نویسنده: م. مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش سیویکم
الف: تعریف رهبانیت (ادامه)
رهبانیت در اصطلاح: برخی از علمای آیین بودا، رهبانیت را چنین تعریف کردهاند: رهبانیت یعنی دوری کردن از همۀ کارهای ناپسند و بد، و کنارهگیری کامل از زندگی اجتماعی و شهری. به بیان دیگر، رهبانیت یعنی انسان از تمام دنیا و شیوۀ زندگی مردم فاصله بگیرد؛ یعنی از راه و روشی که مردم عادی در دنیا با آن زندگی میکنند، کنار شود.
این معنا همان چیزی است که در کتاب «تریپیتاکا» نیز در همۀ کاربردهای این واژه بیان شده است. در آن کتاب، همۀ مسائلی که به زندگی رهبانی مربوط میشود آمده است؛ مانند نظام و ترتیب زندگی راهبان، آداب و مقررات آنان، مراسم و آیینهایشان و دیگر مسائلی که به رهبانیت مرتبط است.[1]
دکتر حکیم امین میگوید: «مقصود از رهبانیت شیوهای از زندگی است که در آن انسان از مردم کناره میگیرد و در خلوتی کاملاً فردی و تنهایی زندگی میکند، با هدف پرداختن به عبادت.»[2]
دکتر رؤوف حبیب نیز میافزاید که زهد، پارسایی و انتخاب فقر به صورت داوطلبانه از معانی رهبانیت است. او میگوید: «رهبانیت به معنای زهد و پارسایی، گوشهگیری و تنهایی گزیدن به قصد عبادت و بریدن از دنیا است، همراه با اینکه انسان به طور اختیاری فقر را برای خود برگزیند.»[3]
در کتاب «تاریخ امت قبطی» نیز آمده است: «رهبانیت عبارت است از نذر کردنِ خود برای بریدن از دنیا و روی آوردن به خدا، همراه با انتخاب فقر به صورت داوطلبانه و کنارهگیری از جهان برای عبادت.»[4]
ب: تاریخ پیدایش رهبانیت در آیین بودا
رهبانیت تاریخ دیرینه دارد و پدیدهای نیست که همگام با بودیزم ظهور کرده باشد؛ این پدیده قبل از ظهور بودا در آیین برهمنی رواج داشت و بعدا به آیین جینی هم ترویج بهینه یافت. اما پیدایش رهبانیت در بودیزم به آغاز دورۀ بودایی برمیگردد؛ یعنی به نیمۀ نخست قرن ششم قبل از میلاد.
در آن زمان نشانههای رهبانیت در جامعه دیده میشد و گروههایی از زاهدان و گوشهنشینان ظهور کردند؛ از جمله راهبان برهمنی، پیروان آیین جین، یوگیها و گروههای دیگر. این افراد برای عبادت و زهد، از مردم و زندگی عادی فاصله میگرفتند و در جنگلها و غارها زندگی میکردند. برخی از آنان وقت خود را در تفکر و تأمل دربارۀ رازهای زندگی میگذراندند و میکوشیدند معماهای آن را درک کنند، و برخی دیگر خود را به انواع سختیها و ریاضتها عادت میدادند.
آنان گمان میکردند که این کارها سبب پاکی روح و رهایی آن از بندهای جسمانی میشود. بسیاری از این زاهدان از قریهای به قریۀ دیگر میرفتند و برای بهدست آوردن غذا از مردم کمک میخواستند. در عین حال، در میان قریهها و مناطق روستایی میگشتند تا افکار و باورهای خود را میان مردم نشر کنند. شرایط طبیعت و فضای زندگی آن زمان نیز آنان را به تحمل سختیها و صبر در برابر مشکلات عادت داده بود. در میان این زاهدان، شاهزادهای به نام «سیدهارتا» نیز بود که بعدها به عنوان بنیانگذار آیین بودا شناخته شد.[5]
بودا وقتی این حالات را مشاهده کرد، با آن راهبان همراه گشته و از این روش آنان تأثر پذیرفت، در نتیجه قصر و مظاهر دنیا همه را ترک گفت و زندگی رهبانی را بهعنوان راه اصیل خود برگزید و تا پایان عمر به همان روش باقی ماند.
بودا بر سفرهای خود در مناطق مختلف تداوم بخشید و فکرهای خاص آیین خود و همچنان تفکر رهبانی را میان مردم منتشر کرد. شاگردان زیادی را ترتیب نمود که آنان بعداز وفات بودا، روش او را ادامه دادند، معابد و صومعههای بزرگ برای راهبان ساخته شد و به این طریق نظام رهبانی بهشکل منظم و ساختارمند در بودیزم شکل گرفت و گسترش پیدا کرد.
گفته میشود که زهد و گوشهنشینی از پایههای نخست زندگی صومعهای در آیین بودا به شمار میآید؛ زیرا در آغاز، زمینۀ نوعی رهبانیت فردی را فراهم کرد، همانگونه که در زندگی بودا و یاران نزدیک او دیده میشود. اما پس از انتشار معابد و صومعهها، این شیوه کمکم به زندگی جمعی و صومعهای تبدیل شد.
هنگامی که پیروان آیین بودا در هند و مناطق دیگر زیاد شدند، راهبان بودایی به تدریج برای آنان قوانین، آداب و نظامهایی در زمینۀ رهبانیت وضع کردند. خود بودا در زمان حیاتش شکل و نظام مشخصی برای آیین بودا به صورت امروزی تعیین نکرده بود؛ بلکه این ساختار پس از وفات او، به دست راهبان نخستین و سپس نسلهای بعدی شکل گرفت. آنان به مرور زمان تغییرات و افزودههای زیادی را در آن وارد کردند؛ آنهم بر اساس خواستها و مصلحتهایی که خود میدیدند، چنانکه در بسیاری از نظامها و قوانین بشری چنین چیزی دیده میشود.[6]
چگونه که امروزه طبقۀ راهبان بودایی بهصورت خاص و قانونمند با پوشش لباسهای مخصوص و با تراشیدن سر، این نظام را جاری میکنند و در صومعهها با استواری و ثبات مینشینند.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الادیان الوضعیة: ص ۲۳۹.
[2]. دم حکیم امین, دراسات فی تاریخ الرهبانیة والدیریة المصریة, ص ۱.
[3]. الرهبانیة المسیحیة وموقف الاسلام منها، ص ۱۲.
[4]. همان، ص ۱۲.
[5]. الادیان الوضعیة، ص ۲۴۱.
[6]. همان، ص ۲۴۱.
