نویسنده: محمد داود یوسفی اسحاقزهی

اسلام و دموکراسی

بخش: ۳۹

برگزاری نشست‌های شورا در دوران خلافت حضرت عمر فاروق رضی‌الله‌تعالی‌عنه (ادامه…)
اهمیت جلسات شورا
برگزاری جلسات شورا و مشورت با علما و متخصصان تنها برای به‌دست آوردن برکت‌ها، پاداش‌ها و خوبی‌ها نبود. حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ در بسیاری از موارد به‌طور واضح بیان کرده است که خلافت بدون مشورت بی‌معنا بوده و جایز نیست.
حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ فرموده است: «لا خلافة إلَّا عن مشورة»؛ یعنی: «هیچ خلافتی بدون مشوره معنا ندارد.»[1]
جلسات سران شورا غالباً در زمان‌های خاص و اضطراری برگزار می‌شد. علاوه بر آن، جلسه دیگری نیز وجود داشت که در آن درباره نظم و اصلاح امور روزمره بحث و گفت‌وگو می‌کردند. محل این جلسه نیز در مسجد نبوی بود. حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ هر روز اخبار مناطق اطراف و سرزمین‌های فتح‌شده را برای مشورت و تحلیل به آنان ارائه می‌کرد.
هرگاه موضوعی نیاز به مشوره داشت، حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ از آنان مشوره می‌خواست. برای مثال، موضوع تعیین جزیه بر مجوسیان نخستین بار در همین جلسه مطرح شد.
مورخ بزرگ «بلاذری» وضعیت این جلسه را به‌صورت کوتاه چنین بیان می‌کند: «مهاجرین در مسجد جلسه‌ای داشتند که حضرت عمر ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ نیز با آنان می‌نشست و درباره مسائل سرزمین‌های تحت اداره دولت اسلامی گفتگو می‌کرد. حضرت عمر ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ یک روز گفت: نمی‌دانم با مجوسیان چه کنم.»[2]
علاوه بر اعضای شورا، مردم عادی نیز حق داشتند در امور نظامی و اجتماعی شرکت کنند و نظرات خود را بیان نمایند. گاهی آنان نیز روش‌های مشابه امروز را به کار می‌بردند. مثلاً زمانی که قرار بود نمایندگانی به کوفه، بصره و شام فرستاده شوند، حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ اعلام می‌کرد که مردم باید به اختیار خود افراد شایسته، دیندار و توانمند را انتخاب کرده و به مرکز خلافت معرفی کنند.
به این ترتیب، عثمان بن فرقد از کوفه، حجاج بن علات از بصره و معن بن یزید از شام انتخاب شدند و حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ آنان را به‌عنوان حاکمان این مناطق تعیین کرد. قاضی ابویوسف ـ رحمه‌الله تعالی ـ این واقعه را چنین نقل می‌کند: «حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ به مردم کوفه، بصره و شام نوشت که بهترین و صالح‌ترین افراد خود را به مرکز خلافت بفرستند. عثمان بن فرقد از کوفه، معن بن یزید از شام و حجاج بن علات از بصره انتخاب و اعزام شدند. حضرت عمر ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ فرمود: هر یک در منطقه خود مسئول خزانه خواهد بود.»[3]
سعد بن ابی وقاص ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ که از صحابه بزرگ و فاتح پایتخت دولت ساسانی بود، توسط حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ به عنوان والی کوفه تعیین شد. اما وقتی مردم کوفه از او به مرکز خلافت شکایت کردند، او را از مقامش برکنار کرد.
حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ به همه مردم آزادی کامل در دفاع از حقوقشان داده بود و در زمان خلافت او، مردم به‌طور کامل از این آزادی استفاده می‌کردند. آنان آشکارا حقوق خود را مطالبه می‌نمودند. هر سال گروه‌هایی از ولایت‌های مختلف به مرکز خلافت می‌آمدند تا شکایات مردم را به خلیفه برسانند.
در موسم حج، حضرت عمر فاروق ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ بارها مسئولان را جمع می‌کرد و درباره تأمین حقوق مردم با آنان مشورت و توصیه می‌نمود.
حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ می‌فرمود: «در کاری که بدون مشوره تصمیم گرفته شود، هیچ خیری وجود ندارد.»
بر همین اساس، حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ در مسائل زیر با صحابه مشورت کرد:
• قتل هرمزان، جفینه و دختر ابولؤلؤ توسط عبیدالله بن عمر رضی الله عنهما
• هدیه‌ای که ملکه روم برای ام کلثوم، دختر حضرت علی ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ فرستاده بود
• درخواست اجازه عبدالله بن ابی سرح برای ورود به افریقا
• موضوع جمع‌آوری قرآن کریم در یک مصحف
حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ این مسائل را با بهترین روش و با مشوره صحابه حل نمود.
پیشامدهای پس از شهادت حضرت عمر ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ
پس از شهادت حضرت عمر ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ، عبیدالله بن عمر رضی الله عنهما ، هرمزان، جفینه و دختر ابولؤلؤ مجوسی را به اتهام دست داشتن در قتل پدرش کشت. در این باره حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ با گروهی از مهاجرین و انصار مشورت کرد.
حضرت علی ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ گفت: «نظر من این است که عبیدالله باید در برابر آنان قصاص شود.» برخی از مهاجرین گفتند: «دیروز پدرش کشته شد و امروز فرزندش کشته می‌شود!»
عمرو بن عاص ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ گفت: «ای امیرالمؤمنین! این حادثه زمانی رخ داد که تو مسئولیت مسلمانان را به عهده نداشتی.»
حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ گفت: «من والی و سرپرست مسلمانان هستم و دیه آنان را می‌پردازم؛ این مبلغ از مال شخصی من پرداخت خواهد شد.»
هدیه ام کلثوم و ملکه روم
ام کلثوم، دختر حضرت علی ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ برای ملکه روم (همسر هرقل) هدیه‌ای فرستاد. در مقابل، ملکه روم هدیه‌ای دیگر، یک گردنبند بسیار گران‌بها، برای ام کلثوم ارسال کرد.
وقتی فرستاده این هدیه را نزد حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ آورد، او دستور داد هدیه ضبط شود و مسلمانان را جمع کرد. او گفت: «در هیچ کار من خیری نیست اگر بدون مشوره تصمیم گرفته شود. درباره هدیه‌ای که ام کلثوم برای ملکه روم فرستاده و هدیه‌ای که او در مقابل فرستاده است به من مشوره دهید.»
برخی گفتند: «این هدیه حق ام کلثوم است، زیرا او ابتدا هدیه فرستاده است.»
حضرت عثمان ـ رضی‌الله تعالی عنه ـ گفت: «اما فرستاده، فرستاده مسلمانان بوده است، بنابراین باید به بیت‌المال سپرده شود.» سپس دستور داد هدیه به بیت‌المال تحویل داده شود و معادل ارزش آن به ام کلثوم پرداخت گردد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1] مصنف ابن ابی شیبه جلد سوم صفحه ۱۳۹.
[2] زندگی نامه فاروق اعظم عمربن خطاب رضی الله عنه.علامه شبلی نعمانی مترجم عبدالله پارسا سالاری. چاپ دوم . ۳۹۱ ص.
[3] کتاب الخراج ص ۸۴.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version