الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۲۹
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ بیست و دوم: تربیت فرزند بر اساس دوراندیشی و شناخت حقیقت امور
یکی از الگوهای مهم تربیت الهی در داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام، آموزش دقیق، تحلیل درست حوادث و پرهیز از قضاوت بر اساس ظاهر امور است.
انسان مؤمن نباید در ارزیابی حوادث تنها به ظاهر آنها بسنده کند، بلکه باید بکوشد حقیقت و مصلحت نهفته در پسِ رویدادها را نیز دریابد.
حضرت خضر علیهالسلام در پایان ماجراهای خود با حضرت موسی علیهالسلام فرمود: “وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي”[1]؛ ترجمه: و نکردم آن را از حکم خود.»[2]
این سخن بیانگر آن است که اقدامات حضرت خضر علیهالسلام برخاسته از رأی و خواست شخصی او نبود، بلکه بر اساس هدایت و علمی انجام میگرفت که خداوندﷻ به او عطا کرده بود.
این معنا با سخن خداوندﷻ دربارۀ حضرت خضر علیهالسلام نیز ارتباط دارد:“وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا”[3]؛ ترجمه: و آموختیم او را از نزد خود علمی.»[4]
سه اقدام حضرت خضر علیهالسلام در واقع جلوۀ عملی همین دانش الهی بود؛ زیرا او حقیقت حوادث را فراتر از ظاهر آنها میدید و مصلحتی را درک میکرد که برای حضرت موسی علیهالسلام در نگاه نخست آشکار نبود.
از منظر تربیتی، این داستان به خانوادهها میآموزد که یکی از مهمترین وظایف تربیتی والدین، پرورش قدرت تحلیل، دوراندیشی و توانایی تشخیص حقیقت در فرزندان است. کودک و نوجوان نباید تنها بر اساس آنچه میبیند قضاوت کند، بلکه باید بیاموزد که میان «ظاهر حادثه» و «حقیقت آن» تفاوت بگذارد و پیش از داوری، دربارۀ علل، زمینهها و پیامدهای آن بیندیشد.
برخی انسانها نگاهی سطحی و محدود دارند و تنها بخش آشکار حوادث را میبینند و همان را تمام حقیقت میپندارند؛ در حالی که تربیت الهی، انسان را به نگاه عمیقتر و دقیقتر فرامیخواند.
بسیاری از ظواهر ممکن است فریبنده باشند و با تحریف، آرایش، جلوهگری و پنهانسازی حقیقت همراه شوند. بنابراین، فرزند باید به گونهای تربیت شود که اسیر ظاهر امور نشود، پیش از قضاوت تحقیق کند و در تحلیل حوادث، حقیقت را بر ظاهر مقدم بدارد.[5]
بر این اساس، یکی از الگوهای تربیت الهی در خانوادۀ انبیا علیهمالصلاةوالسلام، تربیت فرزندان برای دوراندیشی، تحلیل صحیح و ارزیابی واقعبینانه حوادث است؛ تربیتی که انسان را از شتابزدگی در قضاوت و فریب خوردن از ظواهر بازمیدارد و او را به شناخت عمیقتر واقعیتها رهنمون میسازد.