الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۱۸
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام
آموزۀ چهارم: بهرهگیری از اسباب و عوامل، همراه با توکل بر اللهﷻ؛ راه موفقیت در امور مهم و دستیابی به اهداف
همراه داشتن توشه و غذا از سوی حضرت موسی علیهالسلام و همراهش در طول سفر، نشاندهندۀ اهمیت فراهم ساختن اسباب و مقدمات لازم برای انجام کارهاست. این رفتار هرگز با توکل بر اللهﷻ منافات ندارد، بلکه خود نمونهای از توکل صحیح است؛ زیرا توکل حقیقی آن است که انسان ضمن اعتماد قلبی به خداوندمتعال، از اسباب و وسایلی که خداوندمتعال برای رسیدن به هدف مقرر کرده است نیز بهره گیرد.
این رفتار، پاسخی روشن به کسانی است که بدون فراهم کردن مقدمات لازم، خود را «متوکل» میپندارند؛ درحالی که در حقیقت، گرفتار تواکل (سستی و رها کردن اسباب) هستند و از انجام وظایفی که خداوندمتعال بر عهدۀ انسان نهاده، شانه خالی میکنند.[1] حضرت موسی علیهالسلام، با آن جایگاه بلند نبوت و مقام کلیمالله، با وجود اعتماد کامل به پروردگارﷻ، توشۀ سفر را نیز آماده ساخت و بدینسان نشان داد که ایمان و توکل، هرگز به معنای ترک برنامهریزی و تدبیر نیست.[2]
از رفتار حضرت موسی علیهالسلام میآموزیم: در همۀ امور باید بر اللهﷻ توکل کرد، اما این توکل باید همواره با بهرهگیری از اسباب و امکانات مشروع همراه باشد.در تمام عرصههای زندگی (از علم و آموزش گرفته تا اقتصاد، مدیریت، سیاست و دفاع) موفقیت زمانی حاصل میشود که برنامهریزی، تلاش و استفاده از امکانات، با اعتماد و اتکال به خداوندﷻ همراه گردد.
یکی از عوامل اصلی پیشرفت ملتهای موفق، اهتمام آنان به فراهم کردن اسباب پیشرفت و بهرهگیری از دانش، تکنالوژی و مدیریت صحیح است؛ درحالی که هرگاه مسلمانان از این اصل فاصله گرفتهاند، دچار عقبماندگی، وابستگی و ضعف شدهاند؛ با آنکه روزگاری پیشگام تمدن و الگوی ملتها بودند.
الله متعال در قرآن کریم مسلمانان را به آمادهسازی همۀ تواناییهای لازم فرمان داده و میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَعَدُوَّكُمْ»[3]؛ ترجمه: در برابر آنان، هر اندازه که میتوانید نیرو و تجهیزات آماده سازید تا به وسیلۀ آن، دشمن خدا و دشمن خود را بازدارید.
پیامبر اکرم صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَنیز در تمام مراحل زندگی، اصل جمع میان توکل و بهرهگیری از اسباب را عملاً اجرا میکرد. آنحضرتصَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ برای دفاع از اسلام، لشکر ترتیب میداد، تجهیزات فراهم میکرد، نقشه میکشید و با وجود اعتماد کامل به خداوندﷻ، هرگز اسباب طبیعی را نادیده نمیگرفت. اگر قرار بود تنها دعا کافی باشد، پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَنیازی به این همه برنامهریزی و تلاش نداشت؛ اما سنت الهی بر این است که پیروزی پس از فراهم ساختن اسباب و همراه با توکل بر خداوندﷻ حاصل میشود.
همین اصل، راز موفقیت مسلمانان در دوران شکوفایی تمدن اسلامی بود. آنان با ایمان، دانش، تلاش، برنامهریزی و استفاده از امکانات، به قدرت، عزت و رهبری جهان دست یافتند و عدالت، امنیت و مدارا را در گسترۀ وسیعی از جهان گسترش دادند.
بنابراین، جامعۀ اسلامی امروز نیز برای بازیابی عزت و پیشرفت، نیازمند بازگشت به همین اصل قرآنی است (ترک تنبلی و سستی، احیای روح تلاش و مسئولیتپذیری، بهرهگیری از همۀ اسباب مشروع، و توکل راستین بر اللهﷻ) تنها در پرتو این رویکرد است که میتوان امید داشت شکوه گذشته احیاء شود، ظلم و عقبماندگی از میان برود، و حق، عدالت و کرامت انسانی بار دیگر بر جامعۀ اسلامی حاکم گردد.
آموزۀ پنجم: خوشرفتاری با خدمتگزاران و مدارا با آنان، محبت، وفاداری و روحیۀ فداکاری را در میان آنان و مسئولان تقویت میکند
از بیان حضرت موسی علیهالسلام خطاب به همراه خود که فرمود: «آتِنَا غَدَاءَنَا»[4]؛ ترجمه: غذای ما را بیاور.چنین برداشت میشود که آنحضرت علیهالسلام با همراه خود، که بنابر دیدگاه برخی مفسران خدمتگزار ایشان بوده است، با نهایت احترام و مهربانی رفتار میکرد. غذای آن دو مشترک بود و در کنار یکدیگر بر سر سفره مینشستند. این شیوۀ رفتار، محبت و وفاداری خدمتگزار را نسبت به مسئولان برمیانگیزد و از جلوههای برجستۀ اخلاق پیامبران علیهمالصلاةوالسلام، بلکه از ارزشهای والای انسانی به شمار میرود.
پیامبر اکرم صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَنیز در اصلاح فرهنگ برخورد با خدمتگزاران فرمودند: «هیچیک از شما نباید بگوید: بندۀ من یا کنیز من، بلکه بگوید: جوانم و دخترم.[5]
نمونۀ عملی این اخلاق را در رفتار حضرت انس بن مالک رضیاللهعنه، خدمتگزار پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَمشاهده میکنیم. وی روایت میکند که روزی پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَاو را برای انجام کاری فرستاد. هنگامی که با تأخیر به خانه بازگشت، مادرش علت تأخیر را پرسید. انس رضیاللهعنه پاسخ داد که پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَاو را برای مأموریتی فرستاده است. وقتی مادر دربارۀ آن مأموریت پرسید، گفت: «این راز رسول خداستصَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ.» مادرش نیز به او سفارش کرد که راز پیامبرصَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ را برای کسی بازگو نکند. انس رضیاللهعنه بعدها میگفت: به خدا سوگند، اگر آن راز را برای کسی بازگو میکردم، برای تو، ای ثابت، میگفتم.[6]
این میزان از امانتداری و وفاداری، نتیجۀ رفتار کریمانه و محبتآمیز پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَبا خدمتگزارانش بود.
بنابراین، و با توجه به وضعیت کنونی جهان اسلام، راه اصلاح این وضعیت، بازگشت به تعالیم اسلام و پایبندی به اخلاق اسلامی در برخورد با کارکنان و خدمتگزاران است. افزون بر این، رفتار نیکو با خدمتگزاران غیرمسلمان میتواند آنان را با زیباییهای اسلام آشنا ساخته و زمینۀ گرایش آنان به این دین را فراهم آورد؛ و این، پاداشی بزرگ برای کسی است که سبب هدایت دیگران شود.