نویسنده: مهر الله عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش بیست و دوم

افکار و عقاید بودیزم
۵. انکار معاد (روز آخرت)
در بودیزم، پیرامون معاد (روز آخرت) سه بخش اساسی مطرح است:
بخش اول: قانون جزا (کارما).
بخش دوم: تناسخ ارواح.
بخش سوم: نیروانا.
 تمام فکر و تلاش سیدارتا گوتاما (بودا) این بود که راهی پیدا کند تا انسان از رنج‌های زندگی نجات پیدا کند؛ رنج‌هایی مثل تولد، پیری، بیماری و مرگ. در این دیدگاه، هر انسان خودش سرنوشت خود را می‌سازد و هیچ خدایی در این کار دخالت ندارد؛ بلکه اصلاً به وجود خدا باور ندارند. به همین دلیل، بودا و پیروانش به روز آخرت و چیزهایی مثل زنده شدن دوباره، حساب‌وکتاب، بهشت و دوزخ باور ندارند.[1]
حتی بودا شاگردانش را از بحث کردن درباره مرگ و اتفاقاتی که بعد از آن می‌افتد، باز می‌داشت. نقل شده که روزی شاگردانش درباره یکی از پیروان تازه‌درگذشته‌اش پرسیدند که آیا دوباره تولد می‌شود یا نه؟ او جواب مثبت داد؛ اما وقتی یکی از برهمنان این گفت‌وگو را شنید و اعتراض کرد، بودا به شاگردانش گفت: چنین سؤال‌هایی فایده‌ای ندارد و کسی هم جواب قطعی آن را نمی‌داند. پرسیدن از امور غیبی و این‌که بعد از مرگ چه می‌شود، سودی ندارد و فقط ذهن را خسته می‌کند. شما راه روشن و درست را در پیش بگیرید؛ همان راهی که در همین زندگی به شما آرامش می‌دهد، و آنچه بعد از این زندگی است را رها کنید.[2]
با این حال، بوداییان باور دارند که انسان نتیجه کارهای خوب و بد خود را می‌بیند؛ اما این نتیجه در همین دنیا ظاهر می‌شود، نه در دنیای دیگر. این اصل را «کارما» می‌نامند. بر اساس همین باور، می‌گویند روح بعد از مرگ از یک بدن به بدن دیگر منتقل می‌شود و در همین رفت‌وآمدها پاداش یا کیفر اعمالش را به صورت خوشی یا رنج می‌بیند. اگر کسی بخواهد از این چرخه پی‌درپی تولدها خلاص شود، باید همه وابستگی‌ها و خواهش‌های نفسانی را کنار بگذارد، دل از آرزوها و دلبستگی‌ها بکند و خود را از بند هوس‌ها آزاد سازد، تا به مرحله «نیروانا» برسد؛ حالتی که در آن نه تولدی هست و نه مرگی، بلکه خاموشی رنج و رسیدن به آرامش کامل است.[3]
بخش اول: قانون جزا (کارما)
الف: تبیین عقیده
«کارما» واژه‌ای است از زبان سانسکریت و معنایش «کردار و عمل» می‌باشد. مقصود از آن هر کاری است که انسان انجام می‌دهد؛ چه عمل باشد، چه سخن و حتی چه فکر.
در باور بودایی، هر کارما سبب و نتیجه دارد. اگر کارما خوب باشد، نتیجه‌اش هم خوب خواهد بود؛ و اگر بد باشد، ثمره و پیامدش نیز بد خواهد بود. به بیان ساده، هرچه بکاری، همان را درو می‌کنی.[4]
در کتاب ادیان هند آمده است: «منظور از اصل کرمه این است که انسان هر کاری را که در جهان انجام دهد، اعم از کردار، گفتار و پندار، اثر و نتیجه آن را خواهد دید. به‌عبارت دیگر، هر کنشی در این جهان، واکنش مناسب با خود را دنبال دارد و این واکنش هم در زندگی فعلی انسان و هم در زندگی آینده‌اش در تولد بعدی (سنساره/تناسخ) تأثیر دارد. هم ازاین‌رو، زندگی فعلی هر کسی متناسب با کرمه‌اش در زندگی پیشین است و گرفتاری و رنج هر کسی نتیجه کرمه وی در زندگی قبلی است. حتی اثر کرمه تا حدی است که می‌تواند طبقه اجتماعی (کاست) انسان را در زندگی بعدی تغییر دهد و آن را بالا یا پایین ببرد.»[5]
در معنای عامیانه اگر تعبیر کنیم، کارما به این معناست که هر آنچه انجام می‌دهیم، فکر می‌کنیم یا می‌گوییم، به خودمان باز می‌گردد. در این معنا کارما شامل خود عمل و هم نتیجهٔ آن می‌شود.
