نویسنده: مهر الله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش بیست و چهارم
افکار و عقاید بودیزم
۵. انکار معاد (روز آخرت) (ادامه)
بخش دوم: تناسخ ارواح
برای روشنی هرچه بیشتر این دیدگاه، بهتر است بدانیم که این دیدگاه (تناسخ) به چهار نوع یا چهار مرحله تقسیم میشود:
۱. نسخ: در این مرحله، روح از یک انسان به انسان دیگری منتقل میشود. آنان این نوع را «نسخ» مینامند، زیرا روح از یک شخص جدا شده و در بدن شخص دیگری ظاهر میشود. این نوع، انتقال در میان همان نوع انسانهاست.
۲. مسخ: این مرحله مربوط به انسانهایی است که بهدلیل رفتارهای نادرست و گناهانشان، روحشان پس از مرگ به جسد حیوانات منتقل میشود. در این حالت، انتقال روح در محدودهٔ جنس حیوانات صورت میگیرد.
۳. رسخ: در این مرحله، روح به موجوداتی مانند گیاهان منتقل میشود. از دیدگاه آنان، این نوع از نسخ سختتر و سنگینتر است، زیرا اولاً انتقال از یک جنس به جنس دیگر صورت میگیرد؛ مثلاً روح انسان به گیاه میرود. ثانیاً روح در این حالت برای مدت طولانی در یک حالت ثابت و بیحرکت میماند، مانند گیاه یا حتی سنگ که ثبات زیادی دارد.
۴. فسخ: این مرحله بر خلاف مراحل دیگر است و به گیاهانی که بریده میشوند یا حیواناتی که ذبح میشوند اختصاص دارد؛ موجوداتی که پس از نابودی چیزی از آنها باقی نمیماند. در این مرحله، پایینترین مرتبهٔ ارواح پایان مییابد و چرخه به پایان خود میرسد. [1]
اما هدف نهایی تناسخ در بودیزم و هندوییزم برهمنی متفاوت هست؛ زیرا در آیین برهمنی (هندوییزم) گفته میشود که هدف از تناسخ، رهایی از کششها و دلبستگیهای زندگی دنیا است؛ یعنی روح دوباره به سرچشمه اولین خود، «برهما»، برمیگردد و با آن یکی میشود؛ همانگونه که یک قطره آب در اقیانوس بزرگ حل میشود.
اما در آیین بودیزم، هدف نهایی از این چرخه تولدهای پیاپی رسیدن به «نِیروانا» است؛ یعنی خاموشی کامل، پایان رنجها و قطع شدن همیشگی این رفتوآمدها.
باور به تناسخ تنها مخصوص بودیزم نبوده است؛ بلکه در طول تاریخ، گروهها و ملتهای دیگری هم به آن باور داشتهاند. از جمله گفته میشود که مصریان باستان، بعض فیلسوفان یونان، و بعضی از ایرانیانی که گرایشهای خاص فکری داشتند نیز چنین عقیدهای داشتهاند. همچنان در میان پیروان هندوییزم این باور از اساسیترین و قدیمیترین عقاید بهشمار میرود.
در واقع، بسیاری از آیینهای هندی -چه قبل از بودا و چه پس از آن- این عقیده را از سنت دینی هند گرفتهاند. حتی گفته میشود تناسخ چنان با دین هندی درآمیخته است که اگر کسی به آن باور نداشته باشد، او را از پیروان کامل آن آیین به حساب نمیآورند.[2]
ب: پاسخ و نقد
عقیده تناسخ که بوداییان به آن باورمند هستند، یک باور خرافی و باطل بوده و ریشه در فسلفۀ مصریان و یونان قدیم دارد. اینکه روح انسان بعداز وفات وی، جسمهای متعدد را تجربه میکند، از نظر عقل و نقل در معرض رد و بطلان است. در ادامه از دیدگاه عقل و شریعت این نظریۀ فلسفی و عقیدتی آنها را بهصورت روشن و مدلل، نقد و بررسی خواهیم نمود:
نخست: نظر به باور آنها، انسان بهسبب کارهای زندگی قبلی خود سزا یا پاداش میبیند، این باعدالت سازگار نیست؛ زیرا هیچ آگاهی و خاطرهای از زندگی قبلی ندارد. مجازات یا پاداش زمانی معقول و طبق عدالت است که شخص بداند چه کار کرده است.
دوم: در تعریف تناسخ گفته شد که روح از بدنی به بدن دیگر منتقل میشود. اما پرسش این است که: اگر شخصیت، حافظه، ویژگیهای ذهنی و حتی بدن کاملاً تغییر کند چه چیزی ثابت میماند که بگوییم «همان شخص» است؟ اگر هیچ چیز قابل شناسایی باقی نماند، پس نسبت دادن پاداش و سزا به همان فرد سخت میشود و این هیچ قابل پذیرش نیست.
سوم: از نمونههای دیگر بطلان این باور این است که اگر روح انسان به بدن حیوان منتقل شود، در حالیکه حیوان شعور اخلاقی ندارد، پس چگونه میتواند مسئولیت گذشته را ادامه بدهد یا جبران نماید؟ موجودی که قدرت انتخاب اخلاقی ندارد، چگونه میدان سزا یا تکامل اخلاقی قرار بگیرد؟
چهارم: فیلسوفان میگویند که عذاب روحانی کافی است. اما این نوع عذاب بهحدی ضعیف بوده است که نه پیشروی ظلم را میگیرد و نه مانع بدکاریها میشود. لذت و رنج واقعی همیشه با جسم پیوند داشته است. لمس، بینایی، درد و خوشی همه مربوط به جسم است، نه تصور ذهنی. پس اگر عذاب تنها روحانی باشد، چگونه انسان را از بدی بازمیدارد؟
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. تناسخ الارواح، اصوله و حکم الاسلام فیه، ص ۲۰۱، به نقل از: ضحی الإسلام، ج ۱، ص ۲۵۰؛ والفلسفة الإسلامیة، ص ۱۳۴.
[2]. بحث الیوم الآخر عندالبوذیة، ص ۱۱.
