نویسنده: مفتی محمدگل سعید

مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}

مجموعه مقالات

بخش: ۱۱

مقام امام اعظم رحمه الله در فقه
وکیع بن الجراح چنین بیان داشته است: «در میان تمامی افرادی که با آنان روبرو شده‌ام، امام اعظم رحمه الله بزرگ‌ترین فقیه و برترین نمازگزار بود.»[1]
امام شافعی رحمه الله در توصیف جایگاه ایشان می‌فرماید: «هر کس خواهان دستیابی به فهم عمیق در فقه است، باید ملازمِ امام اعظم رحمه الله و شاگردان ایشان گردد؛ چرا که همه‌ی مردمان در فقه، عیال (ریزه خوارِ خوانِ معرفت) امام اعظم رحمه الله هستند. کسی که در کتب امام اعظم رحمه الله ننگرد، نه فقه را می‌فهمد و نه به کمال می‌رسد.»[2]
همچنین یزید بن هارون گفته است: «فقه، تخصصِ امام اعظم رحمه الله و شاگردان اوست؛ گویی آنان اساساً برای همین رسالت زاده شده‌اند.»[3]
نضر بن شمیل رحمه الله نیز معتقد است: «مردم نسبت به فقه در خواب غفلت بودند، امام اعظم رحمه الله آنان را بیدار کرد و گره‌های فقه را برایشان گشود و تبیین نمود.» عبدالله بن ابی‌جعفر الرازی می‌گوید: «از پدرم شنیدم که می‌گفت: در فقه و تقوا کسی را برتر از امام اعظم رحمه الله مشاهده نکردم.» جریر رحمه الله نقل می‌کند: «هرگاه از اَعمش درباره‌ی مسائل بسیار ظریف و پیچیده سوال می‌شد، او آن مسائل را جهت پاسخگویی نزد امام اعظم رحمه الله می‌فرستاد.»
جعفر بن ربیع رحمه الله می‌گوید: «پنج سال در محضر امام اعظم رحمه الله بودم؛ در وقار و سکوت کسی را فزون‌تر از او نیافتم، اما هنگامی که از ایشان پرسشی می‌شد، لب به سخن می‌گشود و دانش خویش را همچون رودی خروشان بیان می‌کرد.» ⁽⁴⁾
عبدالله بن مبارک رَحْمَةُ الله عَلَیْهِ آورده است: «اگر حدیثی روشن باشد و [در کنار آن] نیاز به رأی و استنباط پدید آید، رأی امام مالک رحمه الله، سفیان ثوری رحمه الله و امام اعظم رحمه الله نیکوست؛ اما در این میان، امام اعظم رحمه الله باریک‌بین‌تر و فقیهی والاتر است.»
ابومطیع بلخی رحمه الله روایت می‌کند که امام اعظم رحمه الله حکایت فرمود: «نزد امیرالمؤمنین ابوجعفر منصور رفتم؛ او از من پرسید: علم را از که آموخته‌ای؟ پاسخ دادم: از حماد کسب علم نموده‌ام و او از ابراهیم نخعی رحمه الله و ابراهیم از حضرت عمر، حضرت علی، حضرت عبدالله بن مسعود و حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنهم فرا گرفته بود. امیرالمؤمنین [با شگفتی] گفت: بَه بَه! از آنجا که از استادانی چنین مبارک و پاکیزه آموخته‌ای، به بنیانِ علم خویش استحکام بخشیده‌ای.»[4]
اصول مذهب امام صاحب
مذهب امام صاحب در کوفه پدید آمد و اصول مذهب حنفی به دست ایشان تدوین و آراسته گردید؛ چنان‌که در سخن خویش می‌فرماید: «به تحقیق من از کتاب الله مسائل را استنباط می‌کنم، اگر در قرآن نیافتم، پس احادیث نبوی را اخذ نموده‌ام، و اگر در آن نیز نیافتم، پس از صحابه؛ و از قول آنان به قول دیگران خارج نمی‌شوم. زمانی که سخن به ابراهیم، شعبی، حسن، ابن سیرین و سعید بن المسیب برسد، پس مراست که کوشش کنم، چنان‌که آنان کوشش نموده‌اند.» و این‌ها در حقیقت همان اصولی است که سایر امامان نیز از آن متابعت می‌کنند؛ نخست به کتاب پروردگار و سپس به احادیث نبوی رجوع می‌نمایند.
