نویسنده: مهاجر عزیزی

ساینتولوژی؛ ریشه‌ها و باورها

بخش بیست‌وششم و پایانی

ج: بطلان باور وجود موجودات فرازمینی از دیدگاه اسلام
ساینتولوژی باورمند است که موجودات فرازمینی به‌خصوص «زینو» میلیارد‌ها سال قبل وجود داشته و حاکم یک تمدن پیشرفتۀ فضایی بوده است. او بسیاری از موجوداتی را که در نظام کیهانی و کهکشانی حیات داشته‌اند، جمع‌آوری کرده به زمین فرستاده است، سپس بدن‌های آن موجودات را نابود کرد و ارواح آن‌ها بعداز نابودی‌شان سرگردان شدند. سپس این ارواح در  بدن‌های انسان‌ها داخل شده در کنار روح اصلی‌ او به شکل مزاحم درآمده است. براساس باور ساینتولوژی همین ارواح مزاحم برای انسان باعث مشکلات و دردهای روانی، ذهنی و حتی جسمی شده است.
این باور ساینتولوژی با اصول بنیادی اسلام سر سازگاری ندارد و از چند جهت قابل نقد است:
نخست، هر آنچه به غیب و مسایل ماورایی مربوط می‌شود، بر پایۀ وحی معتبر (قرآن‌کریم و سنت) پذیرفته می‌شود. قرآن‌کریم در آیه‌های متعدد تصریح دارد که علم غیب و مسایلی که از چشم و حواس انسان به‌دور است، اختصاص به خداوند دارد و هیچ کسی حتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم به آن واقف شده نمی‌تواند، و هر آنچه از این موارد برای بشر معتبر است، از مسیر وحی می‌گذرد، اگر در وحی بیان شده باشد، مقبول و اگر بیان نشده باشد، غیر مقبول قرار می‌گیرد. عقاید و افکار ساینتولوژی نه بر وحی الهی استوار است و نه مبتنی بر عقلانیِ برهانی است؛ بلکه عمدتاً بر ادعاها و افکار هابارد، بنیانگذار این مکتب و متون محرمانه تکیه می‌کند؛ ازاین‌رو از نظر اسلام هیچ‌گونه حجیت ندارد، بلکه این باور برخواسته از تخیلات و هواپردازی‌های هابارد و پیروانش می‌باشد.
دوم از حیث توحید و ربوبیت نیز این باور در معرض بطلان است. ساینتولوژی در برخی روایت‌ها به موجودات فرازمینی نقش‌های مهم و بزرگی را در مورد آفرینش، هدایت یا انحراف بشر نسبت می‌دهد. این دیدگاه با اصل توحید ربوبیت ناسازگار است؛ زیرا در اسلام خالق، مدبر و حاکم مطلق جهان فقط خداوند است: «اللهُ خَالقُ کُلّ شئ»[1]؛ ترجمه: «الله، آفریدگار همه چیز هست.»
همچنان در آیۀ دیگر می‌فرماید: «إنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»[2]؛ ترجمه: «پروردگار شما خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، آنگاه بر عرش استیلا یافت. (او) کار (هستی) را تدبیر می‌کند. هیچ شفاعت کننده‌ای مگر پس از اجازۀ او نیست، این است خداوند، پروردگارتان. او را بندگی کنید. آیا پند نمی‌پذیرید.»
سوم از حیث انسان‌شناسی و مسئولیت اخلاقی نیز این باور، قابل نقد و ابطال است. اسلام عزیز، انسان را یک موجودی ممتاز، مختار، مکلف و مسئول می‌داند که سعادت و شقاوتش در گرو ایمان، عمل صالح و انتخاب آگاهانه است. اما ساینتولوژی براساس بعضی نقل‌ها، مشکلات اخلاقی و روانی و… انسان را به ارواح یا رخ‌دادهای کیهانیِ پیشا تاریخی نسبت می‌دهد. این باور، اختیار و مسئولیت را از انسان کاملا سلب می‌کند و اخلاقش را نیز تضعیف می‌نماید که این با اصل قرآن «کلّ نفسٍ بما کسبت رهینة» در تعارض است؛ چون از دیدگاه اسلام، انسان در گرو ایمان و اعمالش است، غیر از آن‌ها، پدیده‌های دیگر در سرنوشت مادی و معنوی انسان اثرگذار نیست.
