برگزاری نشستهای شورا در دوران خلافت حضرت عمر فاروق رضیاللهتعالیعنه (ادامه…)
نزول قرآن در هفت لهجه و ضرورت جمعآوری آن
مشهور است که قرآن کریم بر هفت حرف (لهجههای مختلف عربی) نازل شده است. هر قبیله عرب قرآن را به لهجه خود تلاوت میکرد.
این وضعیت در زمان رسول الله ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ و در زمان حضرت ابوبکر و حضرت عمر ـ رضیالله تعالی عنهما ـ رایج بود. اما با گسترش فتوحات اسلامی و مسلمان شدن غیرعربها، اختلاف در قرائت باعث اختلاف میان مردم شد.
حتی گاهی این اختلاف به تکفیر یکدیگر نیز میانجامید. در جنگ آذربایجان و ارمنستان، اختلاف در قرائت قرآن میان سپاه شام و عراق شدت گرفت. حذیفه بن یمان ـ رضیالله تعالی عنه ـ از این وضعیت بسیار نگران شد و به مدینه بازگشت.
او به حضرت عثمان ـ رضیالله تعالی عنه ـ گفت: «برای امت اقدام کن، پیش از آنکه مانند یهود و نصاری در کتاب خود اختلاف کنند.»
به همین دلیل، حضرت عثمان ـ رضیالله تعالی عنه ـ با مشورت صحابه تصمیم گرفت مردم را بر یک مصحف و یک قرائت متحد سازد.
گروه تعیینشده برای جمعآوری قرآن
حضرت عثمان ـ رضیالله تعالی عنه ـ این افراد را تعیین کرد:
• زید بن ثابت ـ رضیالله تعالی عنه
• عبدالله بن زبیر ـ رضیالله تعالی عنه
• سعید بن العاص ـ رضیالله تعالی عنه
• عبدالرحمن بن حارث ـ رضیالله تعالی عنه
آنها قرآن کریم را به لهجه قریش نوشتند و رسمالخطی تنظیم کردند که برای همه قابل تلاوت باشد. این مصحف بدون نقطهگذاری و علائم بود.
مصحف حضرت ابوبکر صدیق بهعنوان مرجع
مرجع اصلی در کتابت قرآن، مصحفی بود که در زمان حضرت ابوبکر صدیق ـ رضیالله تعالی عنه ـ جمعآوری شده بود و نزد حفصه ـ رضیالله تعالی عنها ـ نگهداری میشد. پس از تهیه نسخهها، آن مصحف دوباره به حفصه بازگردانده شد.
پس از وفات حفصه، مروان بن حکم آن مصحف را سوزاند و گفت این نسخه دیگر ضرورت ندارد، زیرا مصحفهای عثمانی موجود است و ممکن است باعث شک و اختلاف در آینده شود.
اهمیت عمومی مشوره
مشوره یک امر الهی است که خداوند در قرآن کریم به پیامبرش ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ دستور داده است که در امور با اهل علم و نظر مشوره کند و بهترین رأی را انتخاب نماید.
حضرت علی ـ رضیالله تعالی عنه ـ فرمود: «مشوره اساس هدایت است و کسی که از رأی خود محروم شود، در حقیقت عقل خود را از دست داده است.»[1]
اهمیت شورا در تصمیمهای سیاسی
وقتی لشکر حضرت علی ـ رضیالله تعالی عنه ـ به پیروزی نزدیک شد، لشکر معاویه ـ رضیالله تعالی عنه ـ قرآنها را بر سر نیزهها بلند کردند و درخواست حکمیت نمودند.
حضرت علی ـ رضیالله تعالی عنه ـ میخواست جنگ ادامه یابد، اما یارانش پیشنهاد توقف جنگ و پذیرش حکمیت را دادند. در نتیجه، او نظر شخصی خود را کنار گذاشت، جنگ را متوقف کرد و حکمیت را پذیرفت.
تشکیل و اهمیت شورای اسلامی:
برای حفظ منافع امت اسلامی لازم است که شوراها با همکاری علما و دانشمندان تشکیل شوند.
