نویسنده: عبدالحی لیان
شیطانپرستی
بخش سیویکم
۲. خطر شیطانپرستی بر فرد و جامعه
چالش شیطانپرستی تنها متوجه دین، اخلاق و ارزشهای جامعه نبوده بلکه به صورت مستقیم افراد و جامعه را نیز تحت پوشش سیاه خود قرار داده است.
۲.۱. خطر شیطانپرستی بر فرد
این خطر به گونۀ همه جانبه عقیده، اخلاق، صحت، هویت و سبک زندگی فرد را نشانه میگیرد و تاثیرات منفی خود را بر زندگی فرد نمایان میسازد.
الف) حیات فرد
شیطانپرستی به گونۀ جدی حیات افراد را تهدید میکند. افرادی که جذب این گروه میشوند (به ویژه نوجوانان و جوانان) به روشهای گوناگون در معرض هلاکت قرار میگیرند.
۱. خودکشی
افکار شیطانپرستی افراد را در پوشش مراسمها، موسیقی و اشعار به خودکشی تشویق و تشجیع میکند. به گونهای که تاکنون بیش از دهها تن از اعضای این گروه به صورت فردی یا گروهی خودکشی کردهاند.[1]
۲. قربانی
در آیین شیطانپرستی بخشی تحت نام قربانی انسان برای شیطان وجود دارد که به باور آنها شیطان از طریق کاهن یکی از اعضا را برای قربانی شدن انتخاب میکند. این عمل برای تقرب به شیطان اجرا میشود.[2]
۳. خروج از گروه شیطانپرستی و افشای اسرار آنها
بر اساس پروتکولهای شیطانپرستان، افراد پس از کسب عضویت دیگر راه خروج نداشته و سرپیچی از اوامر شیطانپرستی ممنوع بوده و با متخلفین برخورد و در نهایت با شکنجه به قتل رسانده میشوند. یکی از رهبران این گروه تاکید میکند: همۀ افراد جامعه میتوانند عضویت ما را کسب کنند؛ ولی خارج شدن از آن برابر با خروج روح از جسد است.[3]
ب) عقیده و اخلاق فرد
هدف شیطانپرستی دربارۀ افراد، تهی کردن آنان از عقیده و اخلاق است؛ زیرا تنها در این صورت است که راه برای پذیرش انحرافات این گروه باز شده و فرد با رغبت خویش به کیش آنان میپیوندد. افراد در واقع قبل از کسب عضویت شیطانپرستی از دین و اخلاق و ارزشها تهی گشته و برای اتباع هوا و هوس و شیطان کاملاً آماده میشوند؛ زیرا فرد بدون دین و اخلاق تبدیل به بازیچهای در دستان شیطان و پیروان آن میگردد.
ج) جسم و روان فرد
لذتجویی لجام گسیخته و شهوترانی بیحدومرز از شاخصههای مهم شیطانپرستان است. این انحراف باعث بروز مشکلات جسمی و روانی فراوانی در بین آنان شده است. انتشار امراضی چون ایدز و مشکلات پوستی که بیشتر از طریق ممارست جنسی افراد منتشر میشود، از بلایای پیش پا افتادۀ شیطانپرستی است. افزون بر اینها به علت تغییراتی که شیطانپرستان بر جسم وارد میکنند، بیشتر در معرض سرطان پوستی قرار دارند. همچنین به علت مخالفت این گروه با فطرت و ندای درون، مشکلات روحی و روانی در بین آنها به وفور دیده میشود. استفاده از مواد مخدر صنعتی و مشروبات الکلی نیز از دیگر بلایای شیطانپرستی است که تاثیرات منفی گستردهای بر جسم و روان افراد میگذارد.[4]
د) هویت فرد
شیطانپرستان اساساً به وطن و عناوینی از این دست احترامی ندارند؛ زیرا معتقدند که همۀ این عناوین باید محو شوند و همه زیر نام حاکمیت شیطان (که به باور آنها بالاخره سلطۀ مطلق بر هستی خواهد داشت) در بیایند. ازاینرو، قبل از همه باید فرد را از تمام هویتهای دینی، اجتماعی و… تهی کنند و سپس به بردگی شیطان در بیاورند. خواست این فرقه از اعضای خود ناسپاسی به خانواده و جامعه و ایستادگی در مقابل همۀ ارزشها است. با این کار به گونۀ هدفمند از افراد هویتزدایی میکنند. به همین علت شیطانپرستان هیچ باوری به وطن، وطندوستی و احترام به خانواده و ارزشهای خودی ندارند.[5]
۲.۲. خطر شیطانپرستی بر جامعه
جامعه که محل جولان شیطانپرستان است، از گزند این گروه در امان نبوده و با دستهای از مشکلات که بیشتر مسبب آن این فرقه است، دست و پنجه نرم میکند.
