نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی

قرآن؛ معجزه‌ای فراتر از زمان

بخش صد و یکم

خواب در ترازوی اعجاز قرآن کریم
خواب یکی از شگفت‌انگیز ترین پدیده‌های حیات انسانی است که بدون آن، ادامهٔ زندگی ممکن نیست. انسان، هرچند از نعمت‌های بی‌شمار الهی بهره‌مند است، اما هیچ نعمتی به اندازهٔ خواب در حفظ تعادل روانی، سلامت جسمانی و بازسازی توان‌های حیاتی او نقش ندارد. قرآن کریم با بیانی موجز اما عمیق، خواب را نه یک حالت عادی زیستی، بلکه «نشانه‌ای از نشانه‌های عظمت و حکمت الهی» معرفی می‌کند.
در حالی‌که علم طبی و فیزیولوژی خواب، پس از قرن‌ها تحقیق به اهمیت خواب، زمان آن، کیفیت آن و وضعیت بدنی هنگام خواب پی برده است، قرآن کریم و سنت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وسلم بیش از چهارده قرن پیش، دقیق‌ترین اصول صحت خواب را بیان نموده‌اند. این مطابقت شگفت‌انگیز میان وحی و علم، جلوه‌ای روشن از اعجاز علمی قرآن کریم به‌شمار می‌رود.
خواب زودهنگام و بیداری سحرگاهی؛ سنت الهی و نبوی صلی‌الله‌علیه‌وسلم
کسی که با تدبر به آیات قرآن کریم و احادیث صحیح نبوی صلی‌الله‌علیه‌وسلم بنگرد، به‌ وضوح  درمی‌ یابد که اسلام، انسان را به «خواب زودهنگام» و «بیداری زودهنگام» دعوت می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید:
“وَجَعَلنَا نَومَكُم سُبَاتا”[1]؛ ترجمه: «و گردانیدیم خواب شما را برای رفع خستگی.»
«سبات» در لغت به معنای قطع فعالیت و آرامش عمیق است؛ یعنی خواب، وسیله‌ای الهی برای توقف موقت فعالیت‌های فرسایندهٔ بدن و آغاز بازسازی آن می‌باشد.
همچنین خداوند متعال می‌فرماید: “وَقُرءَانَ ٱلفَجرِ إِنَّ قُرءَانَ ٱلفَجرِ كَانَ مَشهُودا”[2]؛ ترجمه: «و بخوان قرآن فجر را (نماز صبح را) هرآینه قرآن خواندن فجر می­‌باشد مشاهده شده.»
این آیه اشاره‌ای عمیق به ارزش بیداری سحرگاهی و حضور انسان در فضای خاص فجر دارد؛ زمانی که بدن، روان و حتی طبیعت، آمادگی بیشتری برای دریافت فیض الهی و نشاط حیاتی دارند.
پیامبر اکرم صلی­الله‌علیه‌وسلم نیز در دعایی جامع می‌فرمایند: «اللهم بارك ‌لأمتی ‌فی ‌بكورها»[3] ؛ ترجمه: «بار خدایا به صبحگاهان امتم برکت بده».
این دعا، بیانگر آن است که برکت در زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی و فکری انسان، با بیداری زودهنگام پیوند مستقیم دارد.
از ام‌المؤمنین عایشه رضی‌الله‌عنها روایت است که پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «‌ركعتا ‌الفجر ‌خیر من الدنیا وما فیها»[4] ؛ ترجمه: «دو رکعت سنت صبح از دنیا و آنچه در دنیا است، بهتر است».
و از عبدالله بن مسعودرضی‌الله‌عنه نقل است که پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وسلم مسلمانان را از شب‌نشینی پس از نماز عشاء نهی می‌فرمودند، مگر در موارد خاص مانند طلب علم؛ «جدب لنا رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وسلم ‌السمر ‌بعد ‌العشاء» یعنی زجرنا»[5]؛ ترجمه: «رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم ما را زا شب­نشینی بعد از نماز خفتن منع نمودند».
این نشان می‌دهد که «بی­‌خوابی­ بدون هدف و طولانی» برخلاف سنت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وسلم و زیان‌بار برای جسم و روح انسان است.
رازهای علمی بیداری فجر؛ هماهنگی حیرت ‌انگیز وحی و طب
علم فیزیولوژی امروز حقایقی را کشف کرده است که به‌گونه‌ای شگفت، با تعلیمات قرآن کریم و سنت  نبوی هماهنگ‌اند:
۱. گاز اوزون و نشاط عصبی
دانشمندان ثابت کرده‌اند که بیشترین میزان «گاز اوزون» در هوا، در ساعات نزدیک به فجر وجود دارد. این گاز تأثیر مستقیم و بسیار مثبتی بر دستگاه عصبی، تمرکز ذهنی و توان عضلانی دارد. کسی که در این ساعات بیدار است، در طول روز احساس نشاط، قدرت و شادابی بیشتری می‌کند؛ در حالی‌که خوابیدن تا پس از طلوع آفتاب، غالباً سبب احساس خستگی و رخوت می‌گردد.
۲. اشعهٔ فرابنفش و  ویتامین «د»
در ساعات آغازین طلوع آفتاب، میزان اشعهٔ فرابنفش مفید بیشتر از سایر اوقات روز است. این اشعه، پوست را به تولید «ویتامین د» تحریک می‌کند؛ و این ویتامین نقش اساسی در تثبیت کلسیم در استخوان‌ها دارد. بسیاری از مشکلاتی چون پوکی استخوان، ضعف ساختار استخوانی و شکستگی‌های زودرس، نتیجهٔ خواب طولانی تا بعد از طلوع آفتاب است.
۳. کورتیزول؛ هورمون بیداری
در بدن انسان هورمونی به‌نام «کورتیزول» ترشح می‌شود که مسئول افزایش فعالیت‌های حیاتی، تمرکز ذهنی و آمادگی جسمانی است. بالاترین میزان این هورمون در وقت فجر ترشح می‌گردد و پس از آن به‌تدریج کاهش می‌یابد. کسی که در این زمان بیدار است، از اوج طبیعی توان جسم و ذهن بهره‌مند می‌شود.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. النبأ: ۹.
[2]. الإسراء: ۷۸.
[3]. سنن أبي داود، ‌‌باب: في الابتكار في السفر، رقم الحدیث: ۲۶۰۶، ج ۲، ص ۳۴۰ ط مع عون المعبود).
[4]. صحيح مسلم، ‌‌باب استحباب ركعتي سنة الفجر والحث عليهما وتخفيفهما والمحافظة عليهما، وبيان ما يستحب أن يقرأ فيهما، رقم الحدیث: ۷۲۵ ، ج ۲، ص ۱۶۰(.
[5]. سنن ابن ماجه، باب النهي عن النوم قبل صلاة العشاء، وعن الحديث بعدها، رقم الحدیث: ۷۰۳ ،  ج ۱، ص ۲۳۰ ت عبد الباقي).
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version