گفته شده است: «با علما و دانشمندان بسیار مشوره کنید و برای ثبات و تنظیم سرزمین خود با متخصصین بحث و تبادل نظر نمایید.»[2]
والی میتواند این افراد را خودش انتخاب کند یا از طریق مردم برگزیده شوند. شورا باید وظایف زیر را انجام دهد:
۱ ـ طرحریزی سیاستهای مناسب برای پیشرفت و اصلاحات.
۲ ـ نظارت بر مصارف بیتالمال و مدیریت داراییها.
۳ ـ ارائه خدمات برای حمایت از تاجران، صنعتکاران و دهقانان.
ویژگیهای صلاح کاران:
امیرالمؤمنین ویژگیهای صلاح کاران را چنین بیان میکند:
«با افراد با عزت، شریف، خانوادههای نیک و کسانی که نیت خوب دارند نزدیک باشید. به افراد شجاع، سخاوتمند و نیکوکار نزدیک شوید؛ زیرا آنان اهل خیر و نیکی هستند.»
تطبیق اصل شورا:
در دورهٔ نبویﷺ و خلفای راشدین ـ رضیاللهعنهم ـ مشوره یک اصل اساسی بود و در بسیاری از موارد بر آن عمل میشد. تنها در حالات استثنایی، رأی امام پس از جلب رضایت اعضای شورا ترجیح داده میشد.
شورا و استحباب آن:
در قرآن کریم آیات زیادی دربارهٔ شورا و مشوره آمده است که هرکدام بر اساس شرایط زمان تفسیر و تعبیر شدهاند. برخی از این آیات بر وجوب دلالت دارند و برخی دیگر بر استحباب (مستحب بودن) دلالت میکنند. علما و فقها در تشخیص وجوب و استحباب اختلاف نظر دارند.
در بخشهای گذشته بحث شد که بر حاکم واجب است با اهل علم و متخصصین مشوره کند. اکنون دیدگاه برخی فقها را بیان میکنیم که شورا را مستحب میدانند. آنان باور دارند که آیات نازلشده در مورد شورا بر استحباب دلالت دارد. این نظر از قتاده، ربیع و ابن اسحاق ـ رحمهمالله تعالی ـ نقل شده است. امام طبری نیز این نظر را اختیار کرده است. امام آلوسی نیز این نظر را از بیهقی نقل کرده و نظر شخصی او نیز همین است. ابن حجر ـ رحمهالله تعالی ـ نیز همین نظر را اختیار کرده است و گفته است که این نظر ابو نصر قشیری نیز است[3].
«این از رحمت خداوند است که تو با آنان نرم هستی، و اگر سختدل و خشن میبودی، از اطرافت پراکنده میشدند؛ پس آنان را ببخش، برایشان آمرزش بخواه، و با آنان در کارها مشوره کن؛ و هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن؛ همانا خداوند توکلکنندگان را دوست دارد.»
اگرچه جملهٔ «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» به صیغهٔ امر آمده است و امر بر وجوب دلالت میکند، اما دلایلی وجود دارد که آن را از وجوب به استحباب برمیگرداند:
۱. هدف از مشوره اطمینان و دلگرمی مسلمانان است؛ مانند حدیث پیامبر صلیاللهعلیهوسلم دربارهٔ مشوره در امور ازدواج دختر، حتی اگر ولیّ اختیار داشته باشد.
۲. برخی فقها گفتهاند: هدف این آیه این است که مسلمانان بعد از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به سنت او در مشوره عمل کنند؛ زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از نظر وحی و علم نیاز به مشوره نداشت. این نظر از حسن بصری ـ رحمهالله ـ نقل شده است.
ترجمه: «و کسانی که دعوت پروردگارشان را پذیرفتند، نماز را برپا داشتند، و کارهایشان به صورت مشوره میان خودشان است، و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند.»
این آیه به شکل خبری آمده و دلیل قطعی بر وجوب ندارد، پس بر استحباب دلالت میکند.
قاضی حسین ـ رحمهالله ـ گفته است: در مسائل پیچیده و دشوار مشوره واجب است، و در غیر آن مستحب است.[6]