نویسنده: محمدعاصم اسماعیل­زهی

کاپیتالیزم

بخش پنجم

ایرادات اخلاقی نظام اقتصاد سرمایهداری
تفکر اقتصادی غالب بر جهان‌، سرمایهداری است. آدام اسمیت (م ۱۷۹۰ – ۱۷۲۷) در اولین اثر خود به نام «ثروت ملل» به بررسی تفکر لیبرال و اصول اساسی و اصلی مدل کاپیتالیزم سیستم اقتصادی پرداخته است و در کتاب دوم خود به نام «تئوری احساسات اخلاقی» به بررسی اصول اساسی علم اخلاق پرداخته است.
آدام اسمیت با این دو کتابش اخلاق و اقتصاد را با هم ترکیب کرده است و از لحاظ اخلاقی تنها توجیهی که میتوان بر نظام اقتصاد سرمایهداری عنوان کرد، این است که با ذات منطقی انسانها هماهنگ است که خود آدام اسمیت نیز در نوشتههایش به این مورد اشاره کرده است. آدام اسمیت معتقد است که موفقترین سیستمی که مناسب ذات انسان است و میتواند خلاقیت انسان را آشکار سازد، سیستم بازار است.
 به نظر آدام اسمیت، در نظام سرمایهداری تبادل کالا و خدمات بر اساس رضایت طرفین انجام میپذیرد. تصمیمگیری و حق انتخاب آزادانه مشتری تنها معیار ارزشدهی به مبادله میباشد، در سیستم بازار آزاد استفاده از زور و حیله ممنوع میباشد. در این سیستم میزان (سود و ضرر) انسانها در جامعه، با میزان هوشیاری آنها مشخص میشود. از اینروی، سرمایهداری هم سیستم اخلاقی و هم سیستم عادلانهای میباشد.
 از طرف دیگر به نظر تامسون، در نظام سرمایهداری هم کسانی که سود میکنند و هم کسانی که ضرر میکنند وجود دارد. سودکنندگان؛ آدمهای درست، فعال، متفکر، مسئولیتپذیر، منظم، عاقل و موثری هستند. اما ضررکنندگان آدمهای بیحال، تنبل، کمعقل، بیفایده، بیخیال، نامناسب و ناموثری میباشند. نظام سرمایهداری، یک نظام اجتماعی است که فضایل را تشویق و نقائص و عادات بد را جریمه میکند.[1]
به نظر آدام اسمیت، تشویق در نظام سرمایهداری، بدلیل دریافت ارزش کلی محصول تولیدی، سبب فعالیت بیشتر تولیدکننده میشود. یعنی، جوایز قابل مشارکت نمیباشد. نظام سرمایهداری، فعالیت بیشتر را تشویق و تنبلی را جریمه می‌کند. در نظام سرمایهداری رفاه دارای توان بالقوه پیشرفت میباشد. بر عکس سوسیالیزم، در نظام سرمایهداری سود هر فرد سود همان شخص میباشد.
نظام سرمایهداری، در تاریخ جامعۀ غرب، خمیر مایۀ سیستم اقتصادی، فرهنگ و باور دینی میباشد. ماکس وبر این واقعیت را اینگونه بیان مینماید: «در نظام سرمایهداری، دموکراسی، علوم و حقوق محصول اخلاق پروتستان میباشد». در حقیقت نام اثر معروف او در سال ۱۹۱۹ «اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری» میباشد. یعنی، ساختار معنوی سرمایهداری به اخلاق پروتستان تکیه دارد؛ زیرا اولین توسعۀ سرمایهداری و صنعتی شدن در انگلستان شروع شده و بعد به آلمان، هالند و بعدها به کشورهای کاتولیک توسعه یافته است.
از دید وبر یکی از مهمترین دلایل به‌وجود آمدن سرمایهداری در اروپای غربی، غنای باورهای پروتستان، ارزشهایی است که فعالیت و صرفهجویی را تشویق میکند. از لحاظ اخلاقی در نظام سرمایهداری موارد قابل اعتراض عبارتند از، بیخیالی که در اثر مالکیت شخصی به وجود آمده، و تنبلی و تمایل به لذتهای جنسی که در اثر انباشت ثروت پدید آمده است. و مهمتر از همه فاصله گرفتن از مقدسات و دین است.[2]
امروزه جامعۀ غربی، از ایدههای آدام اسمیت (۱۷۲۳-۱۷۹۰) و ماکس وبر (۱۸۶۴-۱۹۲۰) فاصلۀ بسیار زیادی گرفته است. توسعۀ سریع تکنالوژی زیرساخت سیستم سرمایهداری را تخریب کرده و در مقیاس بزرگ در ارزشهای معنوی تخریب به‌وجود آورده است. تلاش برای بدستآوردن پول، حرص و طمع، علاقه به پولدار شدن، ساختار اجتماعی را از بین برده است. و در نتیجه باعث «تخریب اخلاقی» شده است. این وضعیت نتایج غمانگیزی برای جامعۀ غرب به بار آورده است. نظم موجود در آزادی رقابت سرمایهداری در اکثر مواقع با استثمار به پایان میرسد.
