نویسنده: ابوعائشه

زنده شدن پس از مرگ

بخش دوازدهم

نمونه‌هایی از این‌که خداوند متعال مردگان را در حالت‌های مشخص و شرایط گوناگون زنده ساخته و مدت‌ها در برابر مردم قرار داشته‌اند؛ چنانچه در قرآن کریم می‌خوانیم: (ادامه)
داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام که از پرودگارش خواست برای اطمینان قلبی‌اش چگونگی زنده شدن مردگان را برایش نشان دهد:
“وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[1] ترجمه: «و آن‌گاه که گفت ابراهیم علیه‌الصلاةوالسلام پروردگارا، بنمای به من [که] چگونه زنده می‌کنی مردگان را؟ گفت: آیا ایمان نیاورده‌ای؟ گفت: آری (ایمان آورده‌ام)، ولی [می‌خواهم] تا آرام گیرد دلم؛ گفت: پس، بگیر چهارتا از پرنده را و پاره‌پاره کن آن‌ها را [و درهم آمیز آنان] نزد خودت، سپس قرار ده بر هر کوهی از آن‌ها قسمتی را، آن‌گاه فراخوان آن‌ها را، می‌آیند سوی تو شتابان؛ و بدان همانا الله پیروزمندِ سنجیده‌کار است.»
امام فخرالدین رازی در تفسیرش در ذیل این آیه نوشته است: «این آیه، دلیلی است بر صحت زنده شدن پس از مرگ».[2]
بنا به نقل قرآن کریم اصحاب کهف مدت سی‌صد سال در یک غار بخواب فرو رفتند و بعد از بیداری هنگامی که برای تأمین آذوقه و تهیۀ غذا به شهر آمدند همه چیز را متحول یافتند و مردم نیز بدین‌ وسیله از آن حادثۀ عجیب مطلع شدند. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:  ما مردم را بر این حادثه آگاه ساختیم تا بدانند و یقین کنند که وعدۀ الهی راست است و معاد و رستاخیز حقیقت دارد. “وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا”[3] ترجمه: «و این گونه (مردم شهر را بر بیدار کردن آنان بعد از سی‌صد سال خواب) آگاه کردیم تا بدانند که وعدۀ (تکوینی و تدوینی) خدا (همواره ثابت و لایتغیر و) حق است طبق وعده‌ای که خدا داده است همۀ انسان‌ها را بعد از مرگ مجددا زنده می‌گرداند) و رستاخیز و قیامت جای هیچ تردیدی نمی‌باشد.»
داستان قوم حضرت موسی علیه‌الصلاةوالسلام در قرآن به تفصیل بیان شده است و در ذیل خلاصۀ داستان را ذکر می‌کنیم: «در زمان حضرت موسی علیه‌الصلاةوالسلام قتلی صورت می‌گیرد و قاتل شناخته نمی‌شود. برای پیدا کردن قاتل، حضرت موسی علیه‌الصلاةوالسلام به قومش دستور می‌دهد که گاوی بکشند تا او راه حل را به آنان نشان دهد. قوم حضرت موسی علیه‌الصلاةوالسلام نخست در برابر چنین دستوری اظهار تعجب نموده و آن را به تمسخر و شوخی می‌گیرند؛ اما حضرت موسی علیه‌الصلاةوالسلام آنان را از این رفتار برحذر می‌دارد و مطلب را به صورت جدی بیان می‌کند. قوم حضرت موسی علیه‌الصلاةوالسلام به بهانه‌های مختلف از رنگ و خصوصیات دیگر این گاو مکرراً سؤال می‌کنند تا این‌که بالآخره گاو تعیین می‌شود و آن را می‌کشند. در ادامۀ داستان الله متعال می‌فرماید: «وإذ قتلتم نفسا فادارأتم فيها والله مخرج ما كنتم تكتمون فقلنا اضربوه ببعضها کذلك یحیي الله الموتی ویریکم آیاته لعلکم تعقلون»[4]؛ ترجمه: «و آن‌گاه که کشتید کسی را و با یکدیگر به نزاع پرداختید در[بارۀ] آن، و الله بیرون آورنده است آن‌چه را پنهان می‌داشتید. پس گفتیم: بزنید آن (مقتول) را به پاره‌ای از آن «گاو»؛ این چنین زنده می‌کند الله مردگان را و نشان می‌دهد به شما نشانه‌هایش را، باشد که شما خرد ورزید.»[5]
بیرون آوردن آتش از درخت سرسبز
یکی از دلایلی که بسیاری از مفسرین به وسیلۀ آن زنده شدن پس از مرگ را اثبات کرده‌اند، این آیۀ قرآن کریم است که خداوند متعال در آن می‌فرماید: “الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ”[6] ترجمه: «آن که قرار داد برای شما از درخت سرسبز آتشی را که اکنون شما از آن بر می‌افروزید». امام طبری رحمه‌الله در این تفسیر این آیه می‌نویسد: «آن ذاتی که توانسته است برای شما آتشی ایجاد کند که درخت را بسوزاند، پس بر او، انجام آن‌چه اراده کند، ممتنع نیست و هیچ چیز، او را از زنده کردن استخوان‌ها بعد از این‌که پوسیدند و ازبین رفتند، عاجز و ناتوان نمی‌گرداند و او می‌تواند از آن استخوان‌ها، بشر سالم و خلق جدید پیدا کند همان‌گونه که اولین بار آن‌ها را ایجاد کرد.»[7]
«آن ذاتی که با وجود تضاد بین درخت و آتش، بر بیرون کردن آتش از درخت، قادر است می‌تواند بندگان را نیز دوباره زنده کند.»[8]
شیوۀ استدلال از این آیه به این صورت است که اگر زنده شدن پس از مرگ از لحاظ عقل، محال بود -درحالی که محال نیست، بلکه وقوع آن واجب است- پس بر خداوند متعال محال نبود؛ چون الله متعال از محال، ممکنی آفرید و آن آتش از آب بود؛ چراکه درخت سرسبز در اصل آب بوده و آب در شاخه‌های درخت در جریان است و با وجود این آتش از آن به وجود می‌آید و در نتیجه این برهان عقلی‌ای است که عاقلان آن را می‌پذیرند و در قبول آن هیچ تنازعی ندارند.[9]
خداوند متعال به خارج ساختن این عنصر که در نهایت گرمی و خشکی است از درخت سبز سرشار از رطوبت و سردی خبر داده است، پس کسی‌که چیزی را از ضد آن بیرون می‌آورد و مواد و عناصر آفریده‌ها و فرمان‌بردار او هستند و از او نافرمانی نمی‌کنند، همان کسی است که استخوان‌های پوسیده و فرسوده را زنده می‌کند؛ امری که ملحد آن را انکار می‌کند.[10]
یادآوری: البته باید دانست آن‌چه به عنوان برهان و دلیل برای اثبات معاد و زنده شدن پس از مرگ در این‌جا ذکر گردید، تنها یک بخشی از برهان‌ها و دلایلی هستند که برای اثبات معاد والبعث بعد الموت ذکر شده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهد که دلایل این بخش بیش از حد زیاد و فراوان هستند.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی 


