الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۳۰
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی علیهالسلام (ادامه)
آموزۀ بیست و سوم: نقش سازندۀ زن مؤمن در تربیت و پشتیبانی از رسالتهای الهی
از دیگر مباحث تربیتی که میتوان از داستان حضرت موسی علیهالسلام آموخت، نقش بارز و اثرگذار زن در ساختن زندگی، تربیت نسل، گسترش فضایل، حمایت از حق و پشتیبانی از رسالتهای الهی است.
زن مؤمن در ساختن زندگی، گسترش فضایل، پاسداری از رسالتهای الهی، مقابله با ظلم و حمایت از نیکان و صالحان نقشی بزرگ و اثرگذار دارد. ازاینرو، زن نباید تواناییها، استعداد، خلاقیت، اندیشه و دیدگاه خود را ناچیز بشمارد؛ زیرا در تاریخ رسالتهای الهی، زنان بزرگواری وجود داشتهاند که با ایمان، فداکاری، دوراندیشی و ایستادگی خود، نقش ماندگاری در حمایت از پیامبران و تحقق اهداف الهی ایفا کردهاند.
یکی از برجستهترین نمونهها، مادر حضرت موسی علیهالسلاماست. خداوند متعال در داستان حضرت موسی علیهالسلاماز مادر او یاد کرده و نقش مهم وی را در حفظ و نجات این پیامبر بزرگوار بیان فرموده است. هنگامی که جان فرزندان بنیاسرائیل در معرض خطر بود و فرعون دستور کشتن نوزادان پسر را صادر کرده بود، خداوند به مادر موسی علیهالسلامالهام کرد که فرزندش را شیر دهد و هنگامی که بر جان او بیمناک شد، او را در صندوقی نهاده و به دریا بیفکند: “وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ”[1]؛ ترجمه: «و حکم کردیم به مادر موسی که شیر بده او را پس چون بترسی بر وی بینداز او را در دریا و مترس و غمگین مشو (هرآئینه) ما باز رسانندۀ اوئیم به سوی تو و گردانندۀ اوئیم از پیغمبران.»[2]
این اقدام، از یک سو نشاندهندۀ ایمان عمیق و اعتماد مادر موسی علیهالسلامبه وعدۀ الهی و از سوی دیگر، بیانگر جایگاه مهم مادر در حفاظت از فرزند و فراهم کردن زمینۀ رشد و آیندۀ اوست. دل مادر همچنان نگران فرزندش بود و اگر خداوند دل او را استوار نمیکرد، نزدیک بود راز خود را آشکار سازد.
سرانجام نیز خداوند وعدۀ خویش را تحقق بخشید و موسی علیهالسلامرا به مادرش بازگرداند تا چشم او روشن شود و اندوهگین نباشد.از این داستان میتوان دریافت که مادر در تربیت و حفاظت از نسل، تنها نقش عاطفی ندارد؛ بلکه میتواند در سرنوشت یک رسالت و آیندۀ یک جامعه نیز اثرگذار باشد. مادر موسی علیهالسلامدر شرایطی دشوار، میان عاطفۀ مادری و فرمان الهی قرار گرفت و با اعتماد به خداوند، فرمان او را بر احساسات طبیعی خویش مقدم داشت.[3]
در کنار مادر موسی علیهالسلام، آسیه، همسر فرعون نیز از شخصیتهای برجستۀ این داستان است. او در محیطی زندگی میکرد که فرعون نماد ظلم و استبداد بود؛ اما محیط فاسد نتوانست ایمان او را از میان ببرد. هنگامی که موسی علیهالسلامدر معرض کشتهشدن قرار گرفت، آسیه از او حمایت کرد و گفت: “قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا”[4]؛ ترجمه: «این طفل روشنی چشم است مرا و ترا مکشید او را شاید که نفع دهد ما را یا بگیریم او را فرزند.»[5]
و خداوند او را به عنوان نمونهای برای مؤمنان معرفی کرده است: “وَضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ”[6]؛ ترجمه: «و بیان کرد الله یک مثل برای مؤمنان زن فرعون را چون گفت ای پروردگار من بنا کن برای من نزد خود خانۀ در بهشت و نجات ده مرا از فرعون و کردار او و نجات ده مرا از قوم ظالمان.»[7]
این آیه نشان میدهد که صلاحیت تربیتی و شخصیت ایمانی انسان وابسته به محیط اجتماعی و خانوادگی او نیست.آسیه در کاخ فرعون زندگی میکرد، اما در برابر ظلم او تسلیم نشد و ایمان خود را حفظ کرد. از این منظر، او الگویی برای زن مؤمنی است که در محیط نامساعد نیز میتواند شخصیت مستقل، ایمان استوار و ارادهای نیرومند داشته باشد.
پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ نیز از آسیه در شمار زنان برتر یاد کرده است: «کَمُلَ مِنَ الرِّجَالِ کَثِیرٌ، وَلَمْ یَکْمُلْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا آسِیَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ وَمَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ.»[8] ترجمه: از میان مردان، افراد بسیاری به کمال رسیدهاند؛ اما از میان زنان، جز آسیه، همسر فرعون، و مریم، دختر عمران، کسی به کمال نرسیده است.
سومین نمونه در داستان حضرت موسی علیهالسلام، خواهر او است. هنگامی که مادر موسی علیهالسلام او را در صندوق نهاد و به دریا سپرد، خواهرش مأمور شد او را دنبال کند و از سرنوشتش آگاهی یابد: “وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ”[9]؛ ترجمه: «وگفت مادر موسی به خواهر موسی در پی برادر خود برو پس دید او را از دور و فرعونیان نمیدانستند.»[10]
خواهر موسی علیهالسلام این مأموریت را با دقت، هوشیاری، مهارت و احتیاط انجام داد. او بدون اینکه مأموران فرعون متوجه شوند، مسیر کودک را دنبال کرد تا سرانجام زمینۀ بازگشت او به مادرش فراهم شد.از این بخش داستان، یک اصل مهم تربیتی و مدیریتی نیز به دست میآید: برای انجام مسئولیتهای مهم باید افراد شایسته، امین، هوشیار و توانمند انتخاب شوند. مادر موسی علیهالسلام این مأموریت حساس را به دخترش سپرد و او نیز آن را با موفقیت انجام داد.
مجموع این نمونهها نشان میدهد که تحقق اهداف الهی و موفقیت رسالتهای پیامبران علیهمالصلاةوالسلام تنها با تلاش مردان صورت نگرفته است، بلکه زنان مؤمن نیز در مراحل مختلف، نقش اساسی و تعیینکننده داشتهاند. مادر موسی علیهالسلام با ایمان و اعتماد به خداوند، آسیه با مقاومت در برابر ظلم، خواهر موسی علیهالسلام با هوشیاری و مسئولیتپذیری، هر یک الگویی ارزشمند برای زنان مؤمن ارائه کردهاند.
ازاینرو، خانوادۀ اسلامی باید زن را تنها در نقش یک عضو عاطفی خانواده نبیند؛ بلکه او را یکی از ارکان مهم تربیت نسل، اصلاح جامعه، حمایت از حق و پاسداری از ارزشهای دینی بداند. بهویژه مادران باید بدانند که تربیت فرزند صالح، پرورش ایمان، تقویت اخلاق و ایجاد شخصیت مقاوم و مسئولیتپذیر در فرزندان، میتواند آثار آن تا سالها و حتی نسلها در جامعه باقی بماند.
امروز بیش از هر زمان دیگر به زنانی نیاز داریم که از این الگوهای قرآنی الهام بگیرند؛ زنانی که ایمان را با آگاهی، عاطفه را با عقلانیت، مادری را با تربیت، و زندگی خانوادگی را با مسئولیت اجتماعی همراه سازند و در پرورش نسلی مؤمن، صالح، آگاه و مسئول سهم بگیرند.