گسترش مذهب حنفی
مذهب امام ابوحنیفه در کشورهای مختلف گسترش یافت که هفتاد درصد دنیا پیروان همین مذهب هستند. در گسترش این مذهب، امام ابویوسف رحمه‌الله نقش بسزایی داشت؛ زیرا او قاضی‌القضات خلافت عباسی بود و در این خلافت، مذهب حنفی رسمیت داشت. همچنین از سوی حکومت‌های سلجوقیان، غزنویان، خلافت عثمانی و دیگر حکومت‌ها به عنوان مذهب رسمی شناخته شده بود. اکثر پیروان این مذهب در عراق، مصر، شام، یمن، افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی، هند، پاکستان، چین و… هستند. امام ابوحنیفه رحمه‌الله بزرگِ چهار امام و نخستین مجتهد امت اسلامی شمرده می‌شود. حنفی یگانه مذهبی است که در دوره‌ی عثمانی در تمام امت مسلمه، ششصد سال فیصله‌های این مذهب تطبیق شده است و همچنین در خلافت مغولیه نیز مذهب رسمی احناف بود؛ پس همین وجه است که این مذهب نسبت به سه مذهب دیگر پیروان بیشتری دارد. اللجنة الدائمة (عربستان) در این مورد می‌نویسد: «ومذهب الإمام أبي حنيفة رحمه الله قديكون أكثر المذاهب انتشاراً بين المسلمين، ولعل من أسباب ذلك تبني الخلفاء العثمانيين لهذا المذهب، وقد حكموا البلاد الإسلامية أكثر من ستة قرون، ولايعنى ذلك أن مذهب أبي حنيفة رحمه الله هو أصح المذاهب أو أن كل ما فيه من اجتهادات فهو صواب.»[5]
امام عالی‌مقام در طول سی سال، علاوه بر تربیت هشتصد شاگرد که بعدها هر یک امام فقهی و مجتهد بودند، در این سی سال پاسخ هشتاد و سه هزار مسئله دینی را نیز داده بود که سپس در زمان حیات امام صاحب تحت عناوین مختلف مرتب گردید و بنیاد فقه و قانون حنفی قرار داده شد. امام اعظم رحمه‌الله هزاران مسئله تدوین نموده است که در شمار آن اختلاف است، اما کمترین شمار آن هشتاد و سه هزار (۸۳۰۰۰) است که سی و هشت هزار (۳۸۰۰۰) آن به عبادات تعلق دارد و باقی دیگر به معاملات مربوط می‌شود.
شاگردان مشهور امام صاحب رحمه‌الله
امام اعظم رحمه‌الله شاگردان بسیاری داشتند و به هزاران تن علم فقه و حدیث آموختند. محمد بن یوسف الصالحی الشافعی در صفحه (۱۸۳) کتاب «عقود الجمان» نگاشته است: نصیب امام اعظم رحمه‌الله شاگردانی گردید که نصیب دیگر امامان نشده است؛ صالحی الشافعی در باب پنجم کتاب خویش می‌نویسد: برخی شاگردان امام اعظم رحمه‌الله که از ایشان حدیث و فقه آموخته بودند، از ساکنان مکه مکرمه، مدینه منوره، دمشق، بصره و الجزیره بودند؛ صالحی الشافعی در کتاب خود نام هشتصد (۸۰۰) شاگرد امام اعظم رحمه‌الله را ذکر کرده است. ملا علی بن سلطان محمد القاری (ملا علی قاری) رحمه‌الله در کتاب خویش «مناقب الإمام الأعظم»، نام نزدیک به پانصد (۵۰۰) تن از شاگردان امام اعظم رحمه‌الله را آورده و گفته است که این‌ها را از «مناقب للکردری» به طور گزیده نقل کرده است؛ وی در ادامه می‌نگارد که این شاگردان امام اعظم رحمه‌الله شمارشان به هفتصد و سی (۷۳۰) تن می‌رسد؛ آنان بزرگ‌مردان روزگار خویش بودند که علم دین را از امام اعظم رحمه‌الله آموخته و به ما رسانیدند. نام چند تن از آنان چنین است: امام ابو یوسف رحمه‌الله، حسن بن زیاد رحمه‌الله، ضحاک بن مخلد رحمه‌الله ابو عاصم النبیل (استاد مشهور امام بخاری که بسیاری از ثلاثیات را از ایشان روایت کرده است) رحمه‌الله. امام محمد بن الحسن الشیبانی رحمه‌الله، محدث بزرگ خراسان إبراهیم بن طهمان رحمه‌الله، أبيض بن الأغر بن الصباح المنقري رحمه‌الله، أسباط بن محمد رحمه‌الله، إسحاق الأزرق رحمه‌الله، أسد بن عمرو البجلي رحمه‌الله، إسماعيل بن يحيى الصيرفي رحمه‌الله، أيوب بن هانئ رحمه‌الله، جارود بن يزيد النيسابوري رحمه‌الله، جعفر بن عون رحمه‌الله، حارث بن نبهان رحمه‌الله، حیان