الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۲۵
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ شانزدهم: مسلمان موظف است با حکمت برای رفع ظلم و حمایت از مظلومان تلاش کند.
مسلمان وظیفه دارد برای رفع ظلم و حمایت از مظلومان با شیوهای حکیمانه تلاش کند. راهها و ابزارهای انجام این مسئولیت بسیار متنوع و در دسترس است. کاری که حضرت خضر علیهالسلام در سوراخ کردن کشتی انجام داد، در واقع برای حمایت از صاحبان فقیر و ناتوان کشتی بود؛ زیرا آنان توانایی محافظت از کشتی خود را در برابر ظلم پادشاه نداشتند. آن پادشاه هر کشتی سالمی را به زور تصاحب میکرد. بنابراین، حضرت خضر علیهالسلام با ایجاد عیبی جزئی در کشتی، آن را از تصاحب پادشاه نجات داد.
این داستان برای مسلمانان، بهویژه مسئولان و صاحبان قدرت در جوامع اسلامی، پیام مهمی دارد: آنان باید در برابر ستم و رنج انسانهای مظلوم و تحت فشار بیتفاوت نباشند و برای نجات آنان اقدام کنند. این ظلم ممکن است شکلهای گوناگونی داشته باشد؛ از جمله آزار و خشونت جسمی، فشارهای اقتصادی، سرکوب فکری و فرهنگی، اشغال سرزمین، تحقیر و سایر انواع ستم.
پیامبر اکرم صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَدر این زمینه میفرماید:
«والذي نفسي بيده لتأمرن بالمعروف ولتنهونعن المنكر ولتأخذن على يدي المسيء ولتأطرنه على الحق أطراً أو ليضربن الله بقلوب بعضكم على بعض وليلعنكم كما لعنهم.»[1]؛ ترجمه: «سوگند به کسی که جانم در دست اوست، یا امر به معروف و نهی از منکر میکنید و دست فرد خطاکار و ستمگر را میگیرید و او را به سوی حق بازمیگردانید، یا خداوندﷻ دلهای برخی از شما را به دلهای برخی دیگر پیوند میدهد و شما را لعنت میکند، همانگونه که آنان را لعنت کرد.»
مقصود از عبارت «او را به سوی حق بهطور کامل سوق دهید» این است که فرد ستمگر را تا حد امکان از ظلم بازدارید و او را به رعایت حق وادار کنید.
همچنین پیامبر اکرم صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَمیفرماید: «لا قُدَّسَتْ أمةٌ لا يَأْخُذُ الضَّعِيفُ فِيهَا حَقَّهُ غَيْرَ مُتَعْتَع.»[2]؛ ترجمه: «امتی که در آن فرد ناتوان نتواند حق خود را بدون ترس و دشواری از قدرتمند بگیرد، پاک و مقدس نیست.»
این پیام نشان میدهد که عدالت اجتماعی و حمایت از حقوق افراد ضعیف از ارزشهای اساسی در اسلام است. جامعۀ اسلامی نباید به گونهای باشد که افراد قدرتمند بتوانند حقوق ضعیفان را پایمال کنند و کسی در برابر آنان احساس مسئولیت نکند.
بنابراین، مسلمان موظف است برای رفع ظلم از مظلومان تلاش کند. اگر شخصی توانایی مقابلۀ مستقیم با ظالم را نداشته باشد، باید با راهکارهای مشروع، حکیمانه و کمهزینه برای جلوگیری از ظلم و کاهش رنج مظلومان تلاش کند. راههای اصلاح و حمایت از مردم میتواند بسیار متنوع باشد. کسیکه واقعاً دغدغۀ منافع مردم و کاهش رنج آنان را داشته باشد، میتواند با استفاده از تدبیر و خرد، راههای مناسبی برای حل مشکلات پیدا کند.
حضرت خضر علیهالسلام، با وجود دانش و تواناییای که خداوندﷻبه او داده بود، به ما میآموزد که رفع ظلم همیشه به معنای برخورد مستقیم و شدید نیست؛ بلکه گاهی باید از یک راهکار هوشمندانه استفاده کرد که هم مظلوم را نجات دهد و هم از ایجاد پیامدهای شدیدتر جلوگیری کند. او کشتی را به گونهای سوراخ کرد که کشتی از بین نرود، بلکه تنها دارای عیبی شود. به این ترتیب، پادشاه از تصاحب آن صرفنظر کرد و صاحبان فقیر کشتی توانستند آن را حفظ کنند. این اقدام نشان میدهد که در فرآیند اصلاح اجتماعی، باید از روشهایی استفاده کرد که ضمن حل مشکل، آسیبهای جانبی و پیامدهای منفی کمتری داشته باشد.
از این داستان همچنین میتوان یک اصل مهم در اصلاح و مدیریت مشکلات را آموخت: هنگام رویارویی با دو زیان و آسیب، باید تا حد امکان زیان و آسیب کمتر را انتخاب کرد؛ بهویژه زمانی که هدف، جلوگیری از ظلم و ایجاد اصلاح در جامعه باشد.
بر همین اساس، در اندیشۀ اسلامی، اجرای برخی مجازاتهای قانونی نیز با هدف حفاظت از جامعه، دین، اخلاق و حقوق مردم توجیه میشود. برای مثال، مجازات قتل عمد، زنا و سرقت، در نگاه نخست ممکن است اقدامی سخت و همراه با آسیب به نظر برسد؛ اما در چارچوب نظام حقوقی و شرایطی که شریعت تعیین کرده است، هدف از این احکام، حفظ نظم اجتماعی، جلوگیری از گسترش جرم و تأمین مصلحت عمومی است.[3]