خدمات تدریسی امام ابوحنیفه رحمهالله و شاگردان نامآورایشان
بخش دوم: شاگردان فقیه
اکنون به ذکر آن دسته از شاگردان امام ابوحنیفه رحمهالله میپردازیم که در راه تدوین فقه خدمت کردهاند:
۱- قاضیالقضات ابویوسف رحمهالله
عظمت و شأن او چنان است که شایستگی دارد رسالهای مستقل دربارهاش نگاشته شود تا ابعاد کمالات علمی وی روشن گردد، اما در اینجا لازم است به اختصار، گذری بر تاریخ زندگی و آرای علمی او داشته باشیم.
نسب و ولادت
نسب او به انصار میرسد و جد اعلای وی، سعد بن صبة، از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) بود. پدرش مردی فقیر بود که با کارگری روزگار میگذراند. ابویوسف در سال ۱۱۳ هجری یا ۱۱۷ هجری در کوفه زاده شد. هرچند از کودکی شیفتهی خواندن و نوشتن بود، اما پدرش با این کار موافق نبود و میخواست او حرفهای بیاموزد تا برای خانواده کسب درآمد کند. با این حال، قاضی صاحب رحمهالله هرگاه فرصتی مییافت، در مجلس علما مینشست. روزی در حلقهی درس امام ابوحنیفه رحمهالله نشسته بود که پدرش از راه رسید و او را با تندی از آنجا بلند کرد و در خانه به او تفهیم کرد که: «پسرم! خداوند به ابوحنیفه رحمهالله رزقی فراوان داده است، تو چرا از او تقلید میکنی؟» قاضی صاحب از روی ناچاری، درس را رها کرد و در کنار پدر ماند.
قاضی صاحب افزون بر امام ابوحنیفه رحمهالله، در محضر امامان بسیار دیگری نیز به تحصیل پرداخت؛ او از اعمش، هشام بن عروه، سلیمان تیمی، ابواسحاق شیبانی، یحیی بن سعید الانصاری و دیگران حدیث روایت کرد. مغازی و سِیر را نزد محمد بن اسحاق آموخت و مسائل فقهی را از محمد بن ابیلیلی فرا گرفت. خداوند جل جلاله چنان حافظه و ذهن توانمندی به او بخشیده بود که در مدت کوتاهی، دانش بسیاری اندوخت. حافظ بن عبدالبر که از محدثان مشهور است، مینویسد: «ابویوسف در مجلس محدثان حاضر میشد و در یک جلسه، پنجاه تا شصت حدیث را [از حفظ] بیان میکرد».
تا زمانی که امام ابوحنیفه رحمهالله در قید حیات بود، قاضی ابویوسف همواره در حلقهی درس ایشان حضور مییافت. پس از وفات استاد، وی مایل به خدمت در دستگاه حکومتی بود؛ لذا خلیفه مهدی عباسی در سال ۱۶۶ هجری منصب قضاوت را به او سپرد. پس از مهدی، جانشین وی هادی نیز او را در این سمت ابقا کرد، اما هارونالرشید با مشاهدهی استعداد بینظیر وی، او را به مقام قاضیالقضات تمامی سرزمینهای اسلامی منصوب کرد؛ این جایگاهی بود که تا آن زمان به هیچکس اعطا نشده بود. تفصیل پیشرفتهایی که قاضی صاحب رحمهالله در این مسیر به دست آورد، در زندگینامهای مستقل قابل نگارش است.
وفات
وی در وقت چاشت روز پنجشنبه، پنجم ربیعالاول سال ۱۸۲ هجری چشم از جهان فروبست. محمد بن سماعه نقل میکند که ابویوسف در لحظهی مرگ این کلمات را بر زبان جاری داشت: «پروردگارا! تو میدانی که من هرگز عمداً حکمی برخلاف حق صادر نکردهام؛ همواره کوشیدهام تا تصمیماتم مطابق با کتاب تو و سنت پیامبرت (صلی الله علیه وسلم) باشد. هرگاه با مسئلهای دشوار روبرو میشدم، امام ابوحنیفه رحمهالله را واسطه قرار میدادم؛ چرا که تا آنجا که میدانم، او به احکام تو آگاهتر بود و هرگز عمداً از راه حق منحرف نمیگشت.»
