نویسنده: عبدالحی لیان
ماه شعبان؛ مدرسۀ آمادگی برای رمضان
بخش دوم
سبب نام‌گذاری ماه شعبان
در بیان سبب نام‌گذاری ماه شعبان، محدثان و اهل لغات اقوال متعددی نقل کرده‌اند. ابن حجر عسقلانی رحمه‌الله در فتح الباری ذیل شرح احادیث مربوط به ماه شعبان می‌نویسد:
“وَسُمِّيَ شَعْبَانُ؛ لِتَشَعُّبِهِمْ فِي طَلَبِ الْمِيَاهِ أَوْ فِي الْغَارَاتِ بَعْدَ أَنْ يَخْرُجَ شَهْرُ رَجَبٍ الْحَرَامُ، وَهَذَا أَوْلَى مِمَّا قَبْلَهُ، وَقِيلَ فِيهِ غَيْرُ ذَلِك”.[1]
بر اساس این گزارش، نام «شعبان» از ریشۀ «شَعْب» به معنای پراکندگی و انشعاب گرفته شده است؛ زیرا عرب‌ها پس از پایان ماه حرام رجب (که در آن جنگ و یورش ممنوع بود) برای جست‌وجوی آب یا آغاز دوبارۀ غارت‌ها و فعالیت‌های قبیله‌ای پراکنده می‌شدند. ابن حجر رحمه‌الله این تفسیر را نسبت به دیگر اقوال موجود، از اعتبار بیشتری برخوردار می‌داند، هرچند به وجود دیدگاه‌های دیگر نیز اشاره می‌کند.
لُغویان نیز همین معنا را تأیید کرده‌اند؛
ابن منظور در لسان العرب تصریح می‌کند که نام‌گذاری ماه شعبان از آن روست که عرب‌ها پس از پایان ماه حرام رجب، برای جست‌وجوی آب یا انجام غارت‌ها پراکنده می‌شدند.[2]
فیروزآبادی در القاموس المحيط نیز وجه تسمیۀ این ماه را پراکندگی مردم در پی غارت یا طلب آب می‌داند و آن را با ریشۀ «تشعّب» مرتبط می‌سازد.[3]
ابن فارس در مقاييس اللغة با رویکرد ریشه‌شناختی، برای مادۀ «شَعْب» دو معنای اصلی ذکر می‌کند: یکی تفرّق و جدا شدن و دیگری پیوستن و جمع شدن. وی ضمن اشاره به اینکه «شَعْب» به معنای گروهی از مردم است، نام‌گذاری ماه شعبان را نیز به همین ریشه باز می‌گرداند و یکی از وجوه آن را پراکندگی مردم برای غارت یا جست‌وجوی آب می‌داند.[4]
مجموع این اقوال نشان می‌دهد که نام‌گذاری ماه شعبان، چه از منظر اجتماعی و چه از منظر لغوی، با مفهوم «تشعّب» و گسترش پیوندی عمیق دارد؛ مفهومی که بعدها در پرتو آموزه‌های اسلامی، از یک وضعیت عرفی و اجتماعی، به بستری معنوی و تربیتی برای فزونی خیر و آمادگی روحی پیش از رمضان ارتقا یافته است.
فضایل ماه شعبان
ماه شعبان از جمله زمان‌های برگزیده در تقویم اسلامی است که در متون دینی، به‌خصوص در سیرۀ نبوی صلی‌الله‌علیه‌وسلم، جایگاهی ممتاز دارد. اهتمام ویژۀ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم به عبادت و روزه‌داری در این ماه، نشان‌دهندۀ فضیلت خاص آن در میان سایر ماه‌هاست.
در روایات معتبر، شعبان به‌عنوان ماهی معرفی شده که در آن اعمال بندگان به پیشگاه الهی عرضه می‌شود؛ امری که بر اهمیت مراقبت، اخلاص و افزایش طاعات در این زمان دلالت دارد. همچنین تأکید بر پاکی قلب و اصلاح روابط انسانی در این ماه، بُعد اخلاقی و تربیتی فضیلت شعبان را برجسته می‌سازد. ازاین‌رو، ماه شعبان را می‌توان مقدمه‌ای ضروری برای آمادگی معنوی و ورود آگاهانه به ماه مبارک رمضان دانست.
 پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: “ذَاكَ شَهْرٌ يَغْفُلُ النَّاسُ عَنْهُ بَيْنَ رَجَبٍ وَرَمَضَانَ، وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ، فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِم”.[5] ترجمه: این ماهی است که مردم از آن غافل‌اند، بین رجب و رمضان قرار دارد. در این ماه، اعمال به‌سوی پروردگار جهانیان بالا برده می‌شود و من دوست دارم که عملم درحالی‌که روزه‌دارم بالا برده شود.
مقصود از این‌که گفته شده ماه شعبان، ماهی است که مردم از آن غفلت می‌کنند، آن است که این ماه در میان دو ماه بزرگ قرار گرفته است: یکی ماه حرام و دیگری ماه روزه. ازاین‌رو، توجه مردم غالباً معطوف به این دو ماه می‌شود و ماه شعبان در میان آن‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و در نتیجه، به ماهی مغفول بدل می‌گردد.
حافظ ابن رجب رحمه‌الله در تحلیل فضیلت احیای اوقات غفلت با عبادت، به این نکته تصریح می‌کند که آباد ساختن زمان‌هایی که غالب مردم در آن‌ها دچار غفلت‌اند با طاعت و بندگی، امری مستحب و محبوب نزد خداوند متعال است؛ رویکردی که در سیرۀ عملی گروهی از سلف صالح نیز مشاهده می‌شود. وی بر این باور است که احیای این اوقات، آثار و فواید تربیتی و معنوی متعددی به همراه دارد.