محمد جواد شمس، از تحلیل‌گران تاریخ ادیان، کارما را چنین توضیح می‌دهد: «کارما یکی از اعتقادهای دینی بوداست که نخستین بار و به تفصیل در متون اوپانیشادی بیان شده است. کرمه به معنی عمل و در اصطلاح عبارت است از نتیجهٔ اعمال انسان که اگر خوب باشد موجب سعادت و اگر بد باشد موجب گرفتاری او می‌شود.» [6]
پروفسور آتریا می‌گوید: «شهوت نیرومندترین عامل در زندگی ماست؛ اما خواهش‌ها و تمایلات ما بر دیگران نیز اثر می‌گذارد. از همین‌رو، در کارهایی که از روی شهوت انجام می‌دهیم، گاهی به دیگران نیکی می‌کنیم و گاهی بدی می‌رسانیم. پس ناگزیر قانون جزا بر ما تطبیق می‌شود؛ قانونی که بر زندگی همهٔ موجودات آزاد در جهان حاکم است. این قانون جزا در زبان سانسکریت «کارما» نامیده می‌شود و هیچ‌کس نمی‌تواند از آن بگریزد. در کتاب «یوگا واسِشتَه» چنین آمده است: در سراسر هستی هیچ جایگاهی وجود ندارد؛ نه کوه‌ها، نه آسمان‌ها، نه دریاها و نه حتی بهشت‌ها، که انسان بتواند به آن پناه ببرد و از نتیجهٔ اعمال خود -چه نیک باشد و چه بد- رهایی یابد. [7]
بوداییان باور دارند که این قانون بر تمام زندگی و هستی حاکم است؛ چیزی مثل و شبیه سرنوشت که همه را در بر می‌گیرد. کارما خودبه‌خود عمل می‌کند و کسی در آن دخالت ندارد. هر انسان مسئول کار خودش است و نتیجه همان کار به خودش برمی‌گردد.[8]
ایمان به کارما از اصول اساسی این آیین شمرده می‌شود و هر بودایی باید آن را قبول نماید. از همین باور، عقیده به تناسخ یا بازگشت دوباره به زندگی هم پیدا شده است. چون دیده‌اند که همیشه نتیجه کارها در همین زندگی دیده نمی‌شود؛ مثلاً ممکن است ظالم بمیرد و در ظاهر جزای ظلمش را نبیند، یا انسان نیکوکار از دنیا برود و پاداشی نگیرد. به همین دلیل گفته‌اند اگر جزا در این زندگی عملی نشد، در زندگی بعدی و در قالبی دیگر انجام می‌شود.[9]
بر اساس این فکر، روح انسان بعد از مرگ در قالب تازه‌ای وارد می‌شود تا نتیجه کارهای گذشته‌اش را ببیند و اشتباهات و بدی‌های قبلی را جبران کند.
در باور کارما، اگر کسی کارهای بد انجام دهد؛ مثل آزار رساندن به حیوانات، کشتن، شراب نوشیدن، دزدی، زنا و مانند این‌ها، ممکن است در تولد بعدی به شکل حیوان یا موجودی پست‌تر زنده شود. و وقتی مرحله‌ای از کارمایش تمام شد، دوباره به صورت انسان برمی‌گردد؛ اما شاید انسانی ستمدیده، فقیر، کم‌عمر یا حتی گرفتار بیماری‌های روانی و مشکلات سخت — هرکس به اندازه کردار خودش. در این نگاه، زندگی‌های پی‌درپی ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که انسان از چرخه کارما رها شود.[10]
ب: پاسخ و نقد
این باور بودیزم با عقیده راسخ اسلام در مورد عمل و جزاء کاملا در تضاد است؛ چون بودیزم پاداش و پیامد عمل را وابسته به همین دنیا می‌داند و ازاین‌که قیامتی وجود داشته باشد و انسان‌ها در روز حساب و کتاب نامه‌ی اعمالشان را نگاه کنند و به سبب اعمال نیک و بدشان در جنت و دوزخ داخل شوند، کاملا منکر است.
 از دیدگاه اسلام، این باور آنان از چندنگاه قابل نقد و بطلان است:
نخست: در اندیشه کارما، یک قانون غیرشخصی و خودکار بر جهان حاکم است و جزا و پاداش را بدون ارادۀ الهی اجرا می‌کند. اما در دین مقدس اسلام، جهان تحت تدبیر مستقیم و حکیمانه خداوند متعال است و هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جزا و پاداش تعیین کند. قرآن‌کریم در این باره می‌فرماید: “إن‌ الحکم إلا لله”[11]؛ ترجمه: «فرمانروایی تنها از آن الله است.»
