نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی

قرآن، معجزه‌ای فراتر از زمان

بخش نود و هشتم

روانشناسی اسلامی و توضیح اختلالات روانی در پرتو قرآن کریم
روانشناسی (علم‌النفس) اسلامی از جملۀ شاخه‌های اساسی علوم اسلامی است که با تکیه بر قرآن کریم و سنت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وسلم، به شناخت حقیقت نفس انسانی، ساختار درونی آن، قوانین حاکم بر سلامت و بیماری روان، و راه‌های ترقی یا سقوط انسان می‌پردازد. این علم برخلاف مکاتب مادی روانشناسی که انسان را صرفاً مجموعه‌ای از واکنش‌های عصبی، غرایز یا خصلت های درونی  می‌دانند، انسان را موجودی مرکب از جسم و روح، عقل و قلب، فطرت و اختیار معرفی می‌کند.
از نظر قرآن کریم، «نفس» حقیقت مرکزی وجود انسان است؛ همان حقیقتی که محل ایمان و کفر، تقوا و فجور، آرامش و اضطراب، سعادت و شقاوت می‌باشد. نفس انسانی نه‌تنها وسیلۀ شناخت جهان بیرون است، بلکه آینه‌ای برای شناخت خویشتن و راهی برای معرفت خداوند متعال نیز به‌شمار می‌رود. از همین‌رو، روانشناسی اسلامی در اصل، علمی توحیدی و فطرت‌محور است که سلامت روان را نتیجهٔ اتصال به خداوند متعال، و بیماری‌های روانی را پیامد قطع از او می‌داند.
اصول روانشناسی اسلامی
روانشناسی اسلامی علمی اصیل و ریشه‌ است؛ یعنی دارای اصول ثابت، قواعد منظم و قوانین کلی می‌باشد. این علم از وحی الهی سرچشمه می‌گیرد و با فطرت سالم انسانی هماهنگ است. در این نگرش، نفس انسان:
۱. حقیقتی زنده و پویا است؛
۲. قابلیت رشد، تزکیه و ترقی دارد؛
۳. می‌تواند دچار انحراف، فساد و بیماری گردد؛
۴. و سرنوشت اخروی انسان با وضعیت این نفس پیوند ناگسستنی دارد.
قرآن کریم از نفس به‌عنوان حقیقتی یاد می‌کند که می‌تواند «مطمئنه»، «لوّامه» یا «امّاره» باشد، و این تقسیم‌بندی خود نشان‌دهندهٔ نگاه عمیق و دقیق وحی به ساختار روان انسان است.
 یأس (ناامیدی)؛ یک اختلال روانی ناشی از قطع رابطه با  خداوند متعال
یکی از مهم‌ترین اختلالات روانی که قرآن کریم به‌صراحت به آن اشاره کرده، «یأس» (ناامیدی) است. یأس حالتی روانی است که در آن انسان امید خود را از دست می‌دهد، آینده را تاریک می‌بیند و توان حرکت و تلاش در او تضعیف می‌گردد. قرآن کریم یأس را از خصوصیات انسانِ گسسته از خداوند متعال معرفی می‌کند، آن‌جا که می‌فرماید: “وَلَئِن أَذَقنَٰهُ نَعمَآءَ بَعدَ ضَرَّآءَ مَسَّتهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّـَٔاتُ عَنِّيٓ إِنَّهُۥ لَفَرِح فَخُورٌ”[1]؛ ترجمه: «و اگر بچشانیم آدمی را نیکوئی بعد سختی که به او رسیده باشد هرآینه گوید رفتند بدی‌­ها (رنج‌­ها) از من هرآینه وی شادمان خودستا است.»
و نیز می‌فرماید: “وَإِذَآ أَنعَمنَا عَلَى ٱلإِنسَٰنِ أَعرَضَ وَنَـَٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ كَانَ يَـُٔوسا”[2]؛ ترجمه: «و چون انعام کنیم بر انسان رو بگرداند و پهلو تهی کند و چون رسد به وی شر، ناامید باشد.»
در تحلیل روانشناسی اسلامی، یأس نتیجهٔ مستقیم ضعف ایمان و فقدان ارتباط قلبی با خداوند متعال است. انسانی که خدا را نمی‌شناسد، یا به حکمت، رحمت و قدرت او باور عمیق ندارد، در برابر حوادث زندگی به‌سرعت فرو می‌ریزد و دچار ناامیدی می‌شود. در مقابل، مؤمن حقیقی شخصی است که روحیهٔ تفاؤل، امید و اعتماد به وعده‌های الهی بر روان او حاکم است.
توکل، اعتماد به خدا و یقین به رزق و تدبیر الهی، از مهم‌ترین عوامل پیشگیری از یأس به‌شمار می‌روند.
نفاق، بیماری روانی برخاسته از شرک
از دیدگاه روانشناسی اسلامی، «نفاق» تنها یک انحراف اعتقادی یا اخلاقی نیست، بلکه یک اختلال روانی عمیق است که ریشه در شرک دارد. فرد منافق دچار دوگانگی شخصیت است؛ ظاهرش با باطنش هماهنگ نیست، گفتارش با باورهای درونی‌اش تعارض دارد، و این تعارض دائمی، روان او را دچار اضطراب و بیماری می‌سازد.
