مفهومشناسی از بخشهای اساسی و ابتدایی هر تحقیق است و کمک میکند تا مفاهیم و اصطلاحات کلیدی بهدرستی درک و فهم شوند و کسی دچار سوء تفاهم نگردد، بهویژه در حوزۀ علوم انسانی، دین و سیاست؛ بنابراین در ادامه به توضیح و تبیین مفاهیم و اصطلاح خاص این تحقیق پرداخته میشود:
۱. دین: واژۀ «دین» در لغت به معنای اطاعت، فرمانبری و تسلیم شدن است.[1]
اما در اصطلاحِ شریعت، دین تعاریف گوناگونی دارد و علماء و اندیشمندان در تعریف آن اختلافنظر داشتهاند؛ چنانکه بعضیها دین را چنین تعریف میکنند: «دین عبارت است از تسلیم کامل در برابر خداوند متعال و فرمانبرداری از او. دین حقیقی همان آیین اسلام و عقیدۀ توحید است؛ همان دینی که همۀ پیامبران خداوند علیهمالصلاةوالسلام، از حضرت آدم و نوح علیهماالسلام گرفته تا خاتم پیامبران حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم، به آن دعوت کردهاند.[2]
خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِندَاللهِ الإِسْلَامُ»؛[3] ترجمه: «بیگمان دین حق (و قابل قبول) در نزد الله، اسلام است.» و پس از آمدن اسلام، خداوند از مردم هیچ دینی جز آن را نمیپذیرد، چنانکه میفرماید: «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»[4]؛ ترجمه: «و هرکس دینی جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.»
همچنین خداوند متعال میفرماید: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَاّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.»[5]؛ ترجمه: «بر شما مردار، خون، گوشت خوک، و آنچه به نام غیر خدا ذبح شده، و حیوان خفهشده، و به ضرب مرده، و از بلندی افتاده، وشاخخورده، و آنچه درنده خورده -مگر آنچه را که شما ذبح کنید- و آنچه بر بتها قربانی شده، و فالگیری با تیرها حرام گردانیده شد؛ اینها نافرمانی است. امروز کافران از دین شما نومید شدهاند، پس از آنان نترسید و از من بترسید. امروزدین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم. پس هرکس در حال گرسنگی شدید، بدون تمایل به گناه ناچار شود، بداند که خداوند آمرزنده و مهربان است.»
گروهی هم دین را چنین تعریف کردهاند: «شریعت الهی که از راه وحی دریافت میشود»؛ و این تعریف بیشتر میان مسلمانان رایج بوده است.[6]
اما بر این تعریف ایراد و شبهه وارد است؛ زیرا دین را تنها به ادیان آسمانی محدود میسازد، درحالیکه حقیقت آن است که هر چیزی را که مردم به آن اعتقاد پیدا کرده و آن را مورد پرستش و تعبد قرار دهند، میتوان دین نامید؛ خواه حق باشد یا باطل. دلیل آن، سخن خداوند متعال است که میفرماید: «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»[7]؛ ترجمه: «و هرکس دینی جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.» و نیز میفرماید: «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِىَ دِين»[8]؛ ترجمه: «دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.»؛ در این آیه، خداوند باورهای مشرکان عرب را نیز «دین» نامیده است.
در میان غیرمسلمانان، برخی دین را صرفاً از بُعد اخلاقی تعریف کردهاند؛ مانند «کانت» که میگوید: «دین عبارت است از اعتراف به وظایف اخلاقی بهعنوان اوامر الهی.» برخی دیگر، دین را از زاویۀ تفکر و تأمل نگریستهاند؛ مانند رودلف اویگن که میگوید: «دین تجربهای عرفانی است که انسان در آن از تضادهای زندگی فراتر میرود.» و تعریفهای دیگری نیز ارائه شده که هر یک تنها از یک زاویه به دین نگاه کرده و زوایای دیگر آن را نادیده گرفتهاند.[9]
بهترین و جامعترین تعریف آن است که گفته شود: «دین، عبارت است از باور به قداست یک ذات، و مجموعهای از رفتارها و اعمالی که نشاندهندۀ فروتنی، محبت، رغبت و ترس در برابر آن ذات است.»
این تعریف، هم معبود حق را در بر میگیرد که همان خداوند متعال است، و هم معبودهای باطل را که غیر از خدا پرستش میشوند. همچنین همۀ عبادتها و آیینهایی را شامل میشود که مردم برای معبودهای خود انجام میدهند؛ خواه این عبادتها آسمانی و صحیح باشد مانند اسلام، یا دارای ریشۀ آسمانی بوده اما دچار تحریف و نسخ شده باشد مانند یهودیت و مسیحیت، و یا اساساً غیرآسمانی و ساختۀ بشر باشد مانند هندوییزم، بودیزم و انواع بتپرستیها.[10]
اما اندیشمندان و متفکران غربی، در تعریف «دین» دیدگاهها و تعبیرهای گوناگونی دارند که به چند نمونۀ آن اشاره میشود:
سیسرون میگوید: «دین، پیوندی است که انسان را با خدا وصل میکند.»
کانت میگوید: «دین، احساس مسؤولیت و پایبندی ما به وظایفمان است؛ از آن جهت که این وظایف بر پایۀ فرمانهای الهی استوار اند.»
شلیایرماخر میگوید: «حقیقت دین بر احساس نیاز و وابستگی مطلق انسان استوار است.»
پدر شاتل میگوید: «دین، مجموعهای از وظایف مخلوق در برابر خالق، و وظایف انسان در برابر خدا، جامعه و خود اوست.»
هربرت (روبرت) اسپنسر میگوید: «دین، ایمان به نیرویی است که پایان زمانی و مکانی آن قابل تصور نیست؛ و این عنصر، هستۀ اصلی دین را تشکیل میدهد.»
تایلور میگوید: «دین، باور به موجودات روحانی است.»
ماکس مولر میگوید: «دین، تلاش برای درک آن چیزی است که قابل درک نیست و بیان آن چیزی است که قابل بیان نیست؛ دین، گرایش به بینهایت و محبت به خداست.»[11]