نویسنده: مفتی ابوسعید الراشد

مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}

مجموعه مقالات

بخش: ۸

ب: اصول هفتگانه امام صاحب برای استنباط احکام

۴. قیاس:
در مسائلی که نص واضح یا اجماع وجود نداشت، امام اعظم رحمه‌الله از قیاس بهره می‌جست. قیاس به این معناست که حکم یک مسئله را بر اساس مسئله‌ای مشابه که حکم آن مشخص است استنباط کنیم، به این شرط که هر دو مسئله دارای «علت» یا ویژگی های مشترک باشند.
مثال: حرمت سایر مواد نشه‌آور بر اساس قیاس با شراب؛ زیرا در استعمال هر دو، زوال عقل (که علت حکم است) پدید می‌آید.
امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله در به کارگیری قیاس مهارتی خاص داشت و آن را یکی از سرچشمه‌های مهم استنباط فقهی می‌دانست. ایشان باور داشت که قیاس، ابزاری معتبر و مشروع برای حل مسائل فقهی نوپدید، همسو با اصول شریعت است. به همین جهت، قیاس در مکتب فقهی حنفی نقشی محوری دارد و کاربرد آن در بسیاری از نقاط جهان اسلام پذیرفته شده است. این مِنهج و روش ایشان، به فقه اسلامی شکلی پویا بخشیده که با تحولات زمان و مکان انعطاف‌پذیر و تطبیق‌پذیر است.
مفهوم قیاس:
قیاس در لغت به معنای مقایسه کردن و سنجیدن است.
و در اصطلاح: جاری ساختنِ حکمِ یک موضوع بر موضوعی دیگر، به دلیل وجود وجه اشتراک یا لاملِ مشترک (علت) میان آن دو را «قیاس» می‌گویند.
آیا قیاس دلیل شرعی شمرده می‌شود؟
پرسش: آیا دلیلی بر این سخن وجود دارد که قیاس نیز از دلایل شرعی است؟
پاسخ: بلی! در قرآن کریم و احادیث، دلایل بی‌شماری وجود دارد که بر بنیاد آن‌ها، «قیاس» در زمره‌ی دلایل شرعی محسوب شده است.
۱- خداوند جل‌جلاله بندگان خویش را به قیاس کردن فرمان داده است؛ چنان‌که می‌فرماید: فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ (الحشر: ۲). در اینجا مقصود از «اعتبار»، همان «قیاس» است.[1]
۲- رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) نیز خود قیاس کرده‌اند:
۱. شخصی نزد رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) آمد و عرض کرد: بر پدرم حج فرض شده است، اما او چنان سالخورده گشته که توانِ نشستن بر مرکب را ندارد؛ آیا من می‌توانم از جانب او حج انجام دهم؟ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) به او فرمود:
أَرَأَيْتَ لَوْ كَانَ عَلَيْهِ دَيْنٌ فَقَضَيْتَهُ أَكَانَ مُجْزِئًا. قَالَ نَعَمْ. قَالَ: فَحُجَّ عَنْ أَبِيكَ.[2]
۲. باری یکی از صحابه رضی‌الله‌عنه در حال روزه همسر خود را بوسیده بود؛ او خدمت رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! امروز کار بسیار ناپسندی انجام داده‌ام و آن این‌که در حال روزه همسرم را بوسیده‌ام.
رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) به او فرمود:
أَرَأَيْتَ لَوْ تَمَضْمَضْتَ بِمَاءٍ وَأَنْتَ صَائِمٌ ؟ فَقُلْتُ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ فَقَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم : فَفِيمَ ؟[3]
در اینجا رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) مسئله‌ی بوسیدن همسر را با مضمضه کردن (گرداندن آب در دهان) قیاس نموده است.
سوم: صحابه از قیاس سخن گفته‌اند و رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) نیز آن را تأیید کرده است؛ چنان‌که در حدیث پیشینِ معاذ رضی‌الله‌عنه گذشت که وی گفت:
أَجْتَهِدُ رَأْيِي وَلَا آلُو، قَالَ: فَضَرَبَ صَدْرِي بِيَدِهِ وَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَفَّقَ رَسُولَ رَسُولِ الله لِمَا يُرْضِي رَسُولَ الله.[4]
چهارم: نخستین مسئله‌ای که صحابه کرام پس از وفات رسول‌الله (صلی‌الله علیه وسلم) در آن قیاس کردند، موضوع خلافت و رهبری بود که چه کسی شایسته خلافت است؟