چهارم، اسلام عزیز وجود عالم‌های نامرئی و نادیدنی مثل ملائکه و جن را می‌پذیرد و پذیرش آن‌را به پیروانش نیز تأکید داشته است، اما این پذیرش براساس دلایل حسی و غیر نصوصی نیست، بلکه مقید به نصوص معتبر و تبیین‌های روشن‌ قرآن و سنت است. ازاین‌رو، باور ساینتولوژی به موجودات فرازمینی و‌ نسبت دادن داستان‌های جزئی و تاریخ‌مند به آن‌ها، مثل موجود بودن آن‌ها میلیون‌ها سال قبل و نابود کردن میلیاردها موجودات نظام کیهانی، با هیچ دلیل وحیانی حتی عقلیِ برهانی استوار نیست، بلکه نوعی گمان‌پردازی و اسطوره‌سازی محسوب می‌شود. هابارد، موسس این مکتب فقط در آموزه‌های خود از آن موجودات یادآور شده است و هیچ دلیلی بر وجود آن‌ها ارایه نکرده است و ارایه کرده هم‌ نمی‌تواند، بلکه آن را به شکل محرمانه در آموزش‌های سطح عالی این مکتب برای پیروان آموزش داده می‌شود، و محرمانه‌سازی آموزه‌ها، خود نشانه‌ای از ضعف استدلالی تلقی می‌شود.
نتیجه‌گیری
این تحقیق با بررسی ریشه‌ها، پیشینه و باورهای آیین ساینتولوژی و مقایسۀ آن با تعالیم نجات‌بخش اسلامی، به این نتیجه می‌رسد که ساینتولوژی نه یک دین الهی است و نه از جمله آیین‌های ابراهیمی و آسمانی؛ بلکه یک مکتب فکری ساختۀ انسان است که با اصول اساسی عقل، فطرت و تعالیم اسلام ناسازگار می‌باشد. از دیدگاه اسلام، باورهای اصلی این آیین دچار انحراف شدید و جدی است و می‌توان این ناسازگاری را در چند نکتۀ واضح و روشن خلاصه نمود:
اسلام بر ایمان به خدای یگانه، خلق‌کننده و تدبیرکنندۀ جهان تأکید و امر دارد؛ ایمانی که هم با عقل سازگار و هم با فطرت انسان هماهنگ می‌باشد. در مقابل، ساینتولوژی نگاه واضحی به خداوند ندارد و وجود او را به تجربۀ شخصی افراد واگذار می‌کند. این رویکرد و واکنش به‌تدریج به بی‌تفاوتی یا حتی انکار خداوند می‌انجامد و با طبیعت خداجویانۀ انسان در تضاد قرار می‌گیرد.
در اسلام، پیامبران الهی علیهم‌الصلاةوالسلام برای هدایت بشر فرستاده شده‌اند و پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم آخرین آن‌ها می‌باشد. اما ساینتولوژی اصل نبوت و رسالت الهی را قبول ننموده و معتقد است که انسان می‌تواند تنها با تکیه به قوۀ درونی خود به سعادت و رستگاری برسد. این دیدگاه، نیاز انسان به راهنمایی و هدایت خدا را نادیده می‌گیرد و مسیر روشن و پرالطاف  هدایت را کنار می‌زند.
ایمان به قیامت، حساب و کتاب، بهشت و جهنم از باورهای اساسی اسلام بوده است. اسلام عزیز، زندگی دنیا را مقدمه‌ای برای آخرت می‌داند؛ در حالی‌که ساینتولوژی به نوعی بازگشت روح در بدن‌های مختلف باور دارد و قیامت را به معنای اسلامی آن قبول نمی‌کند. این باور هم با عقل سازگار نیست و هم با آیات روشن قرآن مخالفت دارد.
هرچند هر دو نگاه به سلامت روان اهمیت می‌دهند، اما راه‌حل‌ها کاملاً متفاوت و جدا است. ساینتولوژی مشکلات روانی را به «انگرام‌ها» نسبت می‌دهد و درمان را در روش‌هایی خاص و پرهزینه جست‌وجو می‌کند. در مقابل، اسلام آرامش روان را در ایمان، یاد خدا، دعا، صبر، شکرگزاری، اخلاق نیک و روابط سالم اجتماعی می‌داند؛ راه‌هایی ساده، در دسترس و هماهنگ با فطرت انسان.
در مجموع، ساینتولوژی بر پایۀ اندیشه‌های یک نویسندۀ داستان‌های تخیلی شکل گرفته و با وجود ظاهر دینی، از بنیادهای وحیانی و خدایی بی‌نصیب بوده است. این مکتب بیشتر به یک جریان تجاری مشابه است که با شعارهای جذاب اما مبهم، افراد را جذب می‌نماید. در مقابل، اسلام دینی کامل و جامع از سوی پروردگار عالم است که برای همۀ ابعاد و بخش‌های زندگی انسان، راهنمایی واضح، رایگان و عقل‌پسند پیشکش می‌نماید.
خلاصه از دیدگاه اسلام، ساینتولوژی یک جریان مرموز، انحرافی و خطرناک است که با دور کردن انسان از خدا و تکیۀ افراطی بر خود، راه نجات واقعی را می‌بندد. در حالی‌که کامیابی و سعادت حقیقی فقط در ایمان به خدای یکتا و بی‌همتا و متابعت از پیامبران الهی، به‌خصوص پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وسلم به دست می‌آید.

