از لشکر نادیدۀ خداوند متعال تا دقت شگفتانگیز نظام آفرینش
قرآن کریم، بهمثابهٔ کتاب هدایت و اندیشه، نهتنها انسان را به عبادت و اخلاق فرامیخواند، بلکه اُفُقهای عمیقی از معرفت، نسبت به جهان آفرینش بروی انسانها میگشاید. در این کتاب آسمانی، بارها از موجوداتی یاد شده است که در نگاه نخست، کوچک، ناچیز و حتی حقیر به نظر میرسند، اما در واقع، هر یک آیتی بزرگ از قدرت، حکمت و تدبیر الهیاند. حشرات، با وجود ظرافت جسمی و کوچکی حجم، از پیچیدهترین نظامهای زیستی برخوردارند و قرآن کریم با نگاهی هدفمند، انسان را به تأمل در این مخلوقات فرا میخواند.
در این بخش، سه نمونهٔ برجسته از این اعجاز الهی بررسی میگردد: «لشکرهای مَلَخ، خانهٔ عنکبوت و شاخهای حس کننده در حشرات».
لشکرهای مَلَخ؛ جلوهای از جنود یا لشکرهای ناشناختۀ الهی
خداوند متعال میفرماید:“وَمَا يَعلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ”[1]؛ ترجمه: «و نمیداند لشکرهای پروردگار تو را مگر او.»
این آیهٔ کریمه بهصراحت بیان میدارد که لشکرهای الهی، محدود به آنچه انسان میشناسد نیست و تنها خداوند متعال است که بر شمار، ماهیت و کارکرد آنها آگاهی کامل دارد. یکی از روشنترین مصادیق این لشکرهای الهی، «دستههای عظیم مَلَخ» است؛ موجودی که در نگاه عامه، ضعیف و بیدفاع جلوه میکند، اما در واقع، قدرت تخریبی آن میتواند معیشت ملتها را به مخاطره اندازد.
از دیدگاه علمی، مَلَخ یکی از خطرناکترین آفات طبیعی به شمار میرود. دانشمندان تصریح میکنند که «هر مَلَخ در طول شبانهروز، بهاندازهٔ وزن بدن خود غذا مصرف میکند». حال اگر یک گروه از ملخها وزنی معادل «هشتاد هزار تن» داشته باشند، پس در یک روز «هشتاد هزار تن غذا» مصرف میکنند. شاید نام آنها هم به همین نکته اشاره دارد؛ زیرا هیچ برگ، میوه یا حتی پوست درختی را باقی نمیگذارند و همه چیز را میخورند.
از نظر احصائیههای انجام شده، در هر کیلومتر مربع از یک دسته مَلَخ، بین صد تا دوصد میلیون مَلَخ وجود دارد. برخی از این دستهها، طولی بیش از «چهارصد کیلومتر» دارند؛ مسافتی که میتواند فاصلهٔ میان دو شهر بزرگ را دربر گیرد. همچنین گزارش شده است که بعضی از این دستهها، شامل «بیش از چهل میلیارد مَلَخ» میباشند. چنین ارقامی، انسان را به این حقیقت رهنمون میسازد که قدرت حقیقی، نه در بزرگی جسم، بلکه در تدبیر الهی نهفته است.
خانهٔ عنکبوت، تمثیلی از ضعف در ساختار و معنا
خداوند عز وجل میفرماید:“مَثَلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَولِيَآءَ كَمَثَلِ ٱلعَنكَبُوتِ ٱتَّخَذَت بَيتاً وَإِنَّ أَوهَنَ ٱلبُيُوتِ لَبَيتُ ٱلعَنكَبُوتِ لَو كَانُواْ يَعلَمُونَ”[2]؛ ترجمه: «مثال آنان که گرفتند به جُز خدا دوستان مانند مثال عنکبوت است که ساخت خانهای و (هرآینه) سُستترین خانهها خانۀ عنکبوت است اگر آنها بدانند.»
در این آیه، قرآن کریم با تأکیدهای نحوی و بلاغی متعدد، خانهٔ عنکبوت را «سُستترین خانهها» معرفی میکند. کاربرد «إِنَّ» که برای تأکید بهکار میرود، و نیز «لام تأکید» در عبارت «لَبَيتُ ٱلعَنكَبُوتِ»، نشان میدهد که این سُستی، امری قطعی و غیرقابل تردید است.
در تفاسیر آمده است که خانهٔ عنکبوت، نه از گرما محافظت میکند، نه از سرما، نه از باران و نه از باد؛ ازاینرو، ضعیفترین پناهگاه به شمار میرود. اما اعجاز علمی آیه، تنها به این جنبه محدود نمیشود.
یکی از استادان برجستهٔ علم حشرات در پوهنځی علوم پوهنتون قاهره، به نکتهای شگفتانگیز اشاره میکند:در جملهٔ «ٱتَّخَذَت بَيتاً» فعل بهصورت مؤنث آمده است، و این با یافتههای علمی امروز کاملاً سازگار است؛ زیرا «سازندهٔ خانهٔ عنکبوت، همواره عنکبوت ماده است، نه نر». این دقت زبانی، در زمانی که بشر هیچ شناختی از زیستشناسی حشرات نداشت، جلوهای روشن از اعجاز قرآن کریم است.