اولین فایده آن است که عبادت در چنین زمان‌هایی غالباً به‌صورت پنهان انجام می‌شود و پنهان داشتن عبادات مستحبی، بر اظهار آن‌ها ترجیح دارد؛ به‌ویژه روزه که رابطه‌ای درونی و محرمانه میان بنده و پروردگار به شمار می‌آید و ازاین‌رو، کمترین زمینه را برای ریا و خودنمایی فراهم می‌کند.
دومین فایده، دشواری بیشتر طاعت در فضای غلبۀ غفلت عمومی است و از منظر اخلاق اسلامی، برترین اعمال آن‌هایی هستند که انجام آن‌ها برای نفس انسان دشوارتر است. ابن رجب رحمه‌الله علت این امر را تأثیرپذیری انسان از رفتار جمعی می‌داند؛ به‌گونه‌ای که رواج طاعت در جامعه، انجام عبادت را آسان‌تر می‌سازد، اما گسترش غفلت و بی‌توجهی دینی، انجام طاعت را برای افراد بیدار سخت‌تر می‌کند؛ زیرا الگوهای عملی کمتری برای اقتدا وجود دارد.
سومین فایده آن است که فردی که در میان اهل معصیت و غفلت به عبادت پایبند است، می‌تواند سبب دفع بلا از جامعه گردد؛ گویی با حضور خود، نقشی حمایتی و بازدارنده ایفا می‌کند. در همین راستا، برخی از سلف، یادکنندۀ خدا در میان غافلان را به فردی تشبیه کرده‌اند که از گروهی در آستانۀ شکست محافظت می‌کند، و تأکید داشته‌اند که نبودِ اهل ذکر در زمان غفلت عمومی، جامعه را در معرض هلاکت قرار می‌دهد. ابن رجب رحمه‌الله در تأیید این معنا، به کثرت آثار و شواهد نقلی در این زمینه اشاره می‌کند.[6]
 از عایشه رضی‌الله‌عنها این‌گونه روایت شده است: “كان رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم يصوم حتى نقول: لا يفطر، ويفطر حتى نقول لا يصوم، فما رأيت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم استكمل صيام شهر إلا رمضان، وما رأيته أكثر صيامًا منه في شعبان”[7] ترجمه: رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم آن‌قدر روزه می‌گرفت که گمان می‌کردیم افطار نمی‌کند، و آن‌قدر افطار می‌نمود که گمان می‌کردیم روزه نمی‌گیرد. هرگز ندیدم رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم روزۀ هیچ ماهی را به‌طور کامل به پایان برساند، جز ماه رمضان، و هیچ‌گاه او را در ماهی بیش از ماه شعبان روزه‌دار ندیدم.
در این روایت عایشه رضی‌الله‌عنها بیان می‌فرماید که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم هیچ‌گاه روزۀ یک ماه را به‌طور کامل (با تمام روزهای آن) جز در ماه رمضان به‌جا نیاورد. این نکته دلالت دارد بر این‌که آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم غیر از رمضان، هیچ ماهی را به‌صورت کامل روزه نگرفته است؛ زیرا در همۀ ماه‌ها، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در برخی روزها نزد عایشه رضی‌الله‌عنها حضور داشت و در آن روزها روزه نبود.
با این حال، بیشترین میزان روزه‌داری پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در ماه شعبان بوده است. علت این امر آن است که شعبان ماهی است که میان رجب و رمضان قرار دارد و بسیاری از مردم از آن غفلت می‌کنند. افزون بر این، برخی از مردم گمان می‌کنند که روزه‌داری در ماه رجب (به دلیل حرام بودن آن) از شعبان برتر است، حال آن‌که چنین نیست؛ بلکه روزه‌داری در ماه شعبان از فضیلت بیشتری برخوردار است.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. ابن حجر عسقلانی، ابوالفضل شهاب‌الدین احمد بن علی بن محمد، فتح الباري بشرح صحیح البخاری، مصر: المكتبة السلفيه، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۱۳.

[2]. ابن منظور، محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ه‌ق، ج۱۳، ص۲۳۸.

[3]. فیروزآبادی، مجدالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، قاهره: دارالحدیث، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۲۳۸.

[4]. ابن فارس، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۹۸.

[5]. ابوعبدالرحمن، احمد بن شعیب بن علی بن سنان، سنن النسائي، شماره حدیث ۲۳۵۷.

[6]. ابن رجب، عبدالرحمن بن احمد، لطائف المعارف فیما لمواسم العام من الوظائف، ص۱۳۶.

[7]. صحيح البخاري، شماره حدیث ۱۹۶۹، صحيح مسلم، شماره حدیث ۱۱۵۶ (متفق علیه).

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version