…
نویسنده: محمد داود یوسفی اسحاقزهی

اسلام و دموکراسی 

بخش: ۴۵

اصول نظام سیاسی اسلام

۵. آزادی در پرتو شریعت 

مسئلهٔ آزادی همواره در طول تاریخ از جمله مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی انسان بوده است. آزادی از جمله خواسته‌های اساسی و نیازهای فطری بشر به شمار می‌رود؛ با این حال، در طول تاریخ این حق به شکل‌های گوناگون و از طریق موانع داخلی و خارجی مختلف از مردم سلب شده است.
در اسلام، آزادی فردی و اجتماعی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ همان‌گونه که در نظام سیاسی اسلام، یکی از اصول اساسی، آزادی در چارچوب شریعت است.
برخی مستشرقین و به پیروی از آنان برخی افراد ناآگاه که شناخت درستی از اسلام ندارند، این دین را متهم کرده‌اند که گویا سرشار از ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها و قیود است. پاسخ به این ادعا آن است که حقیقت کاملاً برعکس است؛ زیرا آزادی‌ای که در اسلام وجود دارد، در هیچ دین یا نظام دیگری به این گستردگی دیده نمی‌شود.
برای مثال، کشورهایی مانند فرانسه و ایالات متحده آمریکا ادعای آزادی‌های گسترده دارند؛ اما اگر قوانین این کشورها بررسی شود، در زمینه‌هایی مانند سفر، مهاجرت، تربیت فرزندان و امور خانوادگی، محدودیت‌ها و قیود فراوانی وجود دارد. این نوع محدودیت‌ها در همهٔ کشورها وجود دارد، اما اسلام چنین قیود تحمیلی‌ای ندارد. اسلام هرگز به شما نمی‌گوید:
●           کجا زندگی کنید
●           به کجا بروید
●           چگونه حرکت کنید
●           چه زمانی سفر کنید
بلکه اسلام به صراحت بیان می‌کند که خداوند شما را آفریده، به شما عقل، دانش و تفکر عطا کرده است، پس بردهٔ دیگران نباشید. اسلام نمی‌خواهد که شما در رفت‌وآمد، اقامت یا امور صادرات و واردات بدون اجازهٔ حکومت مجبور باشید؛ البته کالاهایی که صادر یا وارد می‌شوند باید از چیزهایی نباشند که خداوند حرام کرده است.
به بیان دیگر، اسلام برای ما دستورالعمل‌ها و راهنمایی‌هایی ارائه می‌دهد که اگر اجرا شوند، انسان به سعادت و موفقیت می‌رسد؛ اما اگر نادیده گرفته شوند، موجب زیان دنیوی و اخروی خواهند شد.

اسلام و آزادی بیان 

آیا اسلام آزادی بیان را می‌پذیرد؟ اگر بله، تا چه حد؟
بدون تردید، اسلام از آزادی فکر و نظر دفاع می‌کند و همواره از مخالفان خود دلیل و برهان طلب کرده است:
قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ [نمل: 64]
ترجمه: «بگو اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید.»
همچنین خداوند به پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم دستور داده است که مخالفان را با عقل، استدلال و گفتار نرم به سوی حقیقت دعوت کند:
ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ [نحل: 125] ترجمه: «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه‌ای که بهتر است گفت‌وگو نما.»
همچنین خداوند از مردم می‌خواهد که سخنان را بشنوند و بهترین آن را پیروی کنند:
فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ [زمر: 17–18]
ترجمه: «بشارت ده به بندگان من که سخن را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند.»
به طور کلی، آزادی بیان موجب رشد افکار و گسترش اندیشه‌ها می‌شود؛ بنابراین آزادی اندیشه نیز اهمیت اساسی دارد. انسان باید بتواند در فضای آزاد و واقعی فکر کند، زیرا آزادی بیان بدون آزادی فکر معنا ندارد.
از آنجا که مفهوم آزادی یک مفهوم اصیل اسلامی است، تصور اینکه این مفهوم از غرب گرفته شده باشد نادرست است. البته آزادی مطلق و بدون قید و شرط در هیچ مذهب یا مکتب فکری پذیرفته نیست؛ حتی کسانی که چنین ادعایی دارند، در عمل محدودیت‌هایی بر آزادی انسان اعمال می‌کنند. برای مثال، در برخی کشورها حتی درباره وقایعی مانند هولوکاست نیز محدودیت‌هایی در آزادی بیان وجود دارد.
در اسلام، آزادی بیان تنها تا جایی پذیرفته است که در چارچوب عقل، اخلاق و مصالح جامعه باشد.