از سوی دیگر، ضعف خانهٔ عنکبوت تنها ضعف ساختاری نیست، بلکه «ضعف در روابط درونی» نیز در آن مشهود است. عنکبوت ماده پس از جلب نر و انجام عمل تلقیح، در بسیاری موارد، او را میکُشد و میخورد؛ و حتی گاهی فرزندان خود را نیز میبلعد، مگر آنکه بگریزند. افزون بر این، میان فرزندان نیز پدیدۀ خوردن همنوع دیده میشود. بدینسان، ضعف مادی خانه، با ضعف اخلاقی و زیستی ساکنان آن جمع میگردد و «ضعفی مضاعف» را رقم میزند.
قرآن کریم پس از ذکر این تمثیل میفرماید:“وَتِلكَ ٱلأَمثَٰلُ نَضرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعقِلُهَآ إِلَّا ٱلعَٰلِمُونَ”[3]؛ ترجمه: «و این مثالها را بیان میکنیم برای مردمان و نمیفهمند آن (مثالها) را مگر دانایان.»
این بیان نشان میدهد که فهم عمق این تمثیلها، نیازمند علم و اندیشه است، و هرچه علم انسان افزونتر گردد، ابعاد تازهتری از اعجاز قرآن کریم بر او آشکار میشود.
شاخهای حس کننده در حشراتو تواناییهای عجیبشان
انسان ابزارهایی ساخته تا حرکت ستارگان، اجسام متحرک و تغییرات هوا را رصد و مراقبت کند، اما چه کسی باور میکند که موجودات زنده دارای «شاخکهای حس کننده یا قرون استشعار» هستند که کارهایی انجام میدهند که انسان قادر به انجام آنها نیست؟
در حشرات کوچک و پیشپاافتادهای که ما دستکم میگیریم، دستگاههایی وجود دارد که با دقیقترین ابزارهای ساخته دست انسان برابری میکنند. دانشمندان گفتهاند: «در برخی حشرات، شاخکهایی وجود دارد که دارای «گیرندههای شیمیایی هستند؛ این گیرندهها، بوها، عطرها و رایحه مواد را تشخیص میدهند و بر اساس آنها، حرکت و جستجوی حشره برای یافتن غذا هدایت میشود.
در برخی دیگر، شاخکها دارای «گیرندههای مکانیکی» هستند؛ این گیرندهها صدا را میشنوند و حرکت باد را حس میکنند، همانطور که در برخی گونههای مگس مشاهده میشود. این گیرندههای مکانیکی به حرکت جواب میدهند، در حالی که گیرندههای کیمیایی به ترکیب کیمیایی محیط حساس هستند.
یک نکتۀ جالب دیگر: بعضی حشرات، به محض اینکه چیزی شیرین در محیط ظاهر شود، فوراً آن را پیدا میکنند. چگونه؟ با «گیرندههای کیمیایی » خود.
مثال دیگر: چگونه یک مگس بزرگ به یک مکان مشخص میآید؟ این مگس به دلیل وجود «حیوان مرده» و بوی آن در فضا حرکت میکند و به سمت منبع بو هدایت میشود. این نیز از طریق «گیرندههای کیمیایی» است.
از شگفتانگیزترین نمونهها، توانایی برخی حشرات در تشخیص اشعۀ ما دون سرخ (تحتالحمراء) است. این نظام به حشره امکان میدهد تا منبع حرارت را شناسایی کند. اگر دریافت این اشعه بهصورت پیوسته باشد، حشره در راستای آن حرکت میکند، و اگر منقطع باشد، مسیر خود را اصلاح مینماید تا دقیقاً به منبع گرما برسد.
این سامانهٔ دقیق، در بعوضه (پشه) بهخوبی دیده میشود. اگر دو انسان در حال خواب باشند و یکی از آنها دچار تب و افزایش حرارت بدن باشد، بعوضه حتی از فاصلهٔ چند متری، فرد بیمار را تشخیص میدهد و مستقیماً به سوی او حرکت میکند. این توانایی، نه از روی تصادف، بلکه نتیجهٔ طراحی حکیمانهٔ الهی است.
خلاصه اینکه آنچه در این بخش مورد بررسی قرار گرفت، تنها نمونههایی محدود از جهان گستردۀ اعجاز الهی در مخلوقات کوچک خداوند بود. «مَلَخ با قدرت ویرانگر جمعی، عنکبوت با تمثیل عمیق قرآنی از ضعف، و حشرات با سامانههای حسّی حیرتانگیز، همگی گواه آناند که عظمت خداوند متعال، در کوچکترین آفریدههایش نیز بهروشنی تجلی یافته است. قرآن کریم با ارجاع انسان به این نشانهها، او را به تفکر، تواضع و بازگشت به سرچشمۀ قدرت حقیقی فرامیخواند؛ همان خدایی که فرمود:“وَمَا يَعلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ”[4]؛ ترجمه: «و نمیداند لشکرهای پروردگا تو را مگر او.»[5]