قاضی صاحب به ثروت زیادی دست یافت، اما آن را در راه خیر به کار میبرد؛ وی هنگام وفات وصیت کرد که چهارصد هزار درهم میان مستمندان مکه معظمه، مدینه منوره و بغداد توزیع شود.
کثرت احادیث
قاضی صاحب رحمهالله در علوم بسیاری به کمال رسیده بود؛ اگرچه شهرت اصلی وی در فقه است، اما در سایر دانشها نیز بیرقیب بود. ابن خلکان مورخ مشهور، قول ابن یحیی را چنین نقل کرده است: «ابویوسف حافظِ تفسیر، مغازی و ایامالعرب (تاریخ عرب) بود و در فقه نیز دانش سرشاری داشت.»
تألیفات
قاضی صاحب نخستین کسی است که در فقه حنفی دست به نگارش زد. او در علوم مختلف آثار بسیاری دارد که ابن ندیم در کتاب الفهرست نام و تفصیل آنها را آورده است. مشهورترین اثر او کتاب الخراج نام دارد.
۲- امام محمد بن الحسن الشیبانی رحمهالله
این شخصیت بزرگ، بازوی دوم فقه حنفی به شمار میرود. اصالت او به قریه به نام «حرستا» در نزدیکی دمشق بازمیگردد. پدرش از آنجا به واسط آمد و در آنجا اقامت گزید و امام محمد در سال ۱۴۵ هجری در همین شهر زاده شد. وی در آغاز جوانی به کوفه رفت و تحصیل علوم را آغاز کرد و زمان خود را در محافل فقیهان بزرگ سپری نمود. او از مسعر بن کدام، امام سفیان ثوری، مالک بن دینار، امام اوزاعی و دیگران روایت حدیث کرد. وی حدود دو سال در محضر امام ابوحنیفه رحمهالله شاگرد بود و پس از وفات ایشان، دانش خود را نزد قاضی ابویوسف تکمیل نمود. سپس به مدینه منوره سفر کرد و سه سال از امام مالک رحمهالله استماع حدیث نمود. در همان اوایل جوانی، آوازهی فضل و کمال او طنینانداز شد و در بیستسالگی بر مسند تدریس تکیه زد و مردم از دانش او بهرهمند گشتند. هارونالرشید با آگاهی از مقام علمی وی، منصب قضاوت را به او سپرد و غالباً او را در سفرهایش همراه خود نگاه میداشت. در سال ۱۸۹ هجری که عازم ری بود، امام محمد را نیز با خود برد؛ در نزدیکی ری به قریه ي رسیدند که امام در همانجا دار فانی را وداع گفت. از قضا، در این سفر کسایی، نحوی مشهور نیز همراه آنان بود که او هم در همانجا درگذشت. هارونالرشید بسیار اندوهگین شد و گفت: «امروز ما فقه و نحو را با هم دفن کردیم.»
مرتبهی علمی امام محمد رحمهالله از لابلای اقوال پیشوایان مجتهد آشکار میشود.
امام شافعی رحمهالله میفرماید: «هرگاه امام محمد مسئلهای را تبیین میکرد، چنان بود که گویا وحی نازل میشود.» همچنین از امام احمد بن حنبل پرسیدند: «این مسائل دقیق و باریک را از کجا آموختی؟» پاسخ داد: «از کتابهای محمد بن الحسن».[1]
هرچند شهرت امام محمد بیشتر در فقه است و آثار او نیز غالباً در این فن نگاشته شده، اما وی در تفسیر، حدیث و ادب نیز به درجهی اجتهاد رسیده بود. شاگردش امام شافعی میگوید: «من کسی را عالمتر از امام محمد به قرآن مجید ندیدم».[2]
کتابهای مشهور او عبارتند از: مؤطا، مبسوط، جامع الصغیر، جامع الکبیر، کتاب الحجج، سیر صغیر و سیر کبیر. علاوه بر اینها، آثار دیگری نیز در فقه دارد؛ مانند: کیسانیات، جرجانیات، رقیات و هارونیات؛ اما این کتابها در اصطلاح فقها جزء ظاهر الروایه محسوب نمیشوند و همچنین کتاب الحجج که پیشتر ذکر شد نیز از این مجموعه خارج است.