نخست: تفاوت آزادی بیان با آزادی گمراه‌کردن دیگران 

اینکه یک سخن گمراه‌کننده است یا نه، به شرایط جامعه بستگی دارد؛ از جمله:
●           سطح آگاهی و معلومات مردم
●           فضای ارائه نظریات مختلف
بنابراین شرایط گفتن یک سخن نادرست با تأثیرگذاری آن متفاوت است. برخی سخنان باطل همیشه گمراه‌کننده نیستند، اما اگر سخنی موجب گمراهی مردم شود، اسلام آن را ناروا می‌داند و از انتشار آن جلوگیری می‌کند.
اگر گوینده‌ای در شرایط خاص، سخنی بگوید که گروهی از مردم را به گمراهی بکشاند، این نیز در اسلام ممنوع است؛ زیرا آزادی در اسلام برای رشد فکر، هدایت و پیشرفت جامعه است، نه برای گمراهی. آزادی‌ای که موجب انحراف فکری شود، در نهایت باعث رکود و عقب‌ماندگی جامعه خواهد شد.
به عبارت دیگر، اسلام برای ما دستورالعمل‌ها و رهنمودهایی ارائه می‌دهد که اگر عملی شوند، انسان به سعادت و کامیابی می‌رسد؛ و اگر نادیده گرفته شوند، موجب زیان دنیوی و اخروی خواهند شد.

تفاوت آزادی اسلام و غربی

آزادی یکی از ارزش‌های بنیادی انسان به شمار می‌رود. اما این مفهوم در فرهنگ معاصر، معنای خاصی پیدا کرده و به نظر می‌رسد که شکل امروزی آن عمدتاً از تحولات اجتماعی اروپا در قرن‌های اخیر سرچشمه گرفته است.
اسلام نیز پیام آزادی را با خود آورده و بر آن تأکید کرده است. این مفهوم به زیبایی در سخن ربعی بن عامر ـ رضی‌الله عنه ـ خطاب به رستم بیان شده است:
«خداوند ما را فرستاده است تا هر کس را بخواهد از پرستش بندگان به پرستش خدا، از تنگنای دنیا به وسعت آن، و از ظلم ادیان به عدالت اسلام برسانیم…»[1]
در برخی جوامع افرادی وجود دارند که مفهوم آزادی را درست درک نکرده‌اند و نمی‌توانند میان آزادی اسلامی و غربی تفاوت قائل شوند؛ از این رو، انتظارات نادرستی از حکومت دارند.
آزادی اسلامی و آزادی غربی در اصل و نتیجه کاملاً با هم متفاوت‌اند:
۱. آزادی غربی:
در غرب، آزادی از تمایلات نفسانی انسان سرچشمه می‌گیرد. در این دیدگاه، خواسته‌های انسان اصل است و انسان باید کاملاً آزاد باشد تا هر چه می‌خواهد انجام دهد. در این نگرش، انسان‌محوری جایگزین دین و خدا می‌شود و آزادی به یک ارزش مطلق تبدیل می‌گردد.
۲. آزادی اسلامی:
در اسلام، آزادی بر اساس توحید و بندگی خداوند بنا شده است. اسلام برای انسان کرامت قائل است و او را تنها بندهٔ خدا می‌داند، نه بندهٔ دیگران.
در جامعهٔ اسلامی آزادی به معنای رهایی از بندگی انسان‌ها و تسلیم شدن در برابر قانون الهی است. بنابراین، آزادی مطلق بدون مسئولیت و بدون قانون در اسلام پذیرفته نیست؛ زیرا چنین چیزی به بی‌نظمی و جهالت منجر می‌شود.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1] تاریخ طبرانی ج۳ ص ۳۴
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version