بن علي العنزي رحمه‌الله، حسن بن زياد اللؤلؤي رحمه‌الله، حسن بن فرات القزاز رحمه‌الله، حسين بن الحسن بن عطية العوفي رحمه‌الله، حفص بن عبد الرحمن القاضي رحمه‌الله، حکام بن سلم رحمه‌الله، ابو مطیع الحکم بن عبد الله بلخی رحمه‌الله، فرزند امام صاحب حماد بن أبي حنيفة رحمه‌الله، حمزة الزيات رحمه‌الله، خارجة بن مصعب رحمه‌الله، داود الطائي رحمه‌الله، امام زفر بن الهذيل التميمي الفقيه رحمه‌الله، زيد بن الحباب رحمه‌الله، سابق الرقي رحمه‌الله، سعد بن الصلت القاضي رحمه‌الله، سعيد بن أبي الجهم القابوسي رحمه‌الله، سعيد بن سلام العطار رحمه‌الله، سلم بن سالم البلخي رحمه‌الله، سليمان بن عمرو النخعي رحمه‌الله، سهل بن مزاحم رحمه‌الله، شعيب بن إسحاق دمشقي رحمه‌الله، صباح بن محارب رحمه‌الله، صلت بن الحجاج رحمه‌الله، عامر بن الفرات رحمه‌الله، عائذ بن حبیب رحمه‌الله، عباد بن العوام رحمه‌الله، عبدالله بن المبارک رحمه‌الله[6]، عبد الله بن يزيد المقري رحمه‌الله، أبو يحيى عبدالحميدالحماني رحمه‌الله، عبدالرزاق رحمه‌الله عبدالعزیز بن خالد ترمذی رحمه‌الله، عبدالکریم بن محمدالجرجانی رحمه‌الله، عبدالمجید بن أبی رواد رحمه‌الله، عبدالوارث التنوری رحمه‌الله عبیدالله بن الزبیر القرشی رحمه‌الله، عبید الله بن عمرو الرقی رحمه‌الله، عبید الله بن موسى رحمه‌الله عتاب بن محمد رحمه‌الله علي بن ظبیان القاضی رحمه‌الله،علي بن عاصم رحمه‌الله، علي بن مسهر القاضي رحمه‌الله، عمروبن محمد العنقزی رحمه‌الله، أبو قطن عمرو بن الهیثم رحمه‌الله، عيسى بن يونس رحمه‌الله، أبو نعيم رحمه‌الله، فضل بن موسى رحمه‌الله، قاسم بن الحكم العرني رحمه‌الله، قاسم بن معن رحمه‌الله، قیس بن الربیع رحمه‌الله، محمد بن أبان العنبري کوفی، محمد بن بشر، محمد بن الحسن بن آتش، محمد بن خالدالوهبی، محمد بن عبد الله الأنصاري رحمه‌الله، محمد بن الفضل بن عطية رحمه‌الله، محمد بن القاسم الأسدي رحمه‌الله، محمد بن مسروق الکوفي رحمه‌الله، محمد بن يزيد الواسطي رحمه‌الله، مروان بن سالم رحمه‌الله، مصعب بن المقدام رحمه‌الله، معافى بن عمران رحمه‌الله، مکي بن إبراهيم رحمه‌الله استاد امام بخاری، نصر بن عبد الکریم البلخی الصیقل نصر بن عبد الملك العتکي رحمه‌الله، أبو غالب النضر بن عبد الله الأزدي رحمه‌الله، نضر بن محمد المروزي رحمه‌الله، نعمان بن عبد السلام الأصبهاني رحمه‌الله، نوح بن دراج القاضي رحمه‌الله، نوح بن أبي مريم الجامع رحمه‌الله، هشیم رحمه‌الله، هوذة رحمه‌الله، هياج بن بسطام هروي رحمه‌الله، وکیع رحمه‌الله، یحیى بن أیوب المصري رحمه‌الله، یحیى بن نصر بن حاجب رحمه‌الله، یحیى بن یمان رحمه‌الله، یزید بن زریع رحمه‌الله، یونس بن بکیر رحمه‌الله، أبو إسحاق الفزاري رحمه‌الله، أبو حمزة السکري رحمه‌الله، أبو سعدالصاغاني رحمه‌الله، أبوشهاب الحناط رحمه‌الله، أبومقاتل السمرقندي رحمهم الله تعالى.  
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1] تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۳۴۷
[2] تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۳۴۷
[3] تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۳۴۷
[4] تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۳۳۴
[5] فتاوى اللجنة الدائمة ۵/ ۵۶.
[6] ابوعبدالرحمن عبدالله، که به ابن مبارک مروزی شهرت داشت، از محدثان بزرگ و عالمان نامدار زمان خود به شمار می‌رفت. وی همچنین نویسنده کتاب «الزهد والرقایق» (کتابی در باب احادیث) است. او در سال ۱۸۱ هجری قمری در سن ۶۳ سالگی وفات یافت.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version