مهمترین موضوع برای سرمایهداری قبل از هر چیز افزایش سرمایه با سرعت زیاد میباشد. این کار سبب انباشت سرمایه میگردد. کوتاه سخن اینکه از قرن ۱۹ افزایش سرمایه راه را برای تباهی بشر باز نموده است.
به عبارت دیگر، سرمایهداری با دور شدن از هویت ترتیب داده شدۀ اخلاق پروتستانی به یک نگرش ماتریالیستی تغییر کرده است. تمام ارزشهای معنوی و احساسات اخلاقی بلند مرتبه محو شده است. در نظام سرمایهداری، با در نظر گرفتن اینکه در این سیستم به طور وسیعی به منافع شخصی توجه میشود، نابرابری اجتماعی تشدید شده و حرکت رو به جلوی جامعه به دلیل از هم پاشیدن سرمایۀ اجتماعی با مشکل مواجه میشود. مهمتر از همه این که در سرمایهداری، تعیین ارزشهای نهایی به افراد واگذار می‌شود و این وضع را برای مشکلات اجتماعی هموار میکند.[3]
سرمایهداری با انواع هنجارهای اجتماعی و رفتارهای اخلاقی قابلیت سازگاری دارد. در این جوامع، دولت در مقابل تمام سیستمهای ارزشی باید بیطرف باشد؛ زیرا دخالت دولت در منازعات مربوط به مشکلات اخلاقی سبب افزایش فشار خواهد شد. بر خلاف اروپا که نظام سرمایهداری نتایج مطلوبی به بار آورده است در خارج از از اروپا گسترش سرمایهداری باعث به‌وجود آمدن مشکلات عدیدهای همانند به هم‌ریختگی وضع اجتماعی، طبیعت و مشکلات محیطزیست شده است. در کشورهای حاشیۀ اقیانوس آرام، کشورهای (تایوان، هانگ کنگ، سنگاپور، کره جنوبی) و جاپان به همراه مدل لیبرال، باورهای بودایی و کنفوسیوسی و نظامهای ارزشی مختص خود را نیز به همراه دارند. با حرکت در داخل یک مدل اقتصاد سرمایهداری لیبرال جاپان به همراه این مدل، ساختارهای معنوی و دینی خود را هم حفظ کرده است. حتی جان نایسبیت در اثر«مگاترندز ۲۰۰۰» خود در استراتیژیهای انقلابی کشورهای حاشیۀ اقیانوس آرام، باورهایی نظیر بودا و کنفوسیسوس را بهعنوان عامل محرکی در جهت پیشرفت رو به جلو عنوان میکند. برخلاف تصور جان نایسبیت، امروزه هم اقتصاد جاپان و هم اقتصاد سایر کشورهای خاور دور یک اخلاق «دئونتولوژیک» (اخلاقی که قوانین سخت با نتایجی مستقل از افراد را به آن‌ها تحمیل میکند) فوق‌العادهای را از خود نشان نداده است. لذا در آن کشورها رسواییهای بسیاری شبیه به آنهایی که در وال استریت و بورس لندن بوجود آمده وجود داشته و امروزه هم دیده میشود.
نتیجه این که، استفاده از فواید مورد انتظار از سرمایهداری، با وجود یک انقلاب اخلاقی ممکن میباشد. جهت مسدود کردن مسیر رو به استثمار باید یک نسل پرهیزکار پرورش بیابد. این هم با عدالت اجتماعی ممکن خواهد شد.[4]
ادامه دارد…

بخش قبلی |‌ بخش بعدی


[1]. هرمان هوپ، هانس، اشرافیت، سلطنت، دموکراسی: داستان حماقت و تباهی اخلاقی و اقتصادی، ۳۱۲، مترجم: عبدی، سلیمان، سال چاپ: ۱۳۹۶هـ، نشر دنیای اقتصاد.

[2]. فشارکی زاده، حسن، پایان سرمایه‌دار منطقی و فروپاشی نئولیبرالیسم،ص۶۷۱، سال چاپ: ۱۳۸۸هـ، نشر قدیس.

[3]. چارتیه، گری، بازار آری کاپیتالیسم نه «آنارشیسم فردگرا در برابر مدیران، نابرابری‌ها، قدرت شرکت‌ها و فقر ساختاری»، ص۳۷۸، مترجم: مولایی، مهرداد، سال چاپ: ۱۳۹۶هـ، نشر دنیای اقتصاد.

[4]. قحف، منذر، دین و اقتصاد نظام اقتصادی اسلام و علم تحلیل اقتصاد اسلامی، ص۳۲۲، مترجم: میر معزی، سید حسین، تابستان ۱۳۸۴هـ، قم-ایران. 

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version