قرآن کریم نفاق را چنین توصیف می‌کند: “وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱليَومِ ٱلأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤمِنِينَ   يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا يَخدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُم وَمَا يَشعُرُونَ “[3]؛ ترجمه: «و (بعضی) از مردمان کسانی اند که می‌­گویند ایمان آوردیم به خدا و بر روز قیامت حال آن که نیستند ایشان مؤمنان، فریب می­‌کنند با خدا و با کسانی که ایمان آورده­‌اند و نمی­‌فریبند مگر نفس‌­های خود را و دقت نمی‌­کنند (شعور ندارند)»
در تحلیل روان‌شناختی اسلامی، انسان مشرک یا منافق، قدرت و تأثیر را میان خداوند متعال و دیگران تقسیم می‌کند؛ از انسان‌ها، مقام، مال یا قدرت می‌ترسد و به آن‌ها دل می‌بندد. این چندپارگی در منبع اعتماد، سبب پیدایش اضطراب درونی، ترس دائمی و نفاق رفتاری می‌شود. بنابراین، نفاق را می‌توان یک «بیماری شخصیت» دانست که ریشه آن در انحراف از  توحید دارد.
إحباط (دل­سردی)؛ شکست روانی ناشی از تعلق به غیر خداوند متعال
إحباط یا دلسردی و سرخوردگی شدید روانی، زمانی پدید می‌آید که انسان امیدها و آرزوهای اساسی خود را به غیر خداوند متعال گره بزند و سپس با شکست مواجه شود. قرآن کریم این حقیقت را در قالب قانون الهی بیان می‌کند: “لَئِن أَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلخَٰسِرِينَ”[4]؛ ترجمه: «(قسم است) که اگر شرک آوردی البته تباه شود عمل تو و (هرآینه) شوی از زیان­کاران.»
از دیدگاه روان‌شناسی اسلامی، إحباط تنها ناکامی در رسیدن به هدف نیست، بلکه فروپاشی معنای زندگی است. انسان ممکن است سال‌ها جوانی، توان و عمر خود را صرف هدفی کند که آن را بزرگ و نجات‌بخش می‌پندارد، اما در پایان دریابد که آن هدف نه‌تنها سعادت نیاورده، بلکه او را از آرامش واقعی محروم ساخته است. این نوع إحباط، یکی از دردناک‌ترین حالات روانی انسان است.
 صراع (کشمکش) درونی و بی‌تفاوتی؛ بیماری روان عصر جدید
یکی دیگر از اختلالات روانی ناشی از ضعف ایمان، «صراع مستمر درونی» است. این صراع (کشمکش و تقابل) می‌تواند میان: حق و باطل؛ عقل و شهوت؛ دنیا و آخرت؛ ارزش‌ها و تمایلات رُخ دهد. اگر این کشمکش ادامه یابد و راه‌حل ایمانی نیابد، در نهایت به بی­باکی و بی‌حسی روانی می‌انجامد؛ حالتی که انسان نه انگیزهٔ گناه دارد و نه توان انجام خیر.
قرآن کریم این وضعیت را چنین توصیف می‌کند: “مُّذَبذَبِينَ بَينَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ”[5]؛ ترجمه: «تردد می­کنند در میان این­وآن نه جانب اینها اند و نه جانب آنان.»
افسردگی، پیامد فطرت سرکوب‌شده
افسردگی، که از آن به‌عنوان «بیماری عصر» یاد می‌شود، در نگاه روانشناسی اسلامی نتیجهٔ سرکوب فطرت الهی انسان است. انسان ذاتاً خداجو، معناطلب و حقیقت‌خواه است. هنگامی که از مسیر فطرت منحرف شود، در درون خود دچار رنج، احساس گناه و پوچی می‌گردد.
قرآن کریم این حقیقت روانی را در یک آیهٔ جامع بیان کرده است: “وَمَن أَعرَضَ عَن ذِكرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَة ضَنكا”[6]؛  ترجمه: «و کسی که رو بگرداند از یاد من پس (هرآینه) او را است معیشت تنگ.»
در پایان باید گفت که از دیدگاه روانشناسی اسلامی، ایمان به خداوند متعال نه‌تنها یک باور اعتقادی، بلکه بنیاد سلامت روان انسان است. انسانی که با خداوند متعال در ارتباط است، دارای نفسی آرام، مطمئن، متعادل و امیدوار می‌باشد. این آرامش درونی، خود یکی از جلوه‌های اعجاز قرآن کریم است که قرن‌ها پیش، قوانین عمیق روان انسان را بیان کرده است.
سلامت روان در اسلام، ثمرهٔ توحید، ذکر، توکل و ایمان است؛ و بیماری روان، غالباً پیامد غفلت، شرک و انقطاع از منبع هستی. این حقیقت، جایگاه بی‌بدیل قرآن کریم را در بنیان‌گذاری یک روان­شناسی الهی، فطری و انسان‌ساز به‌روشنی آشکار می‌سازد.[7]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. هود: ۱۰.
[2]. الإسراء: ۸۳.
[3]. البقرة: ۸-۹.
[4]. الزمر: ۶۵.
[5]. النساء: ۱۴۳.
[6]. طه: ۱۲۴.
[7]. موسوعة الإعجاز العلمي في القرآن والسنة» (۱/ ۵۲-۵۴).
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version