حضرت عمر رضی‌الله‌عنه فرمود: رَضِيَهُ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم لِدِينِنَا فَكَيْفَ لَا نَرْضَاهُ لِدُنْيَانَا. فَاقْتَنَعُوا وَاتَّفَقُوا عَلَى تَوْلِيَةِ أَبِي بَكْرٍ ([5]).
در اینجا حضرت عمر رضی‌الله‌عنه مسئله‌ی امامت کبری (خلافت) را بر امامتِ نماز قیاس نمود و این واقعه در حضور تمامی صحابه رخ داد و هیچ‌کس بر آن اعتراض نکرد.
۵. استحسان:
امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله در اصول فقه اسلامی، استحسان را یک اصل اجتهادیِ ویژه و مهم برمی‌شمرد. ایشان در موارد بسیاری، استحسان را بر قیاس ترجیح می‌داد؛ چرا که استحسان با نیازها، سهولت‌ها و مقاصد اساسی شریعت انطباق بیشتری دارد. در این بخش، تعریف استحسان، کاربرد آن نزد امام ابوحنیفه و اهمیت این اصل در فقه ایشان تبیین می‌گردد.
امام ابوحنیفه از اصول استحسان نیز بهره می‌جست که در آن، چنانچه به کارگیری قیاس موجب سختی برای مردم می‌گشت، بر آن ترجیح داده می‌شد. استحسان در اصل، یافتن راهکارها با در نظر گرفتن مصلحت و آسانی برای عامه‌ی مردم است.
تعریف و مفهوم استحسان
استحسان: در لغت به معنای نیکو شمردن و برگزیدن است.
و در اصطلاح: جدا کردنِ حکمِ یک مسئله از مسائل مشابهِ آن به دلیل وجود دلیلی قوی‌تر را «استحسان» گویند.
و یا: عمل کردن به قیاسِ خفی (پنهان) و قوی به‌جای قیاسِ جلی (آشکار) را «استحسان» می‌نامند.
۶. عرف و عادت:
امام اعظم رحمه‌الله برای عرف (عادت و رسوم) مردم نیز اهمیت ویژه‌ای قائل بود. ایشان باور داشت که عرف باید با شریعت موافق باشد و می‌تواند هنگام استنباط فقهی مورد توجه قرار گیرد.
مثال: رفتار تعاملی مردم در معاملات تجاری می‌تواند مبنایی برای تفسیر اصول فقهی قرار گیرد.
تعریف عرف و عادات
عرف در لغت به معنای «شناخت»، «پذیرش» و «رواج» است.
و در اصطلاح: به اموری که اکثر مردم یک منطقه یا کشور به شیوه‌ای یکسان انجام می‌دهند، «عرف و عادت» گفته می‌شود.
تفاوت عرف و عادت:
در امور اجتماعی، عرف و عادت هر دو یک معنا را می‌رسانند؛ اما در رابطه با یک فرد، میان «عرف» و «عادت» تفاوت وجود دارد؛ به این صورت که به رفتار یک فرد واحد، «عرف» اطلاق نمی‌شود، در حالی که عادت گاهی به کردارهای یک شخص نیز مربوط می‌شود و حکم شرعی بر آن مترتب می‌گردد.
مانند: عادت ماهانه زنان (حیض) که در هر زنی متفاوت بوده و حکم شرعی وی نیز به همان عادت بستگی دارد.
۷. آرا و عمل صحابه کرام
امام ابوحنیفه رحمه‌الله احترام بسیاری برای نظریات و عملکرد صحابه کرام قائل بود. ایشان از فتواها و کاربرد اصول فقهی توسط آنان بهره می‌جست.
مثال: از نظر امام ابوحنیفه، اگر درباره مسئله‌ای نظر یک صحابی وجود داشت، ایشان ترجیح می‌داد آن را به‌جای قیاس بپذیرد.
دلایل توجه امام ابوحنیفه به آرا و نظرات صحابه کرام
۱. ارتباط مستقیم صحابه با رسول‌الله ﷺ: صحابه کرام افرادی بودند که از تعلیم و تربیت مستقیم پیامبر ﷺ بهره‌مند شده بودند. به همین دلیل، آرای آنان سرچشمه‌ای مهم در فهم شریعت تلقی می‌شد. امام ابوحنیفه رحمه الله می‌دانست که صحابه با اصول بنیادین اسلام و سنت‌های رسول‌الله ﷺ کاملاً آشنا بودند، لذا آرای آنان در فقه ارزشمند شمرده شده است.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1] اصول السرخسي، باب القياس.
[2] رواه النسائي فی سننه باب تشبیه قضاء الحج بالدین. (رقم: ۲۶۵۲).
[3] رواه الطحاوي فی شرح معانی الآثار باب قبلة الصائم، عن عمر (رقم: ۳۱۱۷).
[4] مشکل الآثار للطحاوي عن معاذ بن جبل (رقم الحدیث: ۳۰۵۰)
[5] مسند الشافعي عن عائشة رضي الله عنها (رقم: ۳۳۹)
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version