نویسنده: مهر الله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش بیست و پنجم
افکار و عقاید بودیزم
۵. انکار معاد (روز آخرت) (ادامه)
بخش دوم: تناسخ ارواح
ب: پاسخ و نقد
از نظر شریعت و قرآن، نیز این باور در محل رد و بطلان است. آیههای متعددی وجود دارند که بهوضوح باور تناسخ را رد نموده و وجود عالم برزخ و قیامت را ثابت میکنند.
خداوند متعال فرمودهاست: “زعم الذین کفروا أن لن یبعثوا قل بلی و ربی لتبعثن ثم لتنبؤن بما عملتم و ذلک علی الله یسیر”[1]؛ ترجمه: «کافران گمان بردند که برانگیخته نخواهند شد. بگو: آری. سوگند به پرودگارم به یقین برانگیخته خواهید شد. آن گاه از (حقیقت) آنچه میکردید، به شما خبر خواهند داد. و این امر بر خداوند آسان است.»
“وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ”[2]؛ ترجمه: « و هنگامیکه جانها را (با تنها) قرین سازند و هنگامیکه (از) دختر زنده بهگور شده بپرسند، به کدامین گناه کشته شده است؟»
این آیهها نشان میدهد که انسانها بعداز مردن دوباره زنده کرده میشوند و از اعمالی که در دنیا انجام دادهاند، چه عمل نیک باشد یا بد، در حضور پروردگار عالم حساب میدهند و مطابق آن سزا و پاداش میگیرند.
پس معلوم شد که پاداش و سزا در روز رستاخیز از جانب پروردگار عالم داده میشود نه در این دنیا و در چرخههای تولد پیاپی (تناسخ) که در آن بودیزم قایل است. از این آیهها بهطور واضح و روشن باور تناسخ رد و در معرض انتقاد شدید قرار میگیرد.
“وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ وَأَشْرَقَتِ ٱلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ ٱلْكِتَـٰبُ وَجِاىٓءَ بِٱلنَّبِيِّـنَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»[3]؛
ترجمه: «و در صور دمیده میشود، پس همۀ کسانیکه در آسمانها و زمین هستند، میمیرند مگر کسیکه الله بخواهد. و آنگاه دوباره در آن دمیده میشود و ناگهان همگی در حالیکه نظارهگرند به پا میخیزند. و زمین با نور پروردگارش روشن میگردد. و نامۀ اعمال نهاده میشود و پیامبران و گواهان (فرشتگان، شهدا و امت پیامبرصلیاللهعلیهوسلم) را میآورند و میانشان به حق و راستی داوری میگردد و هیچ ستمی برآنان نمیشود.»
این آیه نیز تأکید دارد که با دمیدن صور تمامی دنیا و مخلوقات آن نابود میشوند و انسانها بعداز مردن دوباره زنده شده در محضر پروردگارشان حاضر میشوند و نامههای اعمالشان را مشاهده میکنند.
در حالیکه تناسخ کاملاً بر خلاف این تصویر قرآنی است؛ زیرا باور تناسخ بر انتقال مداوم و پیهم روح در قالب جسمهای مختلف باورمند است و قیامت را کاملاً انکار میکند، در حالیکه نظام پروردگار عالم بر سزا و پاداش در دنیا و آخرت استوار است و به هیچ وجه انتقال پیهم و مداوم روح را نمیپذیرد.
آیهٔ بعدی نیز روشن میسازد که بازگشت پس از مرگ ممکن نیست. خداوند متعال میفرماید: “حَتّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ ٱلْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ٱرْجِعُونِ لَعَلِّىٓ أَعْمَلُ صَـٰلِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّآ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا ۖ وَمِن وَرَآئِهِم بَرزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبعَثُونَ»[4]؛
ترجمه: «چون مرگ یک از ایشان فرا رسد، میگوید: پروردگارا، مرا بازگردان، تا در سرایی که (کارهای نیک را) رها کردم، به انجام اعمال شایسته بپردازم. هرگز؛ این، فقط سخنی است که او بر زبان میآورد و تا روزیکه برانگیخته میشوند، برزخی فرارویشان است.»
این آیات بهروشنی نشان میدهد که قرآن راه برگشت مردگان به دنیا را کاملاً بسته است. کلمه «کلا» (هرگز) بهصراحت چنین درخواستی را رد کرده و آن را ناممکن دانسته است؛ چیزی که در اصطلاح قرآن، همان نفی تناسخ است. [5]
وجود معاد و قیامت و بطلان باور تناسخ با احادیث فراوانی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم به اثبات میرسد که در اینجا به ذکر یک حدیث جامع و صحیح اکتفاء مینماییم:
پیامبرصلیاللهعلیهوسلم میفرماید: «يجْمَعُ الله النَّاس يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ، ثُمَّ يَطْلُعُ عَلَيْهِمْ رَبُّ الْعَالَمِينَ، ثُمَّ يُقَالُ: أَلَا یتَّبِعُ الناس مَا كَانُوا يَعْبُدُونَ؟ فَيَتَمَثَّلُ لِصَاحِبِ الصَّلِيبِ صَلِيبُهُ، وَلِصَاحِبِ النَّارِ نَارُهُ وَلِصَاحِبِ التَّصویر تَصویرهُ»[6]؛ ترجمه: «خداوند متعال همه مردم را در سرزمین وسیع جمع میکند سپس پروردگار جهانیان بر آنان تجلی میکند و میفرماید: آیا مردم از آنچه در دنیا میپرستیدند پیروی نمیکنند؟ در آن لحظه برای صاحب صلیب، صلیبش نمایان میشود، برای پرستشکننده آتش، آتش او آشکار میگردد، و برای تصویر پرستان تصویرهایشان مجسم میشود.»
از این حدیث واضح و روشن میشود تناسخ باور باطل است و قیامت وجود دارد و پروردگار عالم در آن روز تمام انسانها را گرد هم میآورد و از آنها درباره اعمال و رفتارشان بازخواست میکند و جوابگویی به کردار و داشتههای دنیویشان را از آنان مطالبه مینماید.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. التغابن: ۷.
[2]. التکویر: ۷-۹.
[3]. الزمر: ۶۸-۶۹.
[4]. المومنون، آیه ۹۹-۱۰۰.
[5]. تناسخ الارواح، اصوله و حکم الاسلام فیه، ص ۲۳۲.
[6]. ترمذی، ش ۲۵۵۷
