برسد.
ابتدا، قسمتی از تعالیم اخلاقی اسلام مطرح میشود که به طور مستقیم به عملکرد کارگزاران در بخشهای گوناگون اقتصاد مربوط میشود.[3]
این آموزهها را میتوان به دو قسمت کلی تقسیم نمود:
۱ـ تعالیم اخلاقی اسلام؛
۲- تعاليم عام.
الف. عدل و انصاف:
عدالت از آموزههای بسیار فراگیر اسلام است. در قرآن عظیمالشأن از توحید گرفته تا نبوت، و از زعامت و از آرمانهای فردی گرفته تا هدفهای اجتماعی، همه بر محور عدل استوار شده است. قرآن کریم اقامۀ عدل را از مهمترین اهداف بعثت انبیا شمرده است.
ب. ایثار و احسان:
احسان و نیکوکاری از اموری است که در حوزۀ عمل اجتماعی و هنجارهای پسندیده قرار میگیرد و یکی از فضیلتهای اخلاقی نیز به شمار میرود و در آموزههای قرآنی برای احسان معانی سهگانهای بیان شده است که یکی از معانی آن ارتباط تنگاتنگی با مسالۀ ایمان و ارتباط انسان با خدا دارد و در حقیقت در حوزههای شناختی و بینشی و نگرشی معنا و مفهوم مییابد.
ایثار به معنای برگزیدن، دیگران را بر خویش مقدم داشتن و مانند آن است. و در اصطلاح عبارت است از بخشش به کسی در مورد چیزی که خود فرد به آن نیاز دارد. ایثار شامل گذشتن از جان، مال، مقام، شخصیت و مانند آن، در راه خدا میباشد. اگرچه بیشتر در مقدم داشتن دیگران در امور مالی یا مقدم داشتن خواستۀ دیگران به کار برده میشود.
تعالیم اختصاصی بخشهای مختلف
الف. کار:
اسلام کار و فعالیت اقتصادی را دارای ارزش و عبادت دانسته، و بیکاری را به شدت نکوهش کرده است. تنبلی در کار به شدت در اسلام مذمت شده است. کار علاوه بر کسب درآمد سبب عزت، رشد عقلانی و سلامت جسمی و نشاط روحی میشود.
انسان باید کاری را که عهدهدار آن میشود، در آن تخصص لازم را داشته و کارش را به بهترین نحو انجام دهد.
ب. تولید:
قرآن کریم آباد کردن زمین را مأموریت انسانها میداند: “هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنْ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا” ترجمه: «و او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید.»[4]
ج. توزیع:
یکی از مهمترین توصیهها سفارش به مواسات است. مواسات یعنی این که انسان دیگران را در امکانات خود شریک سازد. جامعۀ ایدئال مورد نظر اسلام جامعهای است که همۀ افراد به این مرحله رسیده باشند که به کمک سایر افراد جامعه در حد توان بشتابند.
د. تجارت:
لازم است فروشندگان به سود کم قانع باشند و برای کسب سود از هر راه اقدام ننمایند. در این راستا باید از اینگونه امور پرهیز نمایند: تبانی برای ایجاد انحصار فروش، تبلیغات کاذب، کمفروشی، دروغ، ربا و پوشاندن عیب کالا، خریداران نیز باید از ایجاد انحصار خرید، مداخله در معاملات دیگران و اینگونه امور پرهیز نمایند.
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم میفرمایند: “من باع عيبا لم يبينه، لم يزل في مقت الله، ولم تزل الملائكة تلعنه” ترجمه: «هرکسی چیزی عیبدار بفروشد و عیب آن را برای خریدار بیان نکند همیشه مورد غضب خداوند و لعنت فرشتگان قرار خواهد گرفت.»[5]
و میفرمایند: “من غشنا فليس منا” ترجمه: «كسیکه مسلمانان را در معامله بفریبد از ما نیست.»[6]
ه. مصرف: در مورد مصرف میتوان چهار سطح را در نظر گرفت:
۱ـ رفع نیازهای ضروری: مصرف در این حد لازم است.
۲ـ حد کفاف: انسان تا سطحی که نیازهای ضروریش رفع شود، مصرف مینماید. این حد مصرف، مطلوب اسلام است. به کسانی که نمیتوانند نیازهای ضروری زندگی خود را تامین نمایند میتوان از زکات برای مصارف ضروری و حد کفاف کمک نمود.
۳ـ مصرف بالاتر از کفاف تا وقتی به اسراف نرسیده نامطلوب است. در مورد این سطح از مصرف توصیههای اکیدی به قناعت بهعمل آمده است.
۴ـ اسراف و تبذیر و اتلاف: این سطح تحریم گردیده است.[7]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. زیوداری، مهدی، تقابل اخلاق ایمانی و اخلاق سرمایهداری و شکلگیری نظامهای اقتصادی، ص۳۷۱، مرکز مطالعات تکنولوژی دانشگاه صنعتی شریف، سال چاپ: ۱۳۸۶ هـ. ایران. و قحف، منذر، دین و اقتصاد نظام اقتصادی اسلام و علم تحلیل اقتصاد اسلامی، ص322، مترجم: میر معزی، سید حسین، تابستان ۱۳۸۴هـ، قم-ایران.
[2]. سورۀ حجرات، آیه: ۱۳.
[3]. قحف، منذر، دین و اقتصاد نظام اقتصادی اسلام و علم تحلیل اقتصاد اسلامی، ص۱۷۹، مترجم: میر معزی، سید حسین، تابستان ۱۳۸۴هـ، قم-ایران.
[4]. سورۀ هود، آیه: ۶۱.
[5]. القزويني، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۷۵۵، کتاب التجارات، باب من باع عيبا فليبينه، رقم الحدیث: ۲۲۴۷، الناشر: دار الفكر-بيروت.
[6]. النيسابوري، مسلم بن الحجاج بن مسلم، الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، ج۱، ص۶۹، الإیمان، باب قول النبى صلىاللهتعالىعليهوسلم «من غشنا فليس منا»، رقم الحدیث: ۴۵، الناشر: دار الجيل بيروت + دار الأفاق الجديدة-بيروت.
[7]. زیوداری، مهدی، تقابل اخلاق ایمانی و اخلاق سرمایهداری و شکلگیری نظامهای اقتصادی، ص۹۲۳، مرکز مطالعات تکنولوژی دانشگاه صنعتی شریف،سال چاپ: ۱۳۸۶ هـ ـ ایران. وآمارتیا، سن، اخلاق و اقتصاد، ۷۹، مترجم: فشارکی، حسن، تهران، نشر شیرازه، چاپ اول: ۱۳۷۷هـ .