بخش قبلی | پایان

منابع و مأخذ
  1. القرآن الکریم.
  2. الرازی، محمد بن عمر، تفسیر مفاتیح الغیب، الناشر: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ هـ ق.
  3. الدمشقی، اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، دارالکتب العلمیة-بیروت، ۱۴۱۹ ه.
  4. الآلوسی، شهاب الدین السید محمود، تفسیر روح المعانی، دارالکتب العلمیة-بیروت، ۱۴۱۵ه.
  5. عثمانی، محمد شفیع، مترجم: محمد یوسف حسین‌پور، تفسیر معارف القرآن، ناشر: المکتبة الحقانیة، بشاور-باکستان، ۱۳۸۹ هـ ش.
  6. البخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دار طوق النجاة-بیروت، ۱۴۲۲ ه.
  7. النيسابوري، مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، دارالطباعة العامرة-ترکیا، ۱۳۳۴ه.
  8. النیسابوری، محمد بن عبدالله الحاکم، المستدرک علی الصحیحین، الطبعة الاولی، دارالکتب العلمیة-بیروت، ۱۴۱۱ ه.
  9. احمد بن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، الطبعة الاولی، الناشر: موسسة الرسالة، ۱۴۲۱ م.
  10. ابن الاثير، مجدالدین ابوالسعادات، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، المکتبة العلمیة-بیروت، ۱۳۹۹ هـ ق.
  11. مجموعة من الباحثین، الموسوعة العقدیة، الموقع الدرر السنیة، بی‌تا.
  12. الافغانی، شمس الدین، علم الفرق والأدیان، بی‌تا، بی‌جا.
  13. ابن قیم الجوزیة، محمد بن ابی بکر، الجواب الکافي، دارالمعرفة-المغرب.
  14. دهلوی، احمدشاه ولی الله، مترجم: سید محمد یوسف حسین پور، حجة الله البالغة، مکتبه سعیدیه-پشاور، بی‌تا.
  15. ماوردی، علی بن محمد، اعلام النبوة، مکتبة الهلال-بیروت.
  16. نصیری، محمد و…، ساینتولوژی-دیانتیکس، مجلۀ تحقیقی حکمت سرا، سال پنجم، شمارۀ ۱۵، ۱۳۹۳ هـ ش.
  17. زمانی، حسن، مستشرقان و قرآن، بی‌تا، بی‌جا.
  18. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، ثبوت النبوات عقلا و نقلا، اضواء السلف- السعودیة، بی‌تا.
  19. ابن رشد القرطبی، البیان والتحصیل والشرح والتوحید والتعلیل لمسائل المستخرجة، دارالغرب الاسلامی-بیروت.
  20. ابن قیم، محمد بن ابی بکر، الصواعق المرسلة، بی‌جا.
  21. سالمی، فرزانه، ساینتولوژی، مجلۀ تحقیقی نگاه، شمارۀ ۱۸-ایران، بی‌تا.
  22. الرازی، زین الدین، مختار الصحاح، المکتبة العصریة-بیروت، بی‌تا.
  23. الغزالی، محمد بن محمد، إحیاء علوم الدین، دارالمعرفة-بیروت، بی‌تا.
  24. ابن قیم الجوزیة، محمد بن ابی بکر، کتاب الروح، دارعلم الفوائد، بی‌جا، بی‌تا.
  25. رضأء الحق، العصیدة السماویة شرح عقیدة الطحاویة، دارالعلوم زکریا-لینشیا جنوب آفریقیا، بی‌تا.
  26. الخطیب، محمد، تناسخ الارواح، اصوله وحکم الاسلام فیه، الناشر: جامعة الاردنیة، ۱۹۹۲ م.
  27. امین، احمد، ضحی الاسلام، لجنة التألیف والترجمة، القاهرة، ۱۹۳۸م.
  28. عبدالحمید، د. عرفان، الفلسفة الاسلامیة (دراسة و نقد)، موسسة الرسالة، بیروت، ۱۹۸۴م.
  29. برشان، عبدالغفور، اسلام و عقلانیت معاصر، ناشر: کتابسرای رحمانی-زاهدان، ۱۴۰۰ هـ .ش.
  30. الاشقر، عمر بن سلیمان، الرسل والرسالات، مکتبة الفلاح للنشر والتوزیع-کویت، ۱۴۱۰ ه.
  31. الانصاری، ابن منظور، لسان العرب، دار الکتاب العربی- لبنان.
  32.  الفیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، المکتبة العلمیة-بیروت.
  33.  مجمع اللغة العربیة، المعجم الوسیط، دار عمران، بیروت، ۱۹۷۹م.
  34.  مجمع اللغة العربیة، القاهرة، المعجم الفلسفی، عالم الکتب، بیروت، ۱۹۷۹م.
  35. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، موسسة الرسالة، بیروت-لبنان، بی‌تا.
  36. اصفهانی، راغب، المفردات، دارالقلم-دمشق، بی‌تا.
  37. العواجی، غالب، الحیاة الآخرة، ۱، بی‌جا، بی‌تا.
  38. ایوب الکفوی، الکلیات، موسسة الرسالة-بیروت.

[1]. الزمر: ۶۲.
[2].  یونس: ۳
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version