الف) انحراف فکری
وقتی فردی به انحراف کشیده شود، اصلاح آن بسی آسان است ولی اگر جامعهای به انحراف کشیده شود، آن هم از نوع فکری و عقیدتی، اصلاح آن کار بسیار سخت خواهد بود. از مشکلاتی که شیطانپرستان در جامعه به وجود میآورند انحراف فکری جامعه است. این انحراف باعث میشود که جامعه در تمام ابعاد با رکود مواجه گردد و نهایتاً همه چیز خود را از دست بدهد. انحراف در عقیده و فکر، جامعه را برای پذیرش دینگریزی و دینستیزی آماده میکند و این دقیقا چیزی است که شیطانپرستان در پی آنند.[6]
ب) تهدید امنیت اجتماعی
افکار شیطانپرستی به گونۀ عادی عامل گسترش کینه، کدورت، قتل، سرقت و… در جامعه است. حالا اگر این افکار در جامعهای به رسمیت شناخته شود، ناامنی و هرج و مرج اولین دستآورد آن خواهد بود. و اگر قسمتی از جامعه تمایل به پذیرش افکار شیطانپرستی داشته باشد، دوگانگی اجتماعی اثر مضاعفی بر گسترش ناامنی اجتماعی خواهد داشت، بهویژه آنگاه که شیطانپرستان، دینداران را دشمنان خود تلقی کنند. و اگر خانوادهستیزی، هویتستیزی، وطنستیزی و دینستیزی این فرقه را نیز به این مورد اضافه کنیم، نتیجۀ آن دیگر غیرقابل پیشبینی خواهد شد.
ج) تهدید کیان خانوده
فروپاشی خانوادهها از دیگر چالشهایی است که زاییدۀ باور و اعتقاد شیطانپرستی است و ریشه در افکار این گروه دارد. از دیدگاه شیطانپرستان خانواده هیچ قداست و ارزشی ندارد. بنابراین اگر چیزی به نام ارزشِ خانواده مانع لذتجویی فرد گردید باید در مقابل این ارزش ایستادگی کرد و آن را نفی کرد. به طور کل خانواده یکی از موانع بر سر راه لذتجویی شیطانپرستان است؛ ازاینرو، برچیدن کیان آن از محورهای فعالیت شیطانپرستان میباشد.[7]
از مجموع مطالعات و تحقیقات صورت گرفته چنین بر میآید که شیطانپرستی، آسیبهای متعدد دیگری نیز بر جامعه دارد؛ از جمله:
– ترویج فرهنگ ضدیت با دین و ارکان آن؛
– گستراندن فرهنگ ضدیت با ارزشهای انسانی و بشری؛
– جعل تاریخ قیام و حرکت پیامبران و نقش شیطان در انحرافات جامعۀ بشری؛
– ترویج فحشا و بیبندوباری و انواع اعتیاد به مواد مخدر شیمیایی و الکل؛
– همگانیسازی فرهنگ لاابالیگری و گریز از فعالیتهای سازندۀ فردی و اجتماعی؛
– شیوع فرهنگ کلامی مبتذل و بدون عنصر اخلاق؛
– انتشار آموزههای اساطیری ناقص و بدون استناد تاریخی و علمی از دیگر فرهنگها؛
– حساسیتزدایی از فحاشی و هتک حرمت نسبت به نظام اسلامی؛
– ترویج پوچگرایی (نیهیلیزم) به صورت گسترده؛
– افزایش جرائم سازمانیافته و باندی.
با توجه به آسیبها و تهدیدات مطرح شده، لازم است تا در ابعاد مختلف به این موضوع توجه شود. کنترول فعالیتهای موسیقی وابسته به شیطانپرستان، فیلتر و کنترول سایتهای مربوط به شیطانپرستی، کنترول و ممانعت از تولید و واردات لباسها و وسایل آرایشی با نشان شیطانپرستان و… .
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۱۱۱-۱۰۷.
[2]. همان، ص۹۶.
[3] همان، ص ۱۰۰؛ الباش، حسن، عبده الشیطان وحرکات انحرافیه أُخری، ص ۹۶؛ غانم، یحیی، «عباد الشیطان» مجلۀ نصف الدنیا، مصر: شمارۀ ۳۱، سال اول، ۱۹۹۰م.
[4]. السعودی، محمد فراس، مَن هُم عبده الشیطان، ص۸۰؛ الحطاب، عبدالمعز، عُبّاد الشیطان الظاهره و العلاج، ص۳۵.
[5]. الباش، حسن، عبده الشیطان و حرکات انحرافیه أُخری، ص۱۲۱.
[6]. الحطاب، عبدالمعز، عُبّاد الشیطان الظاهره والعلاج، ص۳۴.
[7]. عبدالمنعم، موسوعة الفرق والجماعات والمذاهب والأحزاب والحرکات الإسلامیه، ۴۸۳.
