با فتح عراق و مدائن و فروپاشی حکومت کسری، ساکنان این مناطق به عنوان ذمی در برابر پرداخت خراج بر زمینهای خود باقی ماندند. در این میان رغبت آنان به اسلام افزون گشت و گروهگروه به پذیرش دین مبارک اسلام روی آوردند. حضرت عمر رضیالله عنه با مشاهده این وضعیت، جهت حفظ اتحاد و جمعیت این مسلمانانِ جدید، به حضرت سعد بن وقاص رضیالله عنه مکتوب نگاشت تا دو منطقه را در عراق برای اسکان آنان برگزیند.
حضرت سعد رضیالله عنه مناطق کوفه و بصره را انتخاب کرد و با بنای شهر، آنان را در آنجا مستقر ساخت. از آنجا که شمار زیادی از ساکنان را مسلمانان جدید تشکیل میدادند، حضرت عمر رضیالله عنه برای تعلیم و تربیت آنان، صحابی جلیلالقدر، «عبدالله بن مسعود رضیالله عنه» را که از پیشگامان نخستین در اسلام بود، با این پیغام به کوفه فرستاد: «آثرتکم علی نفسی ابن أم عبد»؛ یعنی من عبدالله بن مسعود را بر خود ترجیح دادم و او را نزد شما روانه ساختم.
عبدالله بن مسعود رضیالله عنه در شهر نوپای «کوفه» به تدریس و تعلیم آغاز نمود و در طول زندگی خود بیش از هفتاد شاگرد برجسته تربیت کرد که هر یک برای خود حلقه و مسند تدریس جداگانهای داشتند. اما غنای علمی کوفه تنها به حضور عبدالله بن مسعود رضیالله عنه محدود نماند، بلکه به دلیل آب و هوای مناسب، صدها صحابه کرام (رضوانالله علیهم اجمعین) دیگر نیز از مدینه و سایر نقاط، برای سکونت دائم به کوفه منتقل شدند.
که برخی از مورخان شمار آنان را یک هزار و پانصد تن نگاشتهاند؛ بدین ترتیب کوفه از یک شهرک کوچک به شهری بزرگ بدل گردید.
زمانی که حضرت علی (کرمالله وجهه) به خلافت رسید و دارالخلافه را از مدینه منوره به کوفه انتقال داد، با مشاهدهی پیشرفت علمی کوفه، بیاختیار بر زبانش جاری شد: «رحم الله ابن أم عبد، قد ملأ هذه التربة علما»؛ خداوند بر عبدالله بن مسعود رضیالله عنه رحمت کناد، حقا که این خاک را از علم آکنده ساخته است. به گفتهی مسروق بن اجدع رحمهالله: «درت فی الصحابة فوجدت علمهم ينتهی إلی ستة، ثم نظرت فوجدت علمهم ينتهي إلى اثنين: على وعبد الله»؛ یعنی در میان صحابه کرام (رضوانالله علیهم اجمعین) جستوجو کردم و یافتم که علم آنان به شش تن ختم میشود، سپس در میان آن شش نفر نگریستم و به این نتیجه رسیدم که علم همهی آنان در دو تن گرد آمده است: یکی حضرت علی (کرمالله وجهه) و دیگری عبدالله بن مسعود رضیالله عنه. با آمدن حضرت علی رضیالله عنه، بر اعتبار علمی کوفه بیش از پیش افزوده شد و به برکت حضور این دو صحابیِ برتر، کوفه در مقایسه با بسیاری از شهرهای اسلامی به شهری چنان علمی بدل گشت که به گفتهی ابومحمد رامهرمزی رحمهالله: «أتيت الكوفة فوجدت بها أربعة آلاف يطلبون الحديث، وأربع مائة قد فقهوا»؛ یعنی با وجود چهار هزار طالب حدیث و چهارصد فقیه، گویا در هر خانهای چراغ حدیث و فقه فروزان بود. (۱)
در چنین شهر علمی و در عصر زرینِ ترویج علوم، وقتی کسی زاده شود، پرورش یابد و با استنباطِ لکها مسئله از احادیث به عالیترین درجات اجتهاد دست یابد، شأن و مهارت حدیثی او به خودیِ خود هویدا میگردد.
۲. استادان و شاگردان امام ابوحنیفه رحمهالله
در تمامی علوم بهطور کلی و در علم حدیث بهطور ویژه، یکی از بزرگترین دلایلِ اثباتِ وثاقت و مهارت یک فرد، بررسی استادان و شاگردان اوست؛ اینکه آیا علم را از اشخاصِ مورد اعتماد فرا گرفته؟ و آیا کسانی که از او کسب دانش کردهاند نزد جمهور علماء مقبول هستند یا خیر؟
استادان امام صاحب رحمهالله را میتوانیم به دو بخش تقسیم کنیم:
بخش نخست، استادانی که در زمرهی صحابه کرام (رضوانالله علیهم اجمعین) هستند.
و بخش دوم، استادانی که از تابعین و یا تبعتابعینِ بزرگ میباشند.