[1]. سورۀ بقرة، آیه: ۲۶۰.

[2]. رازی، أبو عبدالله محمدبن عمر، مفاتیح الغیب= التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ هـ.ق، ج ۷، ص ۳۴.

[3]. سورۀ کهف، آیه: ۲۱.

[4]. سورۀ بقرة، آیۀ: ۷۲-۷۳.

[5]. خلاصۀ داستان از کتاب: مجموعه‌ای کامل از عقاید اهل سنت تألیف مکی، د. مجد ، مترجم: فیض محمد بلوچ، ۱۳۹۴ هـ.ش. ج ۲، ص ۶۴۹ گرفته شده است.

[6]. سورۀ یس، آیه: ۸۰.

[7]. الطبری، محمد بن جریر، جامع البیان في تأویل القرآن، تحقیق: أحمد محمد شاکر، ۱۴۲۰ هـ. ق/ ۲۰۰۰ م، ج ۲۰، ص ۵۵۶.

[8]. سلطان العلماء، أبو محمد عزالدین عبدالعزیز بن عبدالسلام، تفسیر القرآن، تحقیق: د. عبدالله بن إبراهیم الوهبی، ۱۴۱۶ هـ.ق/۱۹۹۶م، ج ۳، ص ۴۶.

[9]. الجزائری، جابر بن موسی بن عبدالقادر، أیسر التفاسیر لکلام العلي الکبیر، ۱۴۲۴ هـ.ق/ ۲۰۰۳ م، ج ۴، ص ۳۹۴.

[10]. دمشقی، علی بن علاءالدین: شرح عقیدۀ طحاویه، تحقیق: عبدالله بن عبدالمحسن و شعیب ارناؤوط، مترجم: اسحاق دبیری، ج ۲، ص ۸۲۱.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version