آیۀ دیگر تأکید می‌کند که پاداش و کیفر تنها در اختیار خداوند است؛ چنان‌که فرموده است: “لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى”[12]؛ ترجمه: «تا بدکاران را به سزای اعمالشان برساند و نیکوکاران را به نیکی پاداش دهد.»
پس نظر به این آیه‌ها پاداش و کیفر به‌دست خداوند است و او بندگانش را در روز رستاخیر مطابق اعمالشان پاداش و عذاب می‌دهد. پس باور کارما یک باور فلسفی و عقل‌محور بوده و کاملا باطل است.
دوم: کارما براین فرض و اصل استوار بوده است که جزا در همین دنیا یا در قالب تولدهای بعدی تحقق می‌یابد و آخرتی در کار نیست، در حالی‌که ایمان به قیامت، روز حساب و کتاب و جنت و دوزخ از ارکان مهم و اساسی اسلام است. در قرآن کریم بارها در مورد قیامت، حساب و کتاب، حشر و نشر و… سخن به‌میان آمده است و به منکران معاد جواب‌های قانع و مستحکم ارایه شده است.
“فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ”[13]؛ ترجمه: «پس هر کس هم وزن ذره‌ای نیکی کرده باشد، (پاداش) آن را خواهد دید. و هرکس هم وزن ذره‌ای کار بد کرده باشد (کیفر) آن را خواهد دید.» یعنی هرکس در دنیا ذره‌ای از عمل نیک یا بد انجام داده باشد، پیامد آن را در روز قیامت حتما خواهد دید و پررودگار یکایک حساب خواهد گرفت.
این سخن مسلم است که در اسلام ممکن بخشی از نتیجه اعمال در این دنیا دیده شود، اما حساب کامل و عادلانه در آخرت صورت خواهد گرفت.
سوم: باور کارما، با عقیده تناسخ پیوند کامل دارد و از نتایج باور کارما، عقیده به تناسخ است. تناسخ یعنی این‌که روح انسان بعداز مرگ دوباره بر بدن دیگر منتقل می‌شود -باور تناسخ در مباحث بعدی به‌صورت جداگانه مفصلا به بررسی گرفته خواهد شد-. اما از نظر عقیده اسلام، هر انسان یک‌دفعه به‌دنیا می‌آید و زندگی می‌کند و پس از مرگ وارد عالم برزخ می‌شود تا قیامت. بعدازاین‌که از دنیا منتقل شد، هرگز دوباره بر نمی‌گردد.
چنان‌که خداوند متعال در این باره می‌فرماید: “حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ… كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا ۖ وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ”؛[14] ترجمه: «تا آن‌گاه که مرگ به‌سوی کسی از آنان آید….هرگز؛ این، فقط سخنی است که او بر زبان می‌آورد و تا روزی که برانگیخته می‌شوند، برزخی فرارویشان است.»
بناء بازگشت روح انسان در قالب جدید دیگر از دیدگاه اسلام به‌هیچ وجه  پذیرفته نبوده، بلکه به‌شدت در معرض رد و بطلان است.
چهارم: در باور کارما، نتیجه اعمال به‌صورت جبری و بدون گذشت اجرا می‌شود، یعنی هرکس در زندگی اعمال بد انجام داد، نظر به باور آن‌ها حتما در زندگی بعدی جزایش را مشاهده می‌کند. اما در اسلام عزیز، در کنار عدالت، رحمت و مغفرت الهی نیز وجود دارند، اگر پروردگار بخواهد بنده‌ گنهگارش را با توبه صادقانه می‌بخشد.
“إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا”؛[15] ترجمه: «به راستی خداوند همه گناهان را می‌بخشد.»
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. بحث الیوم الآخر عندالبوذیة، ص ۵.
[2]. أحمد شلبي، أديان الهند الكبرى، ص۱۵۴.
[3]. العقل والقفاري، الموجز في الأديان، ص۸۷. والحمد، رسائل في الأديان، ص۵۴- ۵۶.
[4]. بحث الیوم الآخر عندالبوذیة، ص ۶.
[5]. فیاض قراپی، ادیان هند، ص ۴۷.
[6]. محمد جواد شمس، ادیان هند، صفحه ۲۸.
[7].  احمد شلبی، أدیان الهند الکبری، ص ۵۹.
[8]. بحث الیوم الآخر عند البوذیة، ص ۶ به نقل از: سانج جانترا، اصول البوذیة، ص۱۹۰-۱۹۱.
[9]. أحمد شلبي، أديان الهند، ص۶۲.
[10]. عبد الله نومسك، البوذية، ص۱۹۱-۱۹۲.
[11]. یوسف: ۴۰.
[12]. النجم: ۳۱.
[13]. الزلزلة: ۷-۸.
[14]. مؤمنون: ۹۹-۱۰۰.
[15]. زمر: ۵۳.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version