نویسنده: عبدالحی لیان
شیطانپرستی
بخش سیام
خطر شیطانپرستی بر ادیان، افراد و جامعه
شیطانپرستان که اکنون در حال انتقال نمادهای خود به جامعۀ اسلامی هستند، به زودی به انتقال ایدئولوژی نیز خواهند پرداخت. این فرقه که دارای یک جهانبینی خاص میباشد، برای اثبات حقانیت خود شواهد زیادی را ادعا میکنند و به راحتی میتوانند افراد را با خود همراه کرده و بفریبند. ازاینرو، به صدا در آوردن زنگ خطر شیطانپرستی برای افراد، خانوادهها، کشورهای اسلامی و همۀ جامعه انسانی لازم و ضروری است. نوشتۀ حاضر ضمن تاکید بر بیداری جامعۀ اسلامی، به شمارش برخی از خطرات شیطانپرستی میپردازد.
۱. خطر شیطانپرستی بر ادیان و ارزشهای انسانی
بدون تردید دین و ارزشهای پذیرفتهشدۀ انسانی از مهمترین مواردی است که فرقۀ شیطانپرستی با آنها سر ستیز دارد. این خطر تنها متوجه دین اسلام نبوده؛ بلکه همۀ ادیان سماوی را شامل میگردد.
انکار خدا
شیطانپرستان منکر وجود الله متعال هستند و در مقابل، به شیطان باور دارند. به گونهای که شیطان را حاکم مطلق هستی میدانند و برای تقرب به او دست به فجیعترین اعمال میزنند. این فرقه افکار ضد دینی خود را بر سه اصل بنا کردهاند:
الف. نفی ایمان به الله؛
ب. انکار ذات الله متعال؛
ج. توهین و تحقیر ادیان الهی.
در طول تاریخ نفی ایمان و انکار وجود الله متعال سر منشأ تمام انحرافات بشر بوده است. بهراستی انسان با انکار وجود الله، خود را در بستر هوا و هوس قرار میدهد و با ضلالت و گمراهی در منجلاب انواع انحرافات غوطهور میشود و تنها به فساد و تباهی زمین فکر میکند.[1]
این صحنه را قرآن مجید اینگونه به تصویر کشیده است: “وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ” ترجمه: و هر کس همتایی برای خدا قرار دهد، گویی از آسمان سقوط کرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را میربایند؛ و یا تندباد او را به جای دوردستی پرتاب میکند!.[2]
دینزدایی
دشمنی با ادیان به خصوص دین مبین اسلام از دیگر خطرهای شیطانپرستی است. این دشمنی را قرآن مجید اینگونه آشکار نموده است: “مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ” ترجمه: کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوی خداوند، خیر و برکتی بر شما نازل گردد؛ در حالیکه خداوند، رحمت خود را به هر کس بخواهد، اختصاص میدهد؛ و خداوند، صاحب فضل بزرگ است.[3]
شیطانپرستان معتقدند که دیگر زمانۀ دین و دینداری سنتی به پایان رسیده است و بشر امروزی باید به جای پیروی از دین، به محاکمه و زیر سوال بردن آن روی بیاورد.[4]
دینزدایی و دینستیزی وجه مشترک همۀ حرکتها و جریانهای ضد بشری معاصر است. صهیونیزم، ماسونیت، آتئیزم، شیطانپرستی و…، همه دارای باور، هدف و فلسفۀ وجودی مشترک هستند و در یک جبهه بر علیه دین کار میکنند.[5]
برچیدن ارزشهای انسانی
این گروه تمام تلاش خود را خرج پایمال کردن اخلاق و ارزشهای انسانی پذیرفته شده در جامعه میکنند. انجیل شیطانی دشمنی با ارزش و اخلاق و برچیدن بساط آن را اینگونه ترسیم کرده است: «ارزشهای اخلاقی هیچ قداستی ندارند و اعمال ضداخلاقی در واقع راههای تقرب به شیطان است.»[6]
برای نهادینه کردن این روند میگویند: فرد در باورها و اعمال خویش آزادی مطلق دارد و همه چیز بر اساس خواهش او سنجش میشود و نیز معتقدند که دعوتگران به اخلاق در واقع زندگی را مختل و لذتها را فاسد کردهاند؛ بنابراین، رهایی از همۀ این موارد تنها راه رسیدن به لذتها است.[7]
یکی از مبانی فکری-اجتماعی شیطانپرستی که به شدت ضد ارزش است؛ اعتقاد آنها به این نظریه است: «حق با قدرتمندترینها است». این تفکر با تسامح و همدیگرپذیری سر سازش ندارد و محبت و شفقت را نفی میکند.[8]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. قطب، محمد قطب، جاهلیت قرن بیستم، بیروت: دار الشروق، ۱۳۹۸ق، ص۶۶-۴۷.
[2]. حج: ۳۱.
[3]. بقره: ۱۰۵.
[4]. لاوی، آنتونی، انجیل شیطانی، ص۵۳-۳۲-۳۱.
[5]. نویهض، عجاج، پروتکلهای بزرگان صهیون، ص۷۲.
[6]. لاوی، آنتونی، انجیل شیطانی، ص۴۶.
[7]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۱۶؛ عبدالمنعم، موسوعة الفرق والجماعات والمذاهب والأحزاب والحرکات الإسلامیه، ۴۸۲.
[8]. همان.