استادان امام صاحب رحمهالله از میان صحابه
جمهور محققان و مناقبنویسان امام صاحب رحمهالله — که علامه ذهبی و ابنحجر عسقلانی (رحمهماالله) نیز در میان آنان هستند — بر این مطلب اتفاقنظر دارند که امام صاحب رحمهالله در دوران کودکی، شماری از صحابه کرام (رضوانالله علیهم اجمعین) از جمله حضرت انس رضیالله عنه را دیده است. اما درباره روایتِ مستقیم از صحابه کرام (رضوانالله علیهم اجمعین)، میان علماء اختلافنظر وجود دارد.
از اقوال آنان چنین برمیآید که امام صاحب رحمهالله بیش از شانزده صحابی را دیده و از آنان روایت کرده است که نامهایشان بدین شرح است:
۱- انس بن مالک. ۲- عمرو بن حریث. ۳- عبدالله بن انیس الجهنی. ۴- عبدالله بن الحارث بن جزء الزبیدی. ۵- جابر بن عبدالله. ۶- عبدالله بن ابیاوفی. ۷- واثلة بن الاسقع. ۸- معقل بن الیسار. ۹- ابوالطفیل عامر بن واثلة. ۱۰- عائشة بنت عجرد. ۱۱- سهل بن سعد. ۱۲- السائب بن خلاد بن سوید. ۱۳- السائب بن یزید بن سعید. ۱۴- عبدالله بن بسر. ۱۵- محمود بن الربیع. ۱۶- عبدالله بن جعفر. ۱۷- ابوامامه (رضیالله عنهم اجمعين).
شمار بسیاری از مناقبنویسان که سال ولادت امام صاحب رحمهالله را سال هشتاد هجری قمری میدانند، بر این مسئله خرده گرفته و معتقدند ملاقات امام صاحب رحمهالله و روایت حدیث از صحابه یادشده — که وفاتشان میان سالهای ۷۰ تا ۸۵ هجری رخ داده — بعید به نظر میرسد؛ آنان همچنین در صحت احادیث خاصی که روایت شده است، تأمل و تردید روا داشتهاند.
با این حال، با در نظر گرفتن دیدگاه تحقیقی علامه زاهد کوثری رحمهالله که قول سال ۷۰ هجری قمری را ترجیح داده است، پرسش و ابهامی درباره کمیِ سن امام صاحب رحمهالله هنگام ملاقات و روایت از صحابه ذیل باقی نمیماند:
۱- جابر بن عبدالله (متوفی: ۷۹ هـ ق).
۲- عبدالله بن جعفر (متوفی: ۸۰ هـ ق).
۳- ابوامامه (متوفی: ۸۱ هـ ق).
۴- واثلة بن الاسقع (متوفی: ۸۳ یا ۸۵ هـ ق).
۵- عمرو بن حریث (متوفی: ۸۵ هـ ق).
۶- عبدالله بن ابیاوفی (متوفی: ۸۵ یا ۸۷ هـ ق).
۷- عبدالله بن الحارث بن جزء الزبیدی (متوفی: ۸۶ هـ ق).
۸- سهل بن سعد (متوفی: ۸۸ یا ۹۱ هـ ق و پس از آن).
۹- السائب بن خلاد بن سوید (متوفی: ۹۱ هـ ق).
۱۰- السائب بن یزید بن سعید (متوفی: ۹۱، ۹۲ یا ۹۴ هـ ق).
۱۱- عبدالله بن بسر (متوفی: ۹۶ هـ ق).
۱۲- محمود بن الربیع (متوفی: ۹۹ هـ ق).
۱۳- ابوالطفیل عامر بن واثلة (متوفی: ۱۰۲ هـ ق).
۱۴- انس بن مالک (متوفی: ۹۹ یا ۱۰۱ هـ ق و دیگران) رضوانالله علیهم اجمعین.
در خصوص دیگر صحابه، درباره معقل بن یسار رضیالله عنه چنین آمده است که وی در دوران خلافت حضرت معاویه رضیالله عنه وفات یافته و خلافت ایشان در سال ۶۰ هجری قمری به پایان رسیده است. همچنین درباره عبدالله بن انیس الجهنی رضیالله عنه روایت شده که در سال ۵۴ هجری قمری درگذشته است؛ لذا روایت از این دو بزرگوار ثابت نمیگردد.
درباره عائشه بنت عجرد نیز علامه ذهبی و ابنحجر عسقلانی (رحمهماالله) معتقدند که وی اساساً در زمره صحابیات نبوده است.
اما اگر به استدلال علامه زاهد کوثری رحمهالله بنگریم، ایشان معتقد است که تدوین علم تاریخ بسیار دیر صورت گرفته و همین امر موجب بروز اختلاف میان مورخان در ثبت زمان ولادت و وفات تابعین، و به طریق اولی صحابه شده است؛ با این نگاه، حتی امکان سماع و شنود روایت از معقل بن یسار و عبدالله بن انیس (رضیالله عنهما